فریبا نظری
سانحه دلخراش قتل امیرمحمد خالقی، دانشجوی دانشگاه تهران هنگام سرقت و زورگیری خشن در پایتخت، موجب رنج و اندوه و خشم بسیاری شده است. مدیران دانشگاه تهران و دیگر متولیان در حال دلجویی و پیگیری حادثه و اوضاع هستند.
تحلیل های متعددی از چرایی این رخداد دردناک بیان شده و میشود.
معتقدم با هر سطح تحلیلی، یک نکته مهم نباید مورد فراموشی قرار گیرد:
آنچه در این رخداد برجسته شده و احساس ناامنی و ناخشنودی به جامعه دست میدهد، نوک کوه یخی است که از اقیانوس مسائل و آسیبهای مختلف نظام اجتماعی بیرون زده و رخ نمایانده است. چرا که:
خشونتهای خرد، برساخت چرخهی خشونتهای کلان و فساد سیستماتیک در کشور ماست.
اگر سارقان و زورگیران در سطح خرد، جسم و روان شهروندی را با خشونت می درند، رویای او را نابود میکنند، داراییش را با زور میستانند، وی را از حق زندگی محروم میکنند؛ فراموش نکنیم جامعه سالهاست در سطح کلان در معرض این خشونتها قرار دارد آنجا که زورگیران در لباس مدیر، آقازاده، واعظ و تاجر با استفاده از ناامنی و فساد سیستماتیک، با انواع اختلاس ها و رانت ها، هم دارایی جامعه و این سرزمین را غارت کرده و میکنند، هم فقر و نابسامانی را بر جسم و جان میلیونها شهروند ایران آوار میسازند، هم فرصتهای زندگی معمولی را از این همه انسان دریغ میدارند. ما سالهای مدیدی است که زخمی خشونت سارقان و زورگیران بظاهر آرامی هستیم که کاملا عادی و قانونمند در میان ما زندگی میکنند.
اما شگفتا که فساد و خشونت شان چون کوه یخی پنهان مانده و تنها به مجازات خشونت های خرد و برخی عاملان خشونتهای کلان بسنده میشود و ارادهای برای زدودن زمینه های فساد سیستماتیک و رانت خواری دزدان و اختلاس گران قلدر که به پشتوانهی خلأ ها و درزهای امن مهیاشده ازسوی فرادستان قدرت مدار، میلیونها ایرانی را به سخره گرفته و از بیت المال کامجویی میکنند؛ دیده نمیشود.
برخی از این خشونت های کلان که دارایی و جسم و جان میلیونها ایرانی را هدف قرار داده با هم مرور میکنیم:
۱- اختلاس دو تاجر بنام های فاضل خداداد و مرتضی رفیقدوست به میزان ۱۲۳ میلیارد دلار ( ابتدای دههی هفتاد)
۲- اختلاس و فساد اقتصادی تاجری بنام شهرام جزایری ( ابتدای دههی هشتاد)
۳- اختلاس ۳ هزار ميلياردي يك گروه اقتصادي در شبكه اي از بانكها ازجمله یک مدیر عالی دولتی محمودرضا خاوری و یک تاجر مه آفرید خسروی ( ابتدای دههی نود)
۴- پرونده فساد مالی سعید مرتضوی دادستان اسبق تهران در تأمین اجتماعی با مشارکت تاجری با نام بابک زنجانی ( ابتدای دههی نود)
۵- اختلاس میلیاردی بیمه ایران با متهمانی چون معاون اول رییس دولت نهم ( ابتدای دههی نود)
۶- فساد مالی نفتی ۴ میلیارد دلاری تاجری با نام بابک زنجانی ( در ابتدای دههی نود و دولت دهم)
۷- پرونده باز گم شدن دکل های نفتی به میزان ۱۲۴ میلیون دلار ( دههی نود)
۸- ماجرای فساد و تخلف اقتصادی میلیاردی در صندوق ذخیره فرهنگیان ( دههی هشتاد و ابتدای دههی نود)
۹- اختلاس بزرگ میلیارد دلاری چای دبش ( در سال های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲)
۱۰- پرونده کلاهبرداری ۶/۶میلیارد یورویی در پتروشیمی که ۱۴ متهم دارد و سه برابر بیشتر از بدهی بابک زنجانی است و اغلب متهمان آن مدیران پیشین و فعلی شرکت سرمایهگذاری پتروشیمی بودند ( اواخر دههی نود)
۱۱- پرونده فساد مالی، ارتشا، پولشویی، اعمال نفوذ در پروندههای قضایی معاون اول اسبق سیستم قضایی با نام امیر طبری ( اواخر دههی نود)
چند نکتهی بسیار مهم:
۱- برقراری حقوق تنبیهی و اجرای مجازات در هر جامعهای، لازم و یکی از راههای بازدارندگی از افزایش و رخداد جرائمی چون سرقت، فساد مالی، اختلاس، قتل و ایجاد ناامنی در حوزه عمومی است ولی کافی نیست.
در واقع آسیبهای اجتماعی چون سرقت و قتل تحت تاثیر یک عامل ایجاد نمیشوند که با یک راهکار هم ازبین بروند.
۲- ازبین بردن زمینه و ابزار فساد سیستماتیک در سطح کلان، به منظور ایجاد عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی و کاهش نفرت پراکنی و خشم جامعه از مصونیت سارقان و فاسدان دانه درشت و رواج آسیبهای اجتماعی؛ از وظایف اصلی نظام حکمرانی است.
۳- ایجاد فضای باز و امن و پایدار فعالیتهای اقتصادی در کشور، منطقه و جهان؛ و در اولویت بودن رفاه اجتماعی ساکنان این سرزمین؛ از وظایف مهم و اساسی نظام حکمرانی است.
۴- برقراری امنیت در جامعه بدور از غیریت انگاری و دستهبندی ایدئولوژیک و سیاسی مردم، از وظایف اصلی نظام حکمرانی است.