مهدی تدینی
من موضع شخصی خودم رو بارها اعلام کردهم؛ در واقع این موضع نیست، این اصلاً همۀ وجود و هویت و زندگی منه؛ چیزی فراتر از «موضع»ــه، این همۀ هستی منه.
عزیمتگاه من «ایران»ـه؛ ایرانی بهتر، ایرانی آبادتر، ایرانی افتخاربرانگیزتر، ایرانی موفقتر. چون اساساً بهروزی مردم و کشور کاملاً متقابله، شما وقتی کشور خوبی داری، که حال مردمش خوب باشه (حال خوب هم کاملاً از نظر من یک مفهوم مادیه ــ معنویات امر فردیه)؛ و ضمن احترام به گذشتۀ باشکوه، اما اون چیزی که معیار افتخاره، وضع کنونی ملتهاست. در وقع اینها دو افتخار مجزاست که دومی مهمتر از اولیه. دوست داشتن ایران، یعنی تلاش حداکثری برای توسعۀ کشور و بهروزی مردمش (بهروزی مادی).
حالا مسئله اینجاست: من برای ایران بهتر دنبال راه میگردم. یک راه که به ایران بخوره. یک راه که سریعترین شیوۀ پیشرفت و توسعه رو داشته باشه؛ یک راه که داخلش جنگ و نزاع داخلی و خارجی نباشه؛ یک راه که توأم با بیشترین آزادی باشه؛ یک راه که تمام تنشهای داخلی رو از بین ببره و تنشهای خارجی رو هم به حداقل برسونه (دستکم خود ما منشأ عناد نباشیم، حالا اگر کسی آشکارا دشمنی کرد، جلوش میایستیم).
حالا گشتهم و به زعم خودم به این نتیجه رسیدم که بهترین شیوه برای کسب حداکثریِ این اهداف لیبرالیسمه. پس لیبرالیسم برای من مجموعه اصولیه برای داشتن و ساختنِ «ایران بهتر». ایران تکثر داره؟ تنوع داره؟ خب «تنوع» و «تکثر» دقیقاً ریشۀ منازعاته! در حالت وحدت که نزاعی پیش نمیاد. ایران به دلیل تکثرش بسیار تنشخیز میتونه باشه؛ اصلاً تنش در ذات تکثره. حالا دو راهکار رادیکال وجود داره: سرکوب تکثر و ایجاد وحدت زوری (راهکاری که اصلاً ایرانی نیست! چون تنوع هویت ایرانه) یا تشدید تکثر و رسیدن به واگرایی (که ته اون راه هم فقط خدا میدونه چیه! جعبۀ پاندوراییه که اگر بازش کنیم، دیگه بستهشدنی در کار نیست).
اما راه میانه همون لیبرالیسمه که استقلال حداکثری به «شهروندان» میده؛ دقت کنید: به شهروندان! شهروندی که بیشترین شعاع فردی رو در برابر حاکمیت و دولت داره ــ چیزی که هدف لیبرالیسمه ــ و در کنار حداقل میثاقهای مشترک (مثل زبان میانجی و وحدت سرزمینی و حداقلهای آموزش یکسان)، میتونه اونطور که دوست داره زندگی کنه، از هر چیزی که دوست داره دفاع کنه و فرهنگ مطلوبش رو هم پرورش بده.
اما برگردم به ابتدای حرف… بله! من همیشه گفتهم که عزیمتگاهِ تفکر من ایرانه؛ لیبرالیسم رو هم برای بهروزی ایران میخوام. این تفکر منه. تا اونجایی هم که من اطلاع دارم در لیبرالیسم پیامبر، کتاب مقدس و وحیانیات وجود نداشته که مثل نسخهای وهابی از لیبرالیسم، همه موظف باشند فقط از اون پیروی کنند. ادعایی هم ندارم. نه سر پیازم، نه ته پیاز؛ تمام قلمرویی که دارم یک میز تحریره؛ نه صاحب رسانهام، نه سیاستمدار، نه عضو گروهی و نه هیچ چیزی فراتر از همون میزتحریر (یک قدم هم هیچ موقع از این قلمرو بیرون نمیذارم). هر کی فکر میکنه لیبرالتره، درود بر او و خاندان پاکش. منم همینم که دارم صریح بیان میکنم. همۀ ما تفکراتمون رو ارائه میدیم و دیگران مختارند خوب و بدش رو تشخیص بدن.
@Garajetadayoni | گاراژ