؟؟؟؟٭
بعید است حکایت آن کوهنوردی را نشنیدهباشید که در ظلمات شب عزم صعود کرد، در میانهی راه پایش لغزید و سُرید، ولی بختیار طنابش به گوشهای بند شد تا معلق بماند میان زمین و آسمان؛ بیکه بداند چقدر به زمین نزدیک است یا چقدر به آسمان. پس مستأصل و ناامید از حضور کسی در دور و بر فریاد به آسمان برآورد و نجات را از خدا خواست. صدایی -گویی از غیب- در گوشش پیچید که «طناب را بِبُر!». به صدا اعتماد نکرد، پس طناب را نبُرید. شفق که زد کوهنوردانِ تازهرسیده نعشِ منجمد کوهنورد را آویزان از طناب در فاصلهی یک متری از زمین یافتند!
وضعیت کنونی حکومت ما هم دور از کوهنوردِ این حکایت نیست: آویزان از آخرین بند، معلق میان زمین و آسمان؛ البته پیش از آنکه شفق بزند: نگران است طناب را نبُرد و سرما بِبَردش و نگران است طناب را ببُرد، ولی فاصله با عمق پرتگاه اندک نباشد و کار با چند جراحت و شکستگی مختصر جمعنشود و برود تا ته دره.
این شباهت از کجاست؟
تحلیل سیاستخارجی جمهوریاسلامی در مقطع کنونی بدون در نظر گرفتن مسلئهی اساسی سیاستداخلی حکومت و نگرانیاش از اثر محتمل هر تصمیمش بر آن مسئله، مستعد خطاست: حکومت مسئلهی جانشینی و انتقال قدرت بزرگش را در پیش دارد و نگران است تصمیمی که در مسائل کلان خارجی (بهطور خاص: نحوهی تعاملش با رژیم ترامپ) میگیرد منجر به آغاز سلسلهای از وقایع در میان شرکای قدرت و در داخل طایفهی حاکم شود که مانع از انتقال قدرت به جانشین مطلوب باشد.
روشنتر توضیحش بدهیم: رأس حکومت نمیتواند تخمین بزند میزان آسیب داخلی عقبنشینی از موضع مقاومت و «نه مذاکره» و توافق با رژیم ترامپ و به-تسلیم-تعبیرشدنش بر موقعیت و تعیینکنندگیاش در آیندهی سیاسی حکومت بیشتر خواهد بود یا ناتوانیاش از پیشبردن «نه جنگ» و درگیری نظامی و ویرانی و آسیب به زیرساختهای ملی. خلاصهاش: امروز کدام را برای او «شکستتر» خواهند شمرد؟
ما هم پاسخی نداریم جز اینکه زمان سیاستمدارانی را بزرگ میشمارد و آبرو میبخشد که حسابشان را با تاریخ صاف میکنند، نه با امروز.
٭ شورای سردبیری جامعهنو