بحران در بازار بزرگ تهران: رکود بی‌سابقه و چالش‌های روزافزون بازاریان

تصویری از وضعیت بحرانی بازار بزرگ تهران و صنف پارچه‌فروشی

بازار بزرگ تهران، قلب تپنده تجارت و کسب‌وکار در ایران، این روزها با بحرانی بی‌سابقه روبه‌رو است. روز پنجشنبه، که معمولاً یکی از روزهای پرتردد و پرهیجان در بازار محسوب می‌شد، صحنه‌ای کاملاً متفاوت به خود گرفت. از صبح تا ساعت 1:30 بعدازظهر، هیچ خرید و فروشی صورت نگرفت و بازاریان تنها با زحمت رفت‌وآمد و بدون هیچ درآمدی به خانه‌های خود بازگشتند.

قدرت خرید مردم: در سراشیبی سقوط یکی از عمده‌ترین مشکلات کنونی، کاهش شدید قدرت خرید مردم است. این کاهش به گونه‌ای بوده که سال به سال شرایط بدتر شده و به‌ویژه در سال جاری، شرایط بحرانی‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. در حوزه پارچه‌فروشی، به‌ویژه پارچه‌های مجلسی و مانتویی، هیچ خریدی صورت نمی‌گیرد. پارچه‌های بچه‌گانه نیز که پیش‌تر یکی از پرفروش‌ترین اقلام بازار بودند، با افت 70 درصدی تقاضا مواجه شده‌اند.

خانواده‌ها اکنون نه تنها توان خرید لباس‌های جدید برای خود را ندارند، بلکه حتی از تهیه لباس برای فرزندانشان نیز ناتوان شده‌اند. این وضعیت موجب شرمندگی بسیاری از والدین در برابر خانواده‌هایشان شده و بر نگرانی‌های اقتصادی جامعه افزوده است.

عمده‌فروشان و رکود بازار اصلی‌ترین بخش کاسبی در بازار، همیشه عمده‌فروشان بوده‌اند. اما امسال، حتی عمده‌فروشان نیز تا روز 15 بهمن که معمولاً اوج خرید و فروش در بازار محسوب می‌شد، نتوانستند کسب و کار خوبی داشته باشند. این رکود در بخش عمده‌فروشی نشان می‌دهد که کل بازار، از فروشندگان خرد گرفته تا تک‌فروشان و لباس‌فروشان، با رکود و کاهش فروش مواجه شده‌اند.

یکی از بازاریان در این باره گفت: “در عمرم چنین بازاری ندیده‌ام. نزدیک عید، 50 میلیارد تومان پارچه وارد کرده‌ام و در یک ماه حتی یک فروش هم نداشته‌ام. انگار بازار تعطیل شده است.”

تأثیر عوامل خارجی بر بازار داخلی یکی دیگر از چالش‌های موجود، واردات بی‌رویه از چین است. به دلیل رکود اقتصادی و کاهش تقاضا در بازار داخلی، قیمت پارچه در ایران حتی از خود چین ارزان‌تر شده است. برخی افراد که همچنان دسترسی به دلار و درهم دارند، همچنان اقدام به واردات پارچه از چین می‌کنند و این امر موجب می‌شود که بخش‌های دیگر بازار نیز با چالش‌های بیشتری مواجه شوند.

بحران اقتصادی و نگاه به آینده: نیاز به تغییر ساختار این بحران اقتصادی تنها بازاریان را تحت فشار قرار نداده است؛ بلکه تمامی اقشار جامعه، به‌ویژه جوانان، که نیروی محرکه آینده کشور هستند، با این وضعیت مخالف‌اند. جوانان نه تنها از اوضاع اقتصادی، بلکه از ساختارهای ناکارآمد فعلی به ستوه آمده‌اند. ساختاری که به‌جای تسهیل شرایط زندگی و کسب‌وکار، موانع را دوچندان کرده است.

در حالی که بخش زیادی از جامعه جوان، تحصیل‌کرده و با استعداد هستند، اما تحت این ساختارها نه توان شکوفا شدن دارند و نه می‌توانند در بازاری که دچار رکود است، به آینده امیدوار باشند. بسیاری از جوانان بر این باورند که با ادامه این وضعیت، آینده‌ای روشن برای آن‌ها وجود نخواهد داشت.

این نسل دیگر به اصلاحات جزئی راضی نیست؛ آن‌ها به تغییرات اساسی و بنیادی باور دارند. جوانان ایران خواهان ساختاری هستند که به نیازهایشان پاسخ دهد، فرصت‌های عادلانه و شفاف را فراهم کند و اجازه دهد که توانایی‌ها و پتانسیل‌های خود را به‌طور کامل به‌کار گیرند.

آن‌ها به وضوح اعلام کرده‌اند که ساختار کنونی دیگر جوابگو نیست و باید ریشه‌ای عوض شود. از دیدگاه جوانان، نظام اقتصادی و بازار کشور باید از نو بازسازی شود تا شفافیت، عدالت و پویایی به آن بازگردد. آن‌ها به این باور رسیده‌اند که بدون تغییرات بنیادین در نظام حکمرانی اقتصادی و جایگزینی ساختارهای فرسوده با رویکردهای مدرن و کارآمد، بهبود شرایط ممکن نخواهد بود.

نتیجه‌گیری این بحران تنها به رکود بازار و کاهش قدرت خرید مردم محدود نمی‌شود؛ بلکه بحرانی عمیق‌تر در دل خود دارد: بحران اعتماد به ساختارهای اقتصادی و سیاسی. جوانان ایران، به‌عنوان نسلی که آینده کشور را در دست خواهد داشت، به این نتیجه رسیده‌اند که زمان تغییر فرارسیده است. تغییراتی اساسی که بتواند اقتصاد را از رکود و ورشکستگی نجات دهد و به مردم، به‌ویژه جوانان، امیدی دوباره ببخشد.

بازار بزرگ تهران، به‌عنوان نمادی از وضعیت اقتصادی کشور، تصویری از وضعیت کلان کشور ارائه می‌دهد. اگر تغییرات بنیادینی در سیاست‌ها و ساختارها صورت نگیرد، این رکود و بحران، تنها به تعمیق مشکلات خواهد انجامید. بازاریان و جوانان ایران در انتظار فردایی متفاوت‌اند، فردایی که تنها با تغییرات بنیادین قابل دست‌یابی است.

@Eterazebazar