توجه حداکثری امروز باید به دهدشت باشد، شیرین عبادی

دهدشت مرکز شهرستان کهگیلویه در در استان کهگیلویه و بویراحمد است. این شهر کوچک که حدود ۱۱۰ هزار نفر جمعیت دارد در شب‌های گذشته شاهد اعتراضات گسترده بوده است. برخی منابع از کشته شدن دست کم دو شهروند خبر داده‌اند. همچنین تعدادی زیادی از شهروندان معترض از جمله «عاطفه طاهرنیا» که پیش‌تر نیز در جنبش زن زندگی آزادی دستگیر شده بود، بازداشت شده‌اند. حضور گسترده‌ی نیروهای امنیتی از یگان‌های ویژه گرفته تا سپاه، بسیج و لباس شخصی‌ها در شهر محسوس است. با این وجود به نظر می‌رسد این اعتراضات ادامه داشته باشد.

اعتراضات دهدشت از کجا آغاز شد و چگونه عملی شد؟

بسیاری ممکن است بر این باور باشند که سازماندهی یک حرکت اعتراضی در یک شهر کوچک آسان‌تر از شهرهای بزرگ است. این رویکرد یک زاویه مهم را نادیده می‌گیرد؛ دهدشت شهری با فرهنگی غنی و سابقه‌ی اجتماعی ارزشمند است. زبان مردم دهدشت «لری» است. «موسیقی لری» از دیرباز مسائل اجتماعی را منعکس کرده، چه در قالب ترانه‌های سنتی و فولکلر، و چه در سوز نغمه‌های غنایی. موسیقی یک مردم، یکی از نشانه‌های بارز نگاه آن مردم به جهان پیرامون‌شان است.

ادبیات شفاهی نیز بخش قابل توجهی از فرهنگ مردم این منطقه است. داستان‌ها، افسانه‌ها و اشعار حماسی، بخش مهمی از فرهنگ مردم دهدشت است. فارغ از رویکردهای سیاسی، این منطقه همچنین خاستگاه چهره‌های ادبی مهمی بوده است. حسین پناهی، شاعر و هنرمند معاصر نیز اهل همین منطقه است.

دهدشت در سال‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، صحنه‌ی اعتراضات گسترده مردم بود. درنتیجه می‌توان گفت اعتراضات اخیر نه لزوما به واسطه‌ی «کوچک بودن» شهر، بلکه به خاطرآگاهی تاریخی و اجتماعی مردم امکان پذیر شده. زمانی که مردم از چنین ظرفیت‌هایی برخوردار باشند، «خشم» به حق خود را در مسیر درست سازمان می‌دهند. مردم دهدشت خشمگین هستند. گرانی، فقر، عدم امنیت، تعطیلی مدارس، تورم، آلودگی، فساد مسئولان، آنها را به ستوه آورده و به درستی جمهوری اسلامی و طبقه‌ی حاکم را خطاب قرار داده‌اند و به خیابان آمده‌اند.

ایران برای دهدشت چه می‌تواند بکند؟

در وهله اول، دستگاه سرکوب، از بی‌خبری و سکوت رسانه‌ای استقبال می‌کند. این وظیفه رسانه‌هاست که صدای مردم معترض دهدشت باشند. همچنین تمام افراد شناخته شده که مخاطبان گسترده‌ای دارند می‌بایست این اعتراضات را پوشش دهند. از طرف دیگر شروع اعتراضات در دهدشت می‌تواند جرقه‌ای برای شبکه‌های کوچک اجتماعی برای همراهی با دهدشت باشد. فراموش نکنیم شعارهایی همچون «کردستان چشم و چراغ ایران» و همراهی گسترده «از زاهدان تا تهران» در جریان جنبش «زن زندگی آزادی» منجر به اتحاد و همبستگی بی‌نظیری شد.

در تهران فراخوانی برای تجمعی مسالمت‌آمیز در اعتراض به تداوم حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد منتشر شده بود. دستگاه سرکوب محوطه مقابل دانشگاه تهران را قرق کردند و فضای امنیتی سنگینی به وجود آورد. آیا ظرفیتی برای همبستگی تهران و دهدشت وجود دارد؟ اینجا همان جایی است که شهرهای بزرگ‌تر می‌بایست از توانایی و مدل سازمان‌دهی شهرهای کوچک‌تر بیاموزند و همراه یکدیگر حرکت کنند.