پیام انتخاب جوزف عون: پایان عصر نیابتی‌سازی جمهوری اسلامی

حمید آصفی

انتخاب ژنرال جوزف عون به عنوان رئیس‌جمهور لبنان، نه تنها یک تغییر در رهبری این کشور است، بلکه پیامی عمیق و قابل تأمل برای جمهوری اسلامی ایران و سیاست‌های نیابتی‌اش در منطقه دارد.

انتخاب عون، که با حمایت حزب‌الله و جنبش امل صورت گرفت، به وضوح نشان می‌دهد که این گروه‌ها تحت فشار واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی، به سمت یک توافق سیاسی و خلع سلاح حرکت کرده‌اند.
این تحول ممکن است به معنای پایان دوره‌ای باشد که در آن حزب‌الله به عنوان یک نیروی مسلح و مستقل از دولت عمل می‌کرد.

این واقعیت که حزب‌الله به انتخاب یک رئیس‌جمهور از میان نیروهای ارتش لبنان تن داده است، می‌تواند نشانه‌ای از تمایل به بازگشت به روند سیاسی و کاهش تنش‌ها در کشور باشد.

آیا این تغییر به معنای آن است که جمهوری اسلامی باید به این واقعیت تن دهد که دیگر نمی‌تواند با نیابتی‌سازی و دخالت مستقیم در امور کشورهای همسایه، به گسترش نفوذ خود ادامه دهد؟
این سؤالی است که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد.

در حالی که جمهوری اسلامی در تلاش است تا از طریق گروه‌های نیابتی در لبنان، عراق، سوریه و یمن، قدرت خود را حفظ کند، واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که این سیاست‌ها نه تنها به ثبات منطقه کمک نکرده، بلکه به ایجاد بحران‌های عمیق‌تری منجر شده‌اند.

انتخاب عون و تحولات سیاسی در لبنان به ما یادآوری می‌کند که هیچ نیرویی نمی‌تواند به طور نامحدود از ساختارهای دولتی و ملی فراتر رود.
در این راستا، جمهوری اسلامی با سیاست‌های نیابتی‌ سازی اش هزینه‌ های سنگین برای منافع ملی ایران بوجود آورده است.

بر این اساس، آیا برای حاکمیت زمان آن رسیده است که به جای تداوم این رویکردهای مخرب، به سمت دیپلماسی و همکاری با کشورهای منطقه حرکت کند؟
آیا می‌تواند از تجربه سوریه و لبنان درس گرفته و به سمت یک سیاست واقع‌گرایانه و مبتنی بر منافع ملی برود؟

جواب فعلا تامدتی کوتاه منفی است!!!!. امااین تحولات در لبنان، فرصتی را برای اپوزیسیون ملی دموکراتیک ایران فراهم می‌آورد تا به نفع تغییرات بنیادی، سیاست‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی نقد و معترضانه  صدای خود را بلندتر کند.

به نظر می‌رسد که این تغییرات سیاسی در لبنان، در نهایت می‌تواند بر سرنوشت نیابتی‌های جمهوری اسلامی نیز تأثیر بسزایی بگذارد.
اینجا است که ما باید به دقت این تحولات را رصد کرده و از آن به عنوان فرصتی برای درخواست تغییرات ساختاری و محتوایی و بنیادین در سیاست‌های جمهوری اسلامی استفاده کنیم.