دولت در پاسخ به اعتراضات آنها، یا وعده جبران و بهبود اوضاع را میدهد و یا با پرداخت قطرهچکانی و نامتوازن بخشی از مطالبات همچون اجرای نیمبند همسانسازی تلاش میکند اعتراضات را کنترل کند و در موقعیت فرسایشی قرار دهد. گرچه گستردگی و پراکندگی اعتراضات بازنشستگان در سالهای اخیر به ویژه پنج سال گذشته، از سطح بازنشستگان تامین اجتماعی و کشوری خارج شده و تنوع و تکثر بیشتری در میان بازنشستگان سایر صندوق ها داشته، اما برگ برنده دولت و مجموعه حکومت در این میان، همچون سایر اعتراضات کارگری در ایران، فقدان سازمانیافتگی معترضان و جزیرهای بودن شکل اعتراضات است.
بنابراین، حالا که مسیرهای سازماندهی به دلایلی مسدود یا دستکم دشوار و ناهموار است، چگونه میتوان بدون سازماندهی، اعتراضات بازنشستگان در ایران را به موقع به نتایج مطلوب رساند؟
آیا به طور کلی نمونههایی از اعتراضات بازنشستگان وجود داشته که به دستاوردهای مثبتی رسیده باشد؟
بررسیها نشان میدهد: بله!
در کشورهای مختلف نمونههای موفقی از اعتراضات بازنشستگان وجود دارد که به تغییرات مثبت در سیاستهای بازنشستگی منجر شدهاند.
– برخی از این نمونهها را در گزارش تحلیلی داوطلب ببینید.
– ببینید که همکاری جریانهای خودجوش مطالبهگر با اتحادیهها در چه شرایطی بوده است.
– در عین حال، مرور کنید که در ایران که احزاب و اتحادیهها یا اجازه فعالیت آزادانه ندارند و یا اساسا امکان شکلگیری ندارند، چگونه باید به سازماندهی یک جنبش اجتماعی گسترده همچون جنبش بازنشستگان دست یافت.