شیرین عبادی
اخباری که از رسانههای دولتی منتشر میشوند و اظهاراتی که از جانب مقامات رسمی و حکومتی گفته میشوند، همگی بیانگر این موضوع هستند که هیچ «میل» و «اراده»ای برای بهبود شرایط از جانب حکومت وجود ندارد. مردم به معنای واقعی کلمه درگیر بحران گرسنگی هستند. آقایان، از «به جای گوشت، مرغ بخورید»، به «سیب زمینی را قسطی بخرید» رسیدهاند و در عین حال هیچ ابایی ندارند که بگویند هنوز میخواهیم به حزبالله لبنان پول بدهیم، یا چند ده میلیارد صرف تبلیغات مذهبی کنیم یا حتی سرمایه مردم را آتش بزنیم!
یک مقام ارشد بسیج اعلام کرده «هزار گردان بسیجی در سراسر ایران در حوزه سایبری و فضای مجازی سازماندهی شدهاند». طبق تعاریف نظامی، گردان واحدی با حداقل ۳۰۰ نیرو است. کشوری را در نظر بگیرید که دستکم ۷ درصد جمعیتش درگیر گرسنگی هستند، یک میلیون کودک بازماندهاز تحصیل دارد، ۳۰ درصد بیماران از تامین داروهایشان عاجزند. در این کشور حکومت به ۳۰۰ هزار نفر دستمزد میدهد تا در فضای مجازی، فحاشی کنند، دروغ بگویند و سفیدشویی کنند.
فارغ از ابعاد اقتصادی موضوع، از زاویه دیگری نیز میتوان به ماجرا نگاه کرد؛ جمهوری اسلامی علنا اعلام کرده لشکری را در فضای مجازی سازمان داده تا به روشهای مختلف، تخم کینه و نفرت و بیاعتمادی و تفرقه بکارند. یک مثال: هزارن نفر ، با دستان خالی یک صدا فریاد میزنند «اعدام بس است»، حکومت ارتشی دستکم ۳۰۰ هزار نفری را بسیج میکند تا این صدا را به طرق مختلف خفه کند.
آیا اپوزوسیون جمهوری اسلامی، یا به بیان دقیقتر «اپوزوسیونها»، تدبیر مشخصی برای مواجهه با این لشگر مزدبگیر دارد؟ آیا حاضرند نه نسبت به علی خامنهای، یا سپاه پاسداران و امثالهم، بلکه در خصوص مقابله با این ارتش سایبری هماندیشی کنند تا جبهههای مختلف از شر آن در امان باشند؟ متأسفانه تا امروز نه تنها این اتفاق نیفتاده، بلکه جریانهای مختلف خواسته یا ناخواسته، آب به آسیاب دستگاه پروپاگاندای تفرقهافکن ریختهاند.
به عنوان کسی که همواره از تمام جریانهای مخالف سیاسی خواستهام علیه جمهوری اسلامی متحد شوند، میگویم: باید برای مقابله با ارتش سایبری و دستگاه پروپاگاندای رژیم جهل و استبداد، هماندیشی کنیم.