اعدام، تیغی است بر گلوی آزادی، شلاقی است بر تن زخمخوردهی عدالت. ۴۶ سال است که این ماشین جهنمی دمی از حرکت باز نایستاده است. نه از داغ مادران، هراسیده و نه از نگاه معصوم نوجوانان شرمسار شده است. حکومتی که ارکان خود را بر شکنجه و اعدام بنا و از خون بیگناهان تغذیه کند، دیگر چیزی برایش باقی نمانده است.
و حالا، نوبت به پخشان عزیزی رسیده؛ نامی دیگر در صفی بیپایان. طناب دار، صدای معترض را خفه نمیکند، آن را به غریوی بلند برای ازادی و عدالت بدل میکند. آیا نمیفهمند که هیچ خونی فراموش نمیشود، بلکه قطرهقطرهی آن، موج دادخواهی را میگستراند؟
به پخشان عزیزی، این مددکار اجتماعی اتهام بغی وارد شده؛ در معنی حملهی مسلحانه به حکومت که مجازاتش اعدام است اما پخشان به مدت هشت سال در فعالیتهای بشردوستانهاش به زنان و کودکانی کمکرسان بوده که قربانی خشونت وحشیانهی داعش بوده و آواره شدهاند.
مجاهد کورکور، وریشه مرادی، بهروز احسانی و مهدی حسنی در معرض اعدام قرار دارند، این حکومت به مرگ متوسل میشود و از حقیقت میهراسد. اما از هر گوشه و کنار جامعه صدای نه به اعدام بلند است. دیگر آن جامعهای نیست که بتوان با سرکوب و خشونت و اعدام خفهاش کرد. این جامعه دیگر نمیپذیرد که عدالت و زندگیهای بیگناه، قربانی عطش بیپایان قدرت شوند.
آنکه امروز حکم و فرمان به اعدام میدهد بیش از هر کس دیگری ترسیده و وحشتزده است، اما این وحشت پایانی ندارد زیرا حکم اعدام دیگری، همواره حکم اعدام فرماندهنده به مرگ نیز هست.
استمرار این پیشینهی رسوا و ننگین در اعدام زندانیان سیاسی، اغلب بدون دادرسی عادلانه بعد از ۴۶ سال هنوز هم ادامه دارد. از سال ۵۷، تاکنون هزاران زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند. بسیاری از این زندانیان با اتهامات عقیدتی یا فعالیتهای سیاسی و درخواست آزادی یا انتقاد از حکومت به مرگ محکوم شدند.
قتل مخالفان تنها به اعدام مخالفان محدود نبوده است، آدمربایی و قتل مخالفان سیاسی چه در داخل و چه در خارج از کشور، یکی از جنبههای تاریک و دهشتبار حکومت بوده است. تاکنون، دستکم ۵۴۰ مورد قتل و آدمربایی مخالفان سیاسی در خارج از ایران صورت گرفته که دست حکومت در کار بوده است.
مبارزات مردمی همواره علیه ستمِ جاری برپا بوده و طی سالهای اخیر زنان، دانشجویان، کارگران، بازنشستگان، معلمان به اشکال متفاوت صدای اعتراضی خود را سر داده و خواهان محو ستم بودهاند.
اتحاد بازنشستگان این جنایت حکومتی را محکوم کرده و از عموم مردم و بازنشستگان میخواهد برای لغو این احکام ناعادلانه صدای اعتراض خود را برآورند.
۲۶ دی ۱۴۰۳
اتحاد بازنشستگان