کدامین ” یلدا “!! یلدای قدرت طلبان و ثروتمندان یا یلدای فقراء…

یادداشتی از حمزه فیضی پور…

سنت های زیبای تاریخ فرهنگ وطن را باید دوست داشت و باید تداوم آنها را با  ” دل خوشی ”  و  ” خوش دلی ” پاس داشت..
اما یلدای امسال ” دلی خوش” برایش نیست :

وقتی کاسبان و دلالان ارز و پول ، “عِرض آدمها ” برایشان مهم نیست ، و مهم نیست که عِرضی با ارزی معاوضه گردد!

وقتی که کاسبان قدرت برای ماندن در قدرت وزارتی ، به وِزرو وبالش نمی اندیشند  و خوب می اندیشند که چگونه بمانند بی آنکه غم به ابرو آورند که کودکان سیستانی  در محرومیت ، در آتش بی کفایتی و بی تدبیری مقامات و مسوولان انقلابی ، تن معصومانه اشان بسوزد و خاکستر شود!

وقتی  ” تنی ” فروخته می شود تا چند عدد پسته خریداری گردد !

وقتی همسایه امان این ورتر یا آن ورتر ، پول خرید فلان داروی گران قیمت ، برای درمان  فرزندش ندارد !

وقتی مقامات و مسوولان کشور اسلامی ، انگار نه انگار تورم و تحریم  کمر کارگر دورمیدانی شهرمان را  شکسته است و کاری روزمزد برای کسب درآمد روزانه اش  نصیبش نمی شود و  عصر شرمنده باید نزد خانواده اش برگردد !

وقتی که همه چیز شعار گشته است و شعورها را بی محتوا نموده اند ! و عده ای سرمست قدرت و ثروت های بادآورده ، مجدد به فکر تاراج شعور مردمند بی آنکه برای  ” دخل و درآمد ” مردمان تهیدست شهرمان فکری کرده باشند !

وقتی ” زن و شوهری” از فقر، هر دو هم قسم می شوند تا شبانه قرص برنج بخورند و به زندگی سرشار از بدبختیشان پایان دهند…

وقتی که  درازای ظلمت شب یلدا برای  عده قلیلی یک شب است.. اما برای اکثریتی این ظلمت دردناک ، شبها و ماهها و سالهاست آنهم با سفره خالی !

چه دل خوشی مانده است و با کدام پول  پسته ای را باید خرید  و شبی را باید خوش گذراند که فقط لبان خنده ی پسته  سمت و سویش به  صاحبان زر است ، آنهایی که زر در ترازوی بی عدالتی ها دارند و زور در بازوی قدرت تاراج ها !!

اگر از خدا و فردای قیامت نمی ترسید که باید جواب این ملت مظلوم را بدهید..
ولی از قضاوت تاریخ و آیندگان بترسید که نامتان را در کنار منفورترین و بدنام ترین های تاریخ چند هزار ساله این سرزمین ننویسند …

گلایه و درد دل تعدادی از کارگران هم‌وطن :
« مسئولین به فکر کشورهای دیگر هستند اما به فکر ما نیستند؛ شما بروید تلویزیون را نگاه کنید که فقط اخبار سایر کشورها را پوشش می‌دهد!..»