نگاهی به روایت سومین آزار جنسی زنان در آمبولانسهای اورژانس

جعفر عظیم زاده

لینک زیر، گزارش روایت سومین آزار جنسی تکاندهنده در آمبولانسهای اورژانس است که به قلم نسترن فرخه، شبکه شرق آنرا منتشر کرده است.

انسان از خواندن این گزارش و از وجود چنین توحش مستتری در زیر پوست جامعه ای که در آن زندگی میکند بر خود می لرزد. مو بر تنش سیخ میشود و از انسان بودن خود به انزجاری خفه کننده میرسد.
زن سی و سه ساله ای مریض میشود. دخترش با اورژانس تماس میگیرد و آمبولانس از راه میرسد. در طول مسیر مامور اورژانس با آمادگی قبلی و همدستی پیشاپیش راننده، زن مریض را بیهوش و در حالی که بدلیل عادت ماهیانه خونریزی داشته است، او را بطرز هولناکی مورد تجاوز جنسی قرار میدهد. یکسال بعد درست در سالروز این فاجعه، او سکته میکند و می میرد. خواهر بزرگش نیز به فاصله نیم ساعت از شنیدن خبر مرگ وی دست به خودکشی میزند و او هم جان می سپارد.

با پیگیریهای پدر همه چیز اثبات میشود. متجاوز و راننده به شلاق و دو سال انفصال از خدمت محکوم و پس از اجرای حکم شلاق آزاد میشوند. پدر دست از دادخواهی بر نمیدارد و به هر دری میزند، از امام جمعه تا مسئولی در دادگستری و نماینده مجلس. اما آب از آب تکان نمیخورد و فریاد دادخواهی اش در زیر خرواری از آوار  فریب برای نمایش تقدس حکومت دینی مدفون میشود. نه جامعه و افکار عمومی برای مصون ماندن از چنین جنایت هولناکی مطلع میشوند و نه کار پژوهشی و تحقیقی و یا تمهیدات باز دارنده ای در اورژانسهای کشور برای جلوگیری از چنین جنایاتی صورت میگیرد.

آیا سرنوشت مامور اورژانس برایشان مهم است و یا رافت اسلامی! آنان را از مجازات جدی تر مامور اورژانس و راننده باز میدارد؟! و یا نمیدانند برای مصون سازی جامعه در مقابل چنین جنایاتی باید افکار عمومی را آگاه کرد، آموزش داد و کار علمی و تحقیقی وسیعی در چنین مواردی سازمان داد؟

پاسخ روشن است هم سرنوشت مامور اورژانس و راننده برایشان مهم نیست و هم همه نکات فوق را میدانند. اما یک چیز دیگر برایشان هم بسیار حیاتی و مهم است و هم آنرا بهتر از هر کس دیگری میدانند و آن حفظ زرورق فریبکارانه ی هاله ی پاکدامنی در یک جامعه ی تحت سیطره  حکومت دینی به هر بهایی است به ویژه که اگر جنایتی یک طرفش مرد و طرف دیگرش زن باشد. زن از منظر اینان نیمه انسان است و چون چنین است هر چیزی بر او رواست. هم پدر حق قتلش را بدون مجازاتی دارد، هم باید از همسر تمکین کند، هم جانش اندازه نصف جان یک مرد و نوزاد مذکر می ارزد! هم در برابر قانون حق برابر با مرد را ندارد، هم حق حضانت فرزند، طلاق و ارث برابر با مرد را ندارد و هم گناه هوس و انحراف جنسی مرد با زن است و…‌،

پر واضح است که تحت وجود چنین درجه ای از  تبعیض و ستمگری قانونی علیه زنان و تلاش تمام دستگاههای حکومتی برای لاپوشانی وحشیاته ترین شکلی از تعرض به آنان، فروپاشی اخلاقی انسانها و دست بردن به جنایت کارانه ترین شکلی از ارضا جنسی در زیر پوست زرورق زهد و تقوی مورد رضایت حکومت دینی، به یک شیوه زیست جنسی تبدیل و قوام و دوام یابد.

لینک گزارش شرق از روایت سومین آزار جنسی زنان در آمبولانسهای اورژانس
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-968200