ناصر کرمی
جناب دکتر کرمی، شما خود خوزستانی هستید، اهل منطقهای هستید که هم از منابع زیرزمینی قابل توجه برخوردار است و هم در حاشیهٔ ایران از اقوام متنوع تشکیل شده است. نظر شما راجع به فدرالیسم چیست؟ آیا چنین سیستمی برای ایران مناسب است؟
■ اگر صادقانه بخواهم بگویم، من حتی پاسخ به این سؤال را بلامحل میدانم.
البته به اقتضای سالها روزنامهنگاری جنس این بحث را میشناسم و قبلاً هم مفصل دربارهٔ آن نوشتهام.
طرح مسئلهٔ فدرالیسم بخشی از پروپاگاندای تجزیهپذیری ایران است: اینکه اگر حکومت مقتدر مرکزی نباشد، ایران دریای خون میشود و جنگ اقوام به راه میافتد، پس باید با حکومت کنونی مدارا کرد و به جای برانداختن آن باید به آن کمک کرد تا اصلاح شود، که همین هم یعنی تعلیق به محال. در این پروپاگاندا تقسیم وظایف مشخصی وجود دارد.
پیادهنظامْ کسانی هستند مثل آن سی چهل نفری که توی ورزشگاه تبریز شعارهای آنچنانی میدهند و لایهٔ میانی روزنامهنگارانی هستند که هفتهای سه بار موضوع اقوام را، انگار که الان مهمترین مسئله و مشکل ایران باشد، مطرح میکنند و به لایهٔ دانشگاهی و مستقر در فرنگ هم سپردهاند که از موضع دانای کل، فدرالیسم برای دیگران تبیین کنند.
من این بحث را جدی نمیگیرم، چون میدانم اولاً مسئلهٔ مردم ایران نیست و اصلاً برای آنها اهمیت ندارد چنین بحثی.
دوم اینکه بازی در زمین رژیم است و عملگی برای بقای آن.
سوم اینکه به اقتضای رشتهٔ تحصیلیام چند واحدی ژئوپلتیک گذراندهام و میدانم اساساً چنین بحثی برای ایران موضوعیت ندارد.
حتی از شما هم که از من این سؤال را پرسیدهاید گله دارم، چون اگرچه قصد شما خیر است و البته من هم در نفی موضوع دارم صحبت میکنم، اما چه مثبت و چه منفی، پروپاگاندا داغ بودن مدام این بحث را میخواهد و باقی ماندنش در زمینهٔ بحثهای روز سیاست. بنابراین، الان ما هم ناخواسته داریم در زمین پروپاگاندا بازی میکنیم.
به هر حال، جمع پرشماری از مردم ممکن است ایدهٔ فدرالیسم را مناسب ایران بدانند. نمیتوان گفت چون رژیم از این بحث سوءاستفاده میکند شما حق هیچ صحبتی دراینباره ندارید.
■ بله، نمیشود کسی را به زور وادار کرد چیزی را بگوید یا نه. فدرالیسم که هیچ، حتی تجزیهطلبی هم به عنوان یک حق انسانی قابل طرح است. اما ما هم این حق را داریم پیش از ورود به یک بحث زمینهٔ آن را بشناسیم.
حتماً دیدهاید که به محض مثلاً تصادف قطار در ایران یا فروریختن یک پل، کسانی میروند آمار تصادف قطار یا ویرانی پلها را در آمریکا یا اروپا منتشر میکنند.
ما میدانیم آنها مزدوران پروپاگاندا هستند و البته ترجیح میدهیم وقتمان را در بحث با آنها تلف نکنیم. اما اگر از خودشان بپرسید، لابد میگویند کار بدی نکردهاند و فقط یک آمار مستند منتشر کردهاند؛ لابد در جهت افزایش اطلاعات عموم! اما میدانیم دردشان چیست و چرا ناگهان اهل آگاهسازی و انتشار اطلاعات علمی شدهاند.
قضیهٔ فدرالیسم هم همین است. راستش من ندیدهام یک جغرافیدان یا یک متخصص ژئوپلتیک بگوید فدرالیسم گزینهای قابل بررسی برای ایران است. فهرست ده ژئوپلیتیسین سرشناس ایران را ردیف میکنم برایتان، بگویید کدام یک چنین حرفی زدهاند؟
هرچه هست عملگان پروپاگاند هستند. البته هستند کسانی هم در حاشیهٔ سیاست یا مباحث عمومی که طرفداری میکنند از ایدهٔ فدرالیسم، اما ندیدهام دراینباره استدلال قابل توجهی داشته باشند. تصورم این است که درکی از این مفهوم ندارند و فقط با جو غالب فضای مجازی، که قطعاً نود درصد در اختیار پروپاگاندا است، تصور کردهاند که این هم یک عبارت شیک روشنفکری است و بهتر است با آن همراهی کنند.
شما اقلیمشناس هستید. آیا یک اقلیم باید به اجزای بیشتر تجزیه شود تا از امکان دموکراسی و آزادی و رشد اقتصادی بیشتر برخوردار شود یا بالعکس بهتر است اقلیمهای متنوع به هم متصل شوند؟
■ اینکه مدیریت متمرکز برای حفظ محیط زیست بهتر است یا نامتمرکز بحث پیچیدهای است. اتفاقاً، در موضوع محیط زیست مدیریت متمرکز راهگشاتر است؛ البته در استراتژیهای کلان عمدتاً.
اما یک نکته را ر همین باب باید اشاره کنم. ایران کشوری است با توزیع زمانی و مکانی منابع حیاتی. به همین خاطر ایرانیان مبدع کوچ عمودی بودهاند و همچنین از پیشگامان کوچ افقی. چون یک زمان منابع آب اینجاست، یک زمان پانصد کیلومتر دورتر. ممکن است در سالهای نرمال شما بتوانید در خراسان جنوبی باشید، اما در خشکسالیهای دورهای باید هزار کیلومتر دورتر به دشت ورامین یا دشتهای ترکمنصحرا بروید. زاگرس از نظر اقلیمی چیزی را میداده به جلگهٔ خوزستان و البته چیزی هم از آن میگرفته. حتی همین الان هم در ازای نفت، خوزستان به واقع دارد از منابع….
٭اقلیمشناس و کارشناس محیط زیست
● بازنشر، شمارهیِ ششم، بهار ۱۴۰۱