عبدالله ناصری
همینطور که داشتم کتاب تازه خانم “روت بن گیات” تاریخدان آمریکایی را مرور میکردم با عنوان “مردان قدرتطلب چگونه ظهور میکنند، چرا موفق میشوند و چگونه سقوط میکنند” آخرین سخنرانی آقای علی خامنهای را زیر گوشی میشنفتم که آرام و قرارم را هدر داد.
سخنرانی قبلی ایشان را که انقلاب جوانان سوریه علیه حاکمان جدید شام را بشارت داد، من به اوج “بیادراکی” و شدت “نافهمی” تعبیر کردم. اکنون دوباره همان حرفها با عصبیت شدید و بیادبی بیشتر که محمد جولانی را “جوله” نام میبرد. اکنون که ترامپ در راه ورود به کاخ سفید است و دوپارگی سپاه پاسداران روشنتر از قبل، و دولت اسرائیل برای حمله به سرمایههای بیضرورت رهبر جریتر و جدیتر از گذشته، چرا او اینطور حرف میزند.
دلیل این که از سرمایه غیرضروری نام بردم، چون هیچیک به منفعت و مصلحت مردم ایران نبوده است. ای کاش رهبر نامشروع نامقبول (اکثریت) بپذیرد کنار رود و “فردو” را با خود ببرد. به کتاب خانم تاریخدان امریکایی برگشتم و تو گویی که اصلا کتاب را برای رهبر جمهوری اسلامی نوشته است؛ او معتقد است مردان قدرت طلب مثل برلوسکونی، پوتین و (خامنهای) که جز بحران برای مردمان خود چیزی ندارند و با فساد و سانسور و بی توجه به رفاه عمومی جز طمع خود را سیر نمیکنند، فقط دموکراسی را نابود میکنند.
خانم “روت” مینویسد چگونگی مبارزه با ظهور این افراد خودکامه یکی از مهمترین مسائل عصر ماست. البته این خانم نسخه عملی هم ارائه میکند. “ در این حکومتها، سریعترین راهی که به مرگ مستبد منتهی میشود این است که دست داشتن او را در فساد آشکار کنید.” شاید علی خامنهای سالها قبل، از طریقی این را شنیده باشد!! که مدت زیادی تأکید میکند که در حکومتش فساد هست ولی سیستماتیک نیست.
روت گیات در وصف حاکم اقتدارگرا بر این باور است: “برای چنین حاکمی، تحول جمعی که عظمت کشور را به ارمغان میآورد، اجرای آداب و مناسک است. مثل سلام “هایل هیتلر” که فراگیر شد، درست بر خلاف “سلام فرمانده”ی آقا!. سخنرانی اخیر رهبر آدم را یاد مستی میاندازد که گفته بود: «بیرو در وایسی مستم». این سخنان جز بوی جنگ را ندارد. آیا رهبر حکومت، نفیر و صفیر دوپارگی در سپاه را متوجه نیست. البته ظهور این پاره شدن در رده فرماندهان سپاه برای مردم مظلوم ایران، نعمت بزرگی است. چرا باید این مردم شریف هر از گاه دلشان فرو ریزد. توهم روزافزون یک گروگانگیر هشتاد میلیونی چه دلهره ای تولید میکند و چرا باید ملت ایران هر روز به جنگ اندیشه کند؟
تا کی یک رهبر “ابرمتوهم” باید جاه طلبی خود را با اضطراب و ترس مردم از جنگ مبادله کند. به قول استاد شفیعی کدکنی:
“ای میهنی که در تو به خواری
مثل اسیر جنگی یک عمر زیستیم
زین گونه زیستیم و هِقهِق گریستیم.”
۳۵ سال رهبری ایستاده که جز وحشتمان نیفزود و به لطف خدای “استدراج” اکثر عمله ظلمه او سوختند با کدام امید و با کدام پاسدار سخنان اینگونه ترسناک را ایراد میکند؟ وقت خوب خیابان است./ کلمه
@mellimazzhabi