طرفداران دولت کنونی از همان روزهای اول از انتصابهای دولت و رفتار و گفتار پزشکیان و مدیرانش و عملکردش متعجب شده و معنای وفاق را برای این دولت یاد آوری میکنند و حتی تا این اندازه اغراق میکنند که دولت وفاق آمده تا مردم را به سعادت و خوشبختی برساند.
این دسته از طرفداران دولت آنجا که انتصابات مربوط به نزدیکان خودشان باشد ولو اینکه دلار به مرز ۱۰۰ هزار تومان برسد و کارشناس نام آشنای حوزه اقتصادی چون فرشاد مومنی بگوید:
«بیسابقهترین مناسبات رانتی را برپا میکنند و میگویند هدف ما مبارزه با رانت است! یا دیگری میگوید ما شوک نرخ ارز ایجاد میکنیم که عدالت برقرار کنیم! همه مفاهیم ارزشمند را به لجن کشیدهاند.» سکوت میکنند یا با بی اعتنایی عبور می کنند اما برکناری وزیر اقتصاد ناکارآمد از سوی مجلسی که خود هم وجاهت و مشروعیتی ندارد، از نظر این عده زیر سئوال بردن وفاق است.
به کلام خیلی ساده و رو راست وفاق یعنی پهن کردن سفره و ارتزاق مشترک. من دست ناپاک و رانتی تو را رو نمیکنم و تو هم به حریم رانتی من ورود نکن. این درست ترین صورت عملی شده وفاق از آغاز این دولت تا حال بوده است.
دولت وفاق نه تنها کوچک ترین تلاشی برای حقوق شهروندی از مخالفت با اعدام های سیاسی تا رفع حصر رهبران جنبش سبز انجام نداد که در ۲۵ بهمن علی رغم درخواست مجوز از سوی رزمندگان و ایثارگران و خانواده شهدا و فرماندهان ارشد جنگ، نه تنها از طریق قوه قهریه نظامی و قضایی با آنها برخورد کرد که هم اکنون سردار محمد باقر بختیار از بانیان تجمع و محسن قشقایی زاده کماکان در زندان هستند و با شتاب به دو سال زندان هم پیشاپیش محکوم شده است.
طرفداران وفاق مدام درباره نقض مستمر حقوق شهروندی از سوی دولت، فاعلیت و مسئولیت مستقیم این دولت را به گفتمان نصیحة الملوکی تقلیل می دهند.
آموزش و پرورش دولت وفاق به طرز سرکوبگرانه همچنان از طریق بازوهای هیئتهای تخلفات در استانهای مختلف همان رفتار دولت رئیسی را در دولت کنونی ادامه میدهد و اغلب گماردگان این هیئت ها همچنان بقایای دولت رئیسی هستند.
به راستی آنها که میگویند رای دادن و رای ندادن و انتخاب کردن و انتخاب نکردن تفاوتی ندارند در استدلال و شواهد و قرائن محق ترند یا آنها که در موقع انتخابات تصور می کنند قدرت رئیس جمهور از رهبری هم بیشتر است حتی رییس جمهوری که بگوید برنامه ای ندارد جز اجرای سیاست های مقام رهبری؟!
🔹از سوی دیگر مصاحبه بی محابا، بی شرمانه و عریان محسن رفیق دوست واکنش قابل تاملی از سوی عمده اصلاح طلبان برانگیخت. آنان به جای هم صدایی با قربانیان بی گناه که رفیق دوست به صراحت به ترور آنها اعتراف کرده است، معترض هستند چرا با دشمن هم نوا شده و امنیت ملی را خدشه دار کرده است.معنی راست و حسینی این سخن اصلاح طلبان این است که اشکال ندارد که مخالفان را در خارج ترور کردهای، چرا پس از سالها اعتراف می کنی؟ چه ایرادی دارد بختیار و اویسی و فرخزاد را ترور کردهای؟ چرا مصالح کشور و نظام را رعایت نمیکنی و در ملا عام میگویی؟
🔹این شکل از واکنش به سخنان رفیق دوست بار دیگر نشان داد کثیری از اصلاح طلبان وقتی از حقوق شهروندی و دموکراسی و حقوق بشر و مفاهیمی از این دست سخن میگویند، تنها ابزار کردن مفاهیم اخلاقی را برای عملیاتی کردن عمل های غیر اخلاقی مراد کرده اند. کاسبی با حصر در ایام انتخابات که از سال ۹۲ تا ۱۴۰۳ قریب ۱۱ سال و هر بار در انتخابات شگرد این حضرات شد اما فردای رای آوردن لام تا کام در این باره سخنی نگفتند و قدمی بر نداشتند.
🔹اصلاح طلبان نشان داده اند که به علت ابزار کردن ارزشهای اخلاقی و شهروندی در جهت صرفا اهداف انتخاباتی و اشتغال مناصب و موقعیت های رانتی و شغلی و زد و بندهای ضد ملی در افول مشروعیت عجیبی به سر میبرند، طوری که امروز به لحاظ مشروعیت از اصولگرایان هم فروتر هستند.ضمن اینکه از یک سو در انتخابات ریاست جمهوری اخیر تحریم کنندگان صدایشان بلندتر بود و در میان رای دهندگان نیز اگر سبد آرای اصولگرایان را کنار هم قرار دهیم،اصلاح طلبان این پیروزی صرف در انتخابات و نه پیروزی مشروعیت در میان افکار عمومی را مدیون عدم ائتلاف جبهه پایداری و جبهه قالیباف هستند.
🔹آنان گرچه به ظاهر نامزد خود را به پاستور فرستادند اما به لحاظ کمی و ریزش طرفداران، اتفاقا با احتساب تحریمیها و رایی که در سبد اصولگراها رفت، در مجموع میزان آرایشان از قضا در همین دوره پزشکیان، در حضیض ترین شرایط سیاسی خود قرار گرفته است. اما این جماعت نه از تاریخ درس میگیرد و نه از شکست خود.
چه آنگاه که ظاهراً پیروز میدان است اما در عمل از هر نظر شکست خورده است و چه آنگاه که ظاهر و باطن، هر دو را باخته است.