رستم شجاعی مقدم
شاید صدای مداحان و خطبای جمعه را عوام جامعه به عنوان صدای دین و مذهب تلقی کنند و البته خواست حاکمیت هم همین است، اما هر عاقلی میداند که هرگز اینگونه نیست، زیرا دین جز یک دعوت عام به خردورزی نبوده است.
پرواضح است از روزگاری که مردم منطقه (از بیتالمقدس تا حجاز که محل ظهور قریب به اتفاق پیامبران بودهاست) به حداقلی از دانایی رسیدند دیگر هیچ پیامبری مبعوث نشد و صد البته هر جای زمین که دارای تمدن بوده و عقل هدایت کننده جوامع بوده است هیچ پیامبری ظهور نکرد.
آنچه دین را در برابر عقل قرار داده است در طول تاریخ منفعت طلبی گروههایی بوده است که همه مصالح جامعه را به خاطر منفعت خود متوقف و قربانی کردهاند.
در فرایند ستیز با خرد مداحان، خطبا و سایر دکانداران و کسبهای که از جهل و خرافات جامعه درآمد راحت و آسان کسب کردهاند، دانستهاند که باید منبع کاسبی خود را به تقدس آسمانی و حرمت ماورایی وصل کنند تا جلوی تردید عوامل بسیج شده خود را بگیرند و آنها را به تقابل خشن و خونین علیه عقلای جامعه وادار نمایند.
این شیوه کار آنها از شکلگیری ایدهها و مکاتب پویای فلسفی و اجتماعی و در نتیجه از تمدن سازی و نوسازی فرهنگی جلوگیری کرده است، به همین خاطر در منطقه ما هنوز هم شمشیر و تفنگ و خردستیزی، پول، مقام و آش و حلیم راحتتری به دست میدهد تا دانایی و توانایی بر ارایه پاسخ عقلی و علمی به مشکلات روز ملتها!
بسیار غم انگیز است ملتهایی که از نظر ثروت طبیعی کاملا غنی هستند اما همیشه نیازمند ارفاق و ترحم دولت ملتهایی هستند که از لحاظ منابع ثروت از ایشان فقیرترند.
هر جا و هر زمانی که مداحان و سخنرانان حکومتی دین را علیه سامانه خرد جمعی و برآیند نظرات علمی و تلاشهای نخبگان به کار گرفتهاند، انحطاط و سقوط تمدن، فرهنگ، اقتصاد و همه عوامل ترقی جامعه شروع میشود.
ویرانگری و فرصت سوزی زمانی بحرانی میشود که رهبران و متصدیان امور دینی عوام جامعه را علیه کنشهای عقلانی و تحولات علمی جامعه بسیج کنند.
سیاست به عنوان حیاتیترین کنش برای اداره کشور با این همه آشفتگی صداها و دهانهای دریده نه در داخل و نه در خارج امکان ساماندهی هدفمند نخواهد یافت.
عرصه سیاست به هیچ وجه با حضور بازیگران آتش به اختیار ره به جایی نمیبرد!
۱۴۰۳/۱۱/۶