نه شهامت رویارویی، نه شجاعت صلح!

محمد محبیهمان‌طوری که در یادداشت یک ماه پیش (۸ فوریه) در همین صفحه نوشتم، هیچ توافق و مذاکره‌ای در کار نیست. از فحوای سخنان علی خامنه‌ای در سخنرانی امروز مشخص است که خواست ترامپ همان برچیدن بخش‌های بزرگی از برنامه هسته‌ای و موشکی و باقی‌مانده همه پروکسی‌های منطقه‌ای است. در ذهنیت طیف هواداران نظام، قبول این خواسته‌ها، به مثابه تسلیم خواهد بود و خامنه‌ای نمی‌خواهد حمایت این طیف را از دست بدهد. چون برای سرکوب اعتراضات داخلی به آن‌ها نیاز دارد. هرچند در سنت اسلامی-شیعی پارادایمی تحت عنوان «صلح امام حسن» (موضوعی که خامنه‌ای درباره آن کتاب نوشته و ترجمه کرده و بدان علاقه‌مند است) وجود دارد که در آن واگذاری خرقه خلافت هم تسلیم تلقی نشده و یک «صلح قهرمانانه»! محسوب می‌شود. اما فی‌الحال، گفتمان غالب در میان بساججه و ارازشه و طیف‌های هوادار جمهوری اسلامی، شور حسینی است، نه صلح حسنی. و اساسأ کل ساختار گفتمانی این طیف‌ها با شور حسینی صورت‌بندی شده است و صلح حسنی یک استثناء محسوب می‌‌شود، و شیعه نباید یک «مذل‌المؤمنین» دیگری را به خود ببیند.

اتفاق بعدی چیست؟ جنگ؟! در پاسخ باید کفت که فعلأ برای شروع جنگ زود است. نه ترامپ دنبال جنگ است و نه خامنه‌ای. مهم‌ترین شعار و فیگور ترامپ در این دوره، «صلح از طریق قدرت» است. مضاف بر اینکه جنگ هزینه دارد و دولت ترامپ دنبال کاهش هزینه‌های دولت خود است.

از طرف دیگر خامنه‌ای در ۳۶ سال دوره رهبری خود نشان داده است که نه شهامت رویارویی و جنگ مستقیم را دارد و نه شجاعت صلح کامل با آمریکا و نظام بین‌الملل را! خامنه‌ای متمایل به ایجاد بحران‌های کوچک و گریزان از بحران‌های استراتژیک است. از مشارکت در جنگ‌هایی که در منطقه و خارج از مرزهای ایران در جریان است نمی‌ترسد و در حد الزامات و امکانات تشکیلاتش وارد می‌شود، اما از جنگ واقعی و همه‌جانبه‌ای که میدان آن در داخل مرزها باشد به شدت می‌هراسد.

تنها راهبرد سیاسی خامنه‌ای در قبال پرونده‌های مهم سیاست خارجی، بلاتکلیفی و پادرهوا گذاشتن همه موضوعات، و امیدواری به این‌که «از این ستون به آن ستون فرج است» می‌باشد.

نکته مهم‌تر اینکه، خامنه‌ای گرچه به عزم ترامپ برای افزایش فشار جهت رسیدن به اهداف خود آگاه است، اما این را هم می‌داند که از جانب خارج، فقط با یک حمله همه‌جانبه هوایی و دریایی و زمینی می‌توان جمهوری اسلامی را سرنگون کرد، غیر از این، هیچ حمله‌ای به سقوط نظام منجر نمی‌شود. چنین حمله‌ای به تریلیون‌ها دلار هزینه، و حجم عظیمی از نیروی نظامی به استعداد هفت‌صدهزار تا یک‌میلیون نیروی نظامی نیاز دارد، البته آمریکا به‌طور بالقوه این توان را دارد، اما ترامپ دست به چنین کاری نمی‌زند. شاید اگر یک فرد از جناح نئوکان‌های حزب جمهوری‌خواه به جای ترامپ مقیم کاخ سفید بود، احتمال این عملیات وجود داشت، غیر از آمریکا هم هیچ قدرتی توان بسیج این حد از نفرات و امکانات را ندارد، حتی اگر پنجاه کشور متحد آمریکا در چنین عملیاتی همراه باشند، باز بار اصلی بر دوش ارتش آمریکا خواهد بود، عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱ را به‌خاطر بیاورید، از ۹۵۰ هزار نیروی نظامی که از ۳۵ کشور برای این عملیات بسیج شدند، ۷۰۰ هزار نیرو از آمریکا بودند. تازه ارتش‌های بسیاری از متحدان آمریکایی در سه دهه اخیر کوچک‌تر هم شده‌اند. آیا ترامپ حاضر می‌شود صدها هزار نیروی آمریکایی را به خاورمیانه سرازیر کند؟! خیر، فراموش نکنیم که اساسأ ترامپ هیچ‌گاه به‌طور صریح از اسقاط جمهوری اسلامی سخن نگفته و دنبال اطمینان از عدم تسلیح نظام به سلاح هسته‌ای است.

نیرو‌های نظامی جمهوری اسلامی هم در چهار دهه گذشته تجربیات زیادی در جنگ‌های نامنظم و نامتقارن، و دفاع موزائیکی کسب کرده‌اند. و به همین خاطر عملیات فرضی آمریکا و متحدان در صورت دادن تلفات بسیار بالا امکان پیروزی دارد. این توهم که با پیش‌رفت تکنولوژی از نقش نیروی زمینی در جنگ‌ها کاسته شده، در نبردهای اخیر اوکراین و غزه رنگ باخت. هنوز هم نیروی انسانی نقش اصلی را دارد. با بمباران و موشک‌باران صرف نمی‌توان پیروزی کسب کرد، و باید نیروهای زمینی با تجهیزات زرهی پیش‌رفته زمین را تصرف کنند. تا اطلاع ثانوی و تولید انبوه ربات‌های هوش‌مند جنگ‌جو، سربازان نیروی زمینی باید نقش اصلی را در میدان نبرد بازی کنند.

بنابراین و با جمیع جهات، خامنه‌ای مطمئن است که امکان سقوط نظام از جانب خارج منتفی است و به همین دلیل دست‌کم در لفاظی، شور حسینی را بر صلح حسنی ترجیح می‌دهد، اما حواسش جمع خواهد بود که در عمل به تنش بیشتر دامن نزند و طوری بازی کند که فقط آن طرف دنبال تنش باشد. تا نه تن به صلح و سازش دهد و نه به سمت رویارویی همه‌جانبه حرکت کند. احتمالاً اسرائیل با چند عملیات هوایی علیه تأسیسات هسته‌ای، در شروع تنش پیش‌قدم خواهد شد. از آن‌جا که توان اسرائیل محدود است، جمهوری اسلامی سعی خواهد کرد با عملیات‌های وعده صادق سه و چهار و … (اندکی وسیع‌تر از یک و دو) پاسخ دهد، و با اغراق و هیاهو درباره آن عملیات‌ها، هواداران خود را راضی نگه دارد. بعید است خامنه‌ای بخواهد سطح تنش را بیشتر افزایش دهد و مثلاً به تأسیسات نفتی و گازی کشورهای متحد آمریکا در منطقه و تنگه هرمز حمله کند، به دو دلیل، یکی اینکه جمهوری اسلامی تاب تحمل افزایش تنش را ندارد، و دوم اینکه این کار باعث خشم چین که بخش بزرگی از نفت خود را از کشور‌های عربی منطقه تأمین می‌کند، خواهد شد.

سطح تنش در یک حالت ممکن است افزایش یابد و آن وارد شدن آمریکا و مشارکت جنگنده‌های نیروی هوایی و دریایی آن در کمپین هوایی است، که آن هم به افزایش فشار بر اقتصاد ایران و چه‌بسا فلج کامل آن می‌انجامد، اما باعث سقوط تشکیلات جمهوری اسلامی نمی‌شود. تازه بعید است آمریکایی‌ها به سادگی وارد این کمپین شوند.

جمهوری اسلامی سعی خواهد کرد، بازه زمانی پاسخ‌ها را بیشتر کند، به این امید که فاصله زدوخورد‌ها طولانی باشد و بالاخره دوره ترامپ تمام شود، تا از ستون ترامپ به ستون سلف او فرجی شود. بعید است این تشکیلات تباه برنامه خاص و حساب‌شده‌ای برای این بحران داشته باشد. و اسرائیل و آمریکا هم ابزاری غیر از تشدید محاصره اقتصادی و حملات هوایی داشته باشند. مگر این‌که اسرائیل برنامه‌ غافل‌گیرکننده‌ای مثل پیجرها داشته باشد که آن هم بعید است به سقوط منجر شود، هرچند به شدت باعث تضعیف می‌شود. حتی حذف خامنه‌ای هم مشکلی را حل نمی‌کند، خیلی‌ها فکر می‌کنند، عده‌ای در سپاه یا هسته سخت قدرت منتظرند تا بعد از مرگ خامنه‌ای با آمریکا معامله کنند، این تصور اگر نگویم غلط، دست‌کم خالی از اشکال نیست اتفاقاً خامنه‌ای ترمز برخی از تندروهای هسته سخت است. خامنه‌ای تنها بازیگر و بازیگردان نیست، او نتیجه این وضعیت است، نه لزوماً ایحادکننده آن! صدها باند و ده‌ها هزار رانت‌خوار از وضعیت کتونی سودهای نجومی می‌برند، چرا باید اجازه دهند این وضعیت توسط افرادی از خودشان تغییر کند؟! جانشین خامنه‌ای احتمالأ از خود او هم کله‌شق‌تر خواهد بود.

خلاصه اینکه، عامل خارجی توان تضعیف و استهلاک فرقه تبهکار را دارد، ولی توان به زیر کشیدن آن را ندارد، اما در دل جامعه ایران انرژی متراکمی وجود دارد که دستگاه سرکوب خامنه‌ای توان مقاومت طولانی در برابر آن را ندارد. احتمالاً جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی همین راهبرد نه جنگ تمام‌عیار، نه صلح و سازش واقعی، و انتظار فرج از این ستون به آن ستون را ادامه می‌دهد، چون چاره‌ای غیر از این ندارد، جمهوری اسلامی در عصر پساخامنه‌ای براساس همین رویکرد صورت‌بندی شده است و تغییر در آن باعث سقوط می‌شود. ولی خواه‌ناخواه همین راهبرد باعث فرسایش و استهلاک بیش از پیش آن خواهد شد، تا روزی که نوبت به ملت ایران برسد تا با نیروی متراکمی که دارند طومار این تشکیلات را در هم بپیچند. آن روز خیلی دیر نیست. اما تا آن روز کمربندها را سفت ببندیم و بیشتر از همیشه هوای هم‌دیگر را داسته باشیم، تا از این گردنه خطرناک گذر کنیم.

فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»