نمایندگان چهار درصدی، تا پول نفت هست نگران مالیات خود نباشید

‍ ناصر دانشفر

باید خون گریست به حال مملکتی که رئیس مجلس آن در تأیید پفیوز خواندن مردم یک شهر با صدای بلند و از عمق جان بانگ الله‌اکبر سر می‌دهد.

باید زانوی غم به سینه چسباند که در این دیار غاصبان کرسی‌های خانهٔ ملت آنقدر با انسانیت بیگانه شده‌اند که از غم همنوعان خود نه فقط متأثر نمی‌شوند که با سخیف‌ترین ادبیات آنها را مورد خطاب قرار می‌دهند.

آقای کوچک زاده با رأی کمتر از ۴ درصد مردم ام‌القرای اسلام پا به مکانی گذاشته که بدون تردید جای او نیست و در لحظه لحظهٔ حضور غیرقانونی خود انگشت در چشمان اکثریت می‌نماید. این غاصب مجرم به همراه همپالکی‌های هم‌وزن خود به خیال خود طرح و لایحه تصویب می‌کنند و همواره بنا داشته‌اند که مفاد آنها را با زور اسلحه به منصهٔ ظهور برسانند.

شگفت‌انگیز است که فردی با چنین سابقهٔ منفوری امروز دم از حق قانونی خود زده و با هولناک‌ترین شیوهٔ بیانی اعلام می‌دارد که راضی نیستم یک قران از مالیات من قبل از آنکه خرج غزه شود خرج لس‌آنجلسی‌های پفیوز شود.
عجب، پس برای هزینهٔ مالیات باید به رضایت مالیات دهندگان نیز توجه نمود و حاکمیت حق ندارد بدون اذن شهروندان خود ریالی در جایی هزینه کند؟!!!

از سرهنگ خلبان که گویا فرماندهی این مثلاً مجلس را به عهده دارد و سربازان تحت فرمان وی می‌پرسم که نظرشان در مورد هزینهٔ دیگر دارایی‌های این مردم از جمله نفت چیست؟ در مورد صرف بیت‌المال برای تقویت بنیهٔ نظامی شش لشکر نیابتی هم همین دیدگاه را دارند؟ در بارهٔ ریختن اموال خلایق به پای دیکتاتور شام، آنهم کسانی که بسیارشان زیر خط فلاکت قرار دارند، با همین عینک می‌نگرند؟

معلوم است که خیر، مردم ایران همان چهار درصدی هستند که برای حفظ نظام پای بر روی وجدان خود می‌گذارند و علیرغم علم به ناکارآمدی، فساد سیستماتیک، ظلم و ستمگری، تضییع حقوق شهروندی و … باز هم نام امثال کوچک‌زادهٔ به واقع کوچک را در برگهٔ رای مرقوم می‌نمایند.

جناب سرهنگ آرزو بدل، شما و همکاران‌تان نگران مالیات خود نباشید که اگر دولت کنونی حتی بی اجازهٔ مقام عظمای ولایت چند میلیون دلاری را برای کمک به مردم خسارت دیده در ایالت کالیفرنیا اختصاص دهد، کلی از درآمدهای این کشور غنی از حیث دارایی‌ها می‌ماند که میلیارد میلیارد دلار خرج حماس، حزب‌الله، جوانان نو انقلابی سوریه، حشدالشعبی، حوثی‌ها و دیگر رفقای گرمابه و گلستان شما گردد.

آقایان و خانم‌های حاضر در بهارستان، برای هزارمین بار به اطلاع می‌رسانیم که ما نیز از غم و اندوه مردم غزه، دلمان خون است. اما برخلاف شما همان‌قدر که از دشمن جنایتکار آنان، یعنی هیئت حاکمهٔ اسرائیل و در راس آنها بی‌بی ملعون بیزاریم از رهبران نابخرد حماس که با یک اقدام ابلهانه مردم خود را به فلاکت کشانده‌اند، دلخور هستیم. اما این هیچ ربطی به مردم لس‌آنجلس ندارد. ما بین شهروندان آمریکا و حاکمان آن تفاوت قائلیم و یقین داریم که در همین شهر گرفتار این بلای طبیعی هستند کسانی که از رنج مردم آوارهٔ غزه غصه می‌خورند و به رویکرد سردمداران کشورشان انتقاد دارند.

گیریم فردی در این سامان زندگی کند که به هر دلیلی موافق عملکرد رژیم خونخوار صهیونیستی باشد، آیا بدین دلیل ما باید خواهان نابودی وی و یا مورد صدمه قرار گرفتن اموال دارایی‌های وی شویم؟ آری ما قطعاً نگاه او را محکوم می‌کنیم و امیدواریم که اگر بر اثر تبلیغات مسموم به چنین دیدگاهی رسیده، به راه راست هدایت گردد و به حمایت از مظلومان این حادثه بپردازد، اما هرگز از سوختن دار و ندار او و برباد رفتن زندگی وی خرسند نمی‌شویم و در حد توان به یاری وی می‌شتابیم.

در پایان هدیه‌ای از ابوالحسن خرقانی تقدیمتان می‌کنم که شاید باعث هدایتتان شود. هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد