من یک بازاری شهرستانیم و واقعاً شرایط کسب و کار ما به شدت داغونه. شب عید نزدیکه و هیچ امیدی به پاس کردن چکهامون نداریم. هیچکس چیزی نمیخره، بازار کاملاً فلج شده. از یک طرف اجاره مغازه و هزینهها دو برابر شده، از طرف دیگه قدرت خرید مردم صفره. فروشگاههای بزرگ و مافیا هم شرایط رو برای ما بدتر کردند.
چندین سال دویدیم، سختی کشیدیم، اعتبار ذرهذره به دست آوردیم، ولی حالا همه چی داره از دست میره. امسال ماشینم رو فروختم، وام گرفتم، حتی گوشواره دخترم رو فروختیم تا فقط اجاره مغازه رو بدیم و چکهامون رو پاس کنیم، که فقط اعتبارمون حفظ بشه.
اما دیگه این وضعیت غیرقابل تحمله! افسار قیمت دلار انگار تو دست کساییه که دارند به سود خودشون ریالهاشون رو تبدیل میکنند. ما چی؟ ما هیچچیز نداریم. تمام ذهن و روانمون داغونه، زندگیهامون داره نابود میشه.
سکوت دیگه کافی نیست. اگر امروز سکوت کنیم، فردا چیزی برای دفاع کردن نخواهیم داشت. ما نمیتونیم همیشه بترسیم، باید اعتراض کنیم، باید به این شرایط واکنش نشون بدیم. اگه صدای ما شنیده نشه، وضعیت بدتر میشه. این تنها راهیه که میتونیم خودمون رو نجات بدیم و از این اوضاع خارج بشیم.”
@Eterazebazar