رؤیایِ  ملّی ایرانیان “زندگی” است

محمدباقر تاج الدین

برخلاف آن چه که برخی می گویند ایران جامعۀ بی رؤیا نبوده و به رغم متکثر شدن جامعه،  رؤیای ملّی خود را نیز می سازد و آن همانا “زندگی” است و چه رؤیایی بهتر از این. واقعیت این است که نوعی نگاه ساده انگارانه و تقلیل گرایانه است که اگر گمان کنیم  جامعه ای چنین متکثر و متنوع فاقد “رؤیای ملّی” بوده و با متکثر شدن جامعه رؤیای ملّی از دست رفته باشد. ضمن این که نباید با  نوعی تعمیم پذیری شتاب زده رؤیای ایدئولوژیکِ برخی ایرانیان که کاملاً در اقلیت اَند  را به تمام جامعه نسبت داده و تصور کنیم که ایرانیان چنین رؤیایی در سَر دارند!!

واقعیت آشکار این است که ایرانیان(منظور متوسط جامعۀ ایران است) اکنون از قضا “رؤیای ملّی” خود  را ساخته و پرداخته اند و آن همانا “زندگی” است، زندگی ای تؤام با رفاه، آرامش، صلح، آزادی، برابری و  آشکار است که تنها و تنها در مسیر توسعۀ همه جانبه و متوازن قرار گرفتن است که چنین زندگی ای را می تواند به ارمغان داشته باشد.
بسیاری از  شواهد و قرائن موجود در جامعه و همچنین کنش‌گری های شهروندان و گروه های مختلف اجتماعی که در جنبش های سالیان اخیر هم نمونه های آن را دیده ایم به خوبی نشان می دهند که ایرانیان به طور عموم خواهان در اختیار داشتن “زندگی” هستند. ضمن این که نتایج بسیاری از مطالعات پژوهشی در حوزۀ  علوم اجتماعی نیز همین ادعا را تأیید می کنند.

بر این گمانم که حتی نیازی به پژوهش و مطالعات میدانی و علمی هم نباشد و گشت و گذاری هر چند سطحی در جامعه نیز به خوبی هر چه تمام تر این موضوع را اثبات می کند که عموم شهروندان و گروه های اجتماعی بیش از همه “زندگی” را می خواهند و خواستن “زندگی”  نیز  نیازمند الزامات و اقدامات مهمی چون حرکت به سمت و سوی توسعه است.
ایرانیان بارها و با روش ها و به زبان های  گوناگون ندا سر داده اند که از آرمان گرایی ها و ایدئولوژی پردازی ها خسته و نا امید شده اند و تنها چیزی که آنان را راضی و خوشحال می کند زندگی است. این که اقلیتی از ایرانیان (که هر روز هم از تعدادشان کاسته می شود) همچنان به دنبال برخی ایدئولوژی ها روان هستند  هیچ ربط و نسبتی با  اکثریت  ایرانیان نداشته و نباید به پای آنان نوشته شود.

به نظر می رسد که این مهم ترین بزنگاه تاریخی ایرانیان باشد از آن رو  که بیش ترشان به انتخابی درست و عقلانی دست زده اند و هدفی ارزشمند و عالی به نام  “زندگی” را انتخاب کرده اند و از هر گونه ایدئولوژی‌گراییِ توهم آلود و  بی  سر و ته دست شسته اند و برای همیشه در نقطه ای مشترک به توافق رسیده اند.

مرور  هرچند سطحی و گذار در تاریخ یکصد سالۀ معاصر  ایران به خوبی نشان می دهد که ایرانیان چندان “رؤیایی ملّی” به نام “زندگی” به معنایی که اکنون مد نظر است، نداشته اند و نیروها و سرمایه های فردی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی  و در حقیقت زندگی خویش را  بیش از همه صرف قومیت گرایی ها، ایدئولوژی پردازی های دینی، فرقه گرایی ها و آرمان گرایی های دست نیافتنی کرده بودند. اما اکنون وضع و حال شهروندان جامعه و گروه های اجتماعی متکثر و مختلف به گونه ای است که تو گویی رؤیایی غیر از داشتن یک “زندگی ارزشمند، خوش و خوب”  را دنبال نمی کنند و این بهترین رؤیا و آرمان است.

داشتن چنین رؤیای ملّی‌ای البته به رغم بادهای ناموافقی که تاکنون وزیده و اکنون نیز  می وزد، ایجاد شده و گفتن ندارد که به دست آوردن اَش نیز  با دشواری هایی چند روبرو است.  به ویژه آن که  نظام حکمرانی کارآمدی و  عقلانیت لازم برای برخورداری ایرانیان از زندگی مطلوب را نیز نداشته  و بلکه با ناکارآمدی و سیاستگذاری های نادرست مسیر مورد نظر را با موانع زیادی مواجه نموده است. با این همه اما راهی که ایرانیان انتخاب کرده اند دیگر قابل برگشت نبوده و نظام حکمرانی هم خوب است بداند که بهترین هدیه ای که می تواند برای  شهروندان  به ارمغان آورد همانا  “زندگی” است و هر اقدام دیگری که انجام دهد فقط هدر دادن سرمایه های ملّی بوده و بر نارضایتی های موجود نیز می افزاید.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»