مذاکره با ترامپ: حذف خونین یا تحولی ضروری در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران؟ پالس‌های ترامپ: یک تغییر جهت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

حمید آصفی

مذاکره با آمریکا همیشه به‌عنوان یک کشمکش پیچیده در درون و بیرون جمهوری اسلامی ایران مطرح بوده است. در دوران مبارزات انتخاباتی، پالس‌های مثبت از سوی ترامپ، که به‌دنبال حل بحران‌هایی مانند جنگ اوکراین و تنش‌ها در غزه است، می‌تواند حاکمیت را به واکنش و حتی مذاکره وادارد. جمهوری اسلامی ایران همواره به‌دنبال خریدن وقت و استفاده از مذاکرات تاکتیکی بوده است، نه مذاکره‌ای به‌عنوان استراتژی بلندمدت. با این حال، در مذاکره با ترامپ، واقعیت جدیدی پیش‌روی تهران قرار دارد: ترامپ به‌دنبال نتایج فوری و از پیش تعیین‌شده است و می‌داند که ایران اکنون در موضع ضعف قرار دارد.

چالش‌های جدید: فاصله‌گیری از پیش‌فرض‌های گذشته

اما آنچه که این بار تفاوت بنیادی ایجاد می‌کند، این است که مذاکره با ترامپ دیگر نمی‌تواند صرفاً بر مبنای پیش‌فرض‌های گذشته جمهوری اسلامی ایران در خصوص مذاکرات باشد. این بار نه تنها انعطاف و نرمش لازم است، بلکه جمهوری اسلامی ایران باید از چهارچوب‌های قبلی فاصله گرفته و آماده باشد تا وارد فضایی جدید و با شرایط متفاوت شود. این فضا به‌طور غیرمستقیم با چالش‌هایی داخلی نیز روبه‌رو خواهد بود که شاید کمتر به آن توجه شده باشد. در این مسیر، تغییرات در نحوه مدیریت بحران‌ها و پذیرش دیدگاه‌های جدید در سیاست‌گذاری داخلی و خارجی می‌تواند به جمهوری اسلامی ایران کمک کند تا ضمن حفظ موجودیت خود، به یک فرآیند تحولی جدید در عرصه سیاست جهانی و داخلی بپردازد.

تحولات درون نظام: حذف گروه‌های کلیدی و بی‌ثباتی احتمالی

این چالش‌ها تنها به تفاوت‌های در سیاست خارجی محدود نمی‌شود، بلکه در درون ساختار جمهوری اسلامی ایران نیز نشانه‌های تغییر و تحولات گسترده‌ای به چشم می‌آید. ورود به مذاکرات با آمریکا ممکن است به نقطه عطفی برای تحولات درون نظام تبدیل شود. حذف جریان‌هایی همچون پایداری و سعید جلیلی، که از ارکان اصلی در سرکوب مخالفان و حفظ موجودیت جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند، یکی از همین تحولات است. اما این سوال اساسی مطرح می‌شود: آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از پس حذف این نیروی کلیدی بربیاید و همچنان نیرویی برای دفاع از خود در میدان‌های کلیدی پیدا کند؟ برای این منظور، جمهوری اسلامی ایران باید بتواند توانمندی‌های داخلی خود را در قالب‌های جدید شکل دهد و به‌جای حذف و سرکوب، در مسیر آشتی ملی و تغییرات ساختاری حرکت کند.

نیروی سرکوبگر: آیا جایگزینی برای آن وجود دارد؟

حذف گروه‌های وفادار به ساختار امنیتی موجود، مانند جریان‌های نزدیک به پایداری، می‌تواند باعث ایجاد شکاف‌هایی در درون نظام شود که نه تنها بر وضعیت داخلی تأثیر می‌گذارد، بلکه باعث تضعیف توان سرکوب و انسجام در مقابل تهدیدات خارجی خواهد شد. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران ممکن است با فقدان نیرویی روبه‌رو شود که در خیابان‌ها، در برابر مخالفان، حضور داشته باشد و از رژیم دفاع کند. این می‌تواند به یک فرصت برای تحولی ساختاری و تغییرات در زمینه پذیرش مخالفین سیاسی و اجرای برنامه‌های آشتی ملی و ترمیمی منجر شود. به‌جای نگاه امنیتی به این جریان‌ها، نیاز است که آنها به‌عنوان بخشی از فرآیند سیاسی و اجتماعی در نظر گرفته شوند.

چالش‌های پیش‌رو: توازن جدید در سیاست داخلی و خارجی

آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به‌راحتی این چالش‌های درونی و بیرونی را مدیریت کند؟ از یک سو، مذاکرات با آمریکا ممکن است موجب تغییراتی بنیادین در روابط ایران با جهان و البته در ساختار سیاسی داخلی شود. از سوی دیگر، حذف جریان‌هایی که در بطن جمهوری اسلامی ایران قرار دارند، ممکن است با خطرات بی‌ثباتی و شکاف‌های عمیق‌تری روبه‌رو کند. در نهایت، این تغییرات نه تنها به تحولی در عرصه سیاست خارجی منجر خواهد شد، بلکه احتمالاً به بازنگری اساسی در ساختار قدرت داخلی جمهوری اسلامی ایران خواهد انجامید. در این فرآیند، جمهوری اسلامی ایران باید آماده باشد تا مسیر جدیدی را در جهت تحولات عمیق‌تری در درون خود و ساختار قدرت بپیماید که شامل پذیرش تنوع سیاسی و یک اجماع ملی مبتنی بر آشتی باشد.

آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به آشتی ملی برسد؟

در شرایطی که جنبش‌های مطالباتی اجتماعی و خواسته‌های بزرگ سیاسی در کمینگاه نشسته‌اند و هر لحظه احتمال شکل‌گیری برآمدهای بزرگ آنان وجود دارد، جمهوری اسلامی ایران با چالش جدی روبه‌رو است. این جنبش‌ها، با ظرفیت شکل‌گیری چندین ابرجنبش اجتماعی و سیاسی، می‌توانند تحولات گسترده‌ای را به دنبال داشته باشند و فضای سیاسی کشور را به‌طور بنیادی تغییر دهند.

این سوال به شدت مطرح می‌شود که آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تنها با حذف نیروهایی مانند پایداری و جلیلی و جریان‌های تندرو به حفظ قدرت خود ادامه دهد؟ یا اینکه نیاز به یک راه‌حل عمیق‌تر و فراگیرتر وجود دارد؟ این پرسش به‌ویژه زمانی برجسته می‌شود که در نظر بگیریم جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با بحران‌های داخلی و جهانی ممکن است مجبور به اتخاذ سیاست‌های جدیدی باشد.

در این شرایط، راه‌حل‌هایی چون “عفو عمومی”، “حق بازگشت مخالفین سیاسی به کشور” و “آشتی ملی” به‌عنوان چالش‌های عمده‌ای مطرح می‌شوند. آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند وارد مسیر آشتی ملی شود و مخالفین خود را نه تنها به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان بخشی از فرآیند سیاسی در نظر بگیرد؟ آیا فرصتی برای تغییرات بنیادی در ساختار حقوقی و سیاسی وجود دارد که به‌جای حذف گروه‌های خاص، به تحول عمیق و پذیرش تنوع سیاسی در درون نظام منجر شود؟

این رویکرد ممکن است به‌عنوان یک چالش اساسی مطرح شود، چرا که ایجاد چنین فضایی نیازمند یک تغییر ساختاری عظیم در ارکان حکومتی و مدیریتی است. این تغییرات نه تنها از لحاظ سیاسی، بلکه از منظر اجتماعی و روانی نیز باید اتفاق بیفتد. پذیرش آشتی ملی و حذف شیوه‌های سرکوب و تک‌صدایی، ممکن است به چالش‌های جدی برای منافع موجود تبدیل شود، اما از سوی دیگر، می‌تواند در راستای تقویت انسجام ملی و برقراری ثبات در آینده جمهوری اسلامی ایران عمل کند.

نتیجه‌گیری: مسیر پیچیده و پیش‌بینی نشده

این فرایند تغییر و تحول، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت پیروزی‌های ظاهری به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت الیت سیاسی حاکم، جامعه مدنی و جامعه سیاسی باید فرمول توازنی جدیدی شکل دهند که هم در سیاست خارجی به عنوان یک کشور نرمال و نیز اجماع ملی که با آشتی ملی و تغییرات ساختاری که در ساختارهای قدرت اصل می‌شود، هماهنگی داشته باشد. چالش‌های جدی این مسیر چگونه جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه خواهد شد؟

در این مسیر، جمهوری اسلامی ایران باید آماده باشد تا با اصلاحات اساسی در درون خود، به‌جای حذف بخش‌های کلیدی قدرت، به جای ایجاد انسجام و امنیت از طریق سرکوب، آن را از طریق گفتمان و آشتی ملی به دست آورد. جمهوری اسلامی ایران آیا آماده است که در بضاعت و ظرفیت اغنای خود، به‌جای حذف بخش‌های کلیدی تندرو، قدرت آنان را در گفتمان جدید هضم و جذب کند؟

این تغییرات بنیادی و عمیق ممکن است از یک انقلاب خونین یا فروپاشی کامل جلوگیری کند و کشور و جامعه ایران به سوی یک آینده نهادینه و با ثبات پیش رود.
https://t.me/hamidasefichannel2

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»