عقل اگر باشد

علی هاشمی٭

-حکومتِ ما معنای حکومت بودن را اغلب در اِعمال زور و فشار و اجبار می‌داند و می‌بیند… برای مشاهدۀ نمایی نزدیک از وجه اجبار در اِعمال قدرت، می‌توان به همین یکی دو ماه پیش رجوع کرد. وقتی در اولین ساعات بامداد، صداهای مهیبی آمد و همه متوجه شدند که اسرائیل به مواضعی در تهران و ایران حمله کرده است، درست در فردای همان حملۀ شبانه، ماشین‌های گشت ارشاد در میادین و خیابان‌ها دیده شدند. بعد از مدتی که به هر دلیلی کمتر دیده می‌شدند.

حکومتی که در آن بحبوحه برخلاف انتظارِ حامیان داخلی و اظهارات همیشگی‌اش عمل کرد، برای اثبات قدرتمندیِ خود (در مقولۀ پوشش) به انظار و افکار عمومی، به همان ریسمان همیشگی چنگ زد و سراغ جامعه آمد تا یادآور شود که قدرت دارد؛ قدرت دارد و می‌تواند جامعه را به کاری که نمی‌خواهد مجبور کند و با زور و فشار نگذارد چنان باشد که می‌خواهد و اجبار کند که جامعه چنان باشد که حکومت می‌خواهد.

این قصۀ حکومتِ ماست که می‌خواهد لُختیِ بی‌قدرتی در بعضی زمینه‌ها را پشتِ زور و فشار و اجبار پنهان کند (البته پر واضح است که این، یگانه دلیلِ غائلۀ حجاب نیست) و عرصۀ درگیری با جامعه را جولانگاه ابراز قدرت می‌بیند و آنجا برای جامعه شاخ‌وشانه می‌کشد.

اما باید به صاحبانِ اراده‌ای که فردای آن حملۀ شبانه و پس از مدتی غیبتِ ماشین‌های گشت ارشاد به این ارابه‌های تولید خشم و نفرت فرمانِ حضور دادند و نیز اراده‌کنندگانی که لایحۀ موسوم به عفاف و حجاب را تهیه و تدارک دیده‌اند یادآور شد که وقتی آن ابزارهای همیشگیِ سرکوب و ابراز قدرت به کار نیامده‌اند، البته که بازگرداندنِ ارابه‌های تولید خشم و نفرت و یا قانونِ جدید هم باد را در قفس کردن است. بادی که از رهگذرِ مقاومت و ایستادگیِ زنان و پشتیبانیِ جامعه از زنان، به پرچمِ این مطالبۀ همگانی می‌وزد.

باید اضافه کرد اینکه این قانون این روزها رونمایی شد و شد مجرایی برای اعمال فشارِ بیشتر بر دولت، نافیِ ارادۀ حکومت برای ابراز قدرت در برابر جامعه نیست. چه‌بسا که از این منظر یک تیر و دو نشان است و حکومت هم در پیِ مواجهه با کنشگرانِ جنبشِ برآمده از اعتراضات پاییزِ 1401 است و هم مواجهه با رأی‌دهندگان به پزشکیان تا هر دو را با اعمال قدرت، سرکوب و سرخورده کند.

البته این قانون فعلاً تعلیق شده است و بهتر است که در تعلیق بماند و حکومت از سرشاخ شدن با جامعه دست بردارد که مخاطرات اجرای این لایحه چنان بالاست که حتی نامش، ظرفیتِ تحمیل هزینۀ فراوان دارد؛ هم به حکومت و هم به جامعه.

زور و فشار و اجبار، گلوله و سرکوب نتوانستند جامعه را وادار به تمکین از خواستۀ حکومت کنند، این قانون هم نخواهد توانست. درست شبیه الگوی قدرت‌نمایی و اِعمال قدرت در باب رؤیاهای بربادرفتۀ حکومت که طرح و پیگیری و اجرایشان، فقط منجر به تحمیلِ خسارات مادی و معنویِ فراوان شده است و ازجمله عواملِ مؤثرِ افتادنِ کشور و جامعه در چاه ویلِ شرایط فعلی هستند. هرچقدر آنجا قدرت و اِعمال قدرت در کار بود، اینجا و در این زمینه هم خواهد بود.

جامعه برای مواجهه و مخالفت با اِعمال قدرتِ حکومت (برعکس معارضان خارجیِ حکومت) ابزارِ جنگی ندارد (و میلی هم به این ابزار نداشته و ندارد) اما ارادۀ عبور چرا. عبور از زور و اجبار و تحقق مطالبۀ پوشش اختیاری.

عقل اگر باشد باید از این اراده تمکین کند تا تیرِ اراده‌های بدخواهِ داخلی و خارجی به سنگ بخورد. عقل اگر باشد، چنان‌که این قانون را تعلیق کرد، فیلترینگ را نیز باید به تاریخ بسپرد و عادتِ پافشاری بر سیاستِ شکست‌خورده را کنار بگذارد.

٭عضو تحریریه جامعه‌نو

متن کامل اینجا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»