حمید آصفی
تصور کنید سال ۲۰۲۶ است. ایران در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد. اقتصاد نابود شده، مردم در فقر مطلق به سر میبرند، و حکومت درگیر جنگ داخلی است. این آیندهای است که در انتظار ایران است، اگر جمهوری اسلامی امروز وارد مذاکرات جدی نشود. زمان به پایان رسیده است. هر ثانیه تاخیر، یک قدم به سوی نابودی است. جمهوری اسلامی باید انتخاب کند: مذاکره یا مرگ.
۱. اقتصاد ایران: کشتی در حال غرق
اقتصاد ایران مانند کشتیای است که در طوفان تحریمها، هر لحظه به صخرههای نابودی نزدیکتر میشود. هر روز تاخیر در مذاکره، به معنای شکستن یک بخش دیگر از بدنه این کشتی است. در سال ۲۰۲۴، ارزش ریال ایران نسبت به دلار آمریکا بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته است. این یعنی یک خانواده متوسط ایرانی، امروز تنها میتواند ۲۰ درصد از کالاها و خدمات سال گذشته خود را خریداری کند. آیا این آمارها نشاندهنده یک بحران اقتصادی نیست، بلکه نشاندهنده یک فاجعه انسانی است.
سوال اینجاست: آیا حفظ ایدئولوژیهای ضدآمریکایی به قیمت نابودی اقتصاد یک کشور، ارزش دارد؟ آیا میتوان به نام “مقاومت”، یک ملت را به فقر و گرسنگی محکوم کرد؟
۲. انزوای بینالمللی: ایران، پاریا استیت قرن بیستویکم
جمهوری اسلامی با سیاستهای تهاجمی و عدم تمایل به مذاکره، خود را در انزوای کامل قرار داده است. حتی متحدان سنتی ایران مانند روسیه و چین، به دنبال منافع خود هستند و حاضر نیستند به قیمت حمایت از ایران، روابط خود با غرب را به خطر بیندازند. این انزوا نه تنها موقعیت ایران در منطقه را تضعیف کرده، بلکه امکان هرگونه همکاری بینالمللی را از بین برده است.
جمهوری اسلامی امروز، شبیه امپراتوری عثمانی در قرن نوزدهم است: یک قدرت در حال زوال که با انکار واقعیتها و اتکا به گذشته، خود را به سوی نابودی میکشاند. عثمانیها نیز با انکار نیاز به اصلاحات، سرانجام از درون فروپاشیدند.
۳. بحران داخلی: بازیگری روی صحنهای خالی
جمهوری اسلامی مانند بازیگری است که روی صحنهای خالی ایستاده است. تماشاگران (مردم) سالهاست که سالن را ترک کردهاند، اما بازیگر همچنان به اجرای نمایشی ادامه میدهد که هیچکس آن را نمیبیند. سیاستهای تاخیری نه تنها بحرانهای خارجی را تشدید کرده، بلکه شکافهای درون حکومتی را نیز عمیقتر کرده است. بسیاری از مقامات و کارشناسان داخلی به این نتیجه رسیدهاند که ادامه این روند، به معنای نابودی کامل نظام است.
از سوی دیگر، مردم ایران دیگر تحمل این شرایط را ندارند. هر روز تاخیر در مذاکره، به معنای افزایش نارضایتیها و احتمال وقوع اعتراضات گسترده است. اگر جمهوری اسلامی فکر میکند میتواند با سرکوب، مردم را ساکت نگه دارد، سخت در اشتباه است. تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی نمیتواند در برابر خیزش مردمی مقاومت کند.
۴. ترس از مذاکره: پارانویای قدرت
ترس از مذاکره با آمریکا، ریشه در یک پارانویای عمیق دارد. رهبران ایران گویی در دامی از توهمات خودساخته گرفتار شدهاند: توهمی که میگوید هرگونه تعامل با دشمن، به معنای تسلیم است. اما آیا این ترس، واقعاً برای حفظ نظام است، یا برای حفظ جایگاه خودشان؟
این پارانویا نه تنها مانع از مذاکره شده، بلکه جمهوری اسلامی را به سوی یک سناریوی آخرالزمانی سوق داده است: جنگ تمامعیار با آمریکا و متحدانش، یا فروپاشی داخلی. هر دو سناریو به معنای پایان جمهوری اسلامی است.
۵. آخرین شانس: مذاکره فوری و بدون قید و شرط
جمهوری اسلامی تنها یک شانس دارد: مذاکره فوری و بدون قید و شرط با آمریکا. این مذاکره نه تنها باید شامل مسائل هستهای باشد، بلکه باید تمامی اختلافات دو کشور را پوشش دهد. تنها با این کار میتوان تحریمها را لغو کرد، اقتصاد را نجات داد، و ایران را از انزوا خارج کرد.
این آخرین شانس جمهوری اسلامی است. اگر این فرصت از دست برود، دیگر هیچ راه بازگشتی وجود نخواهد داشت.
۶.درس از تاریخ
همانطور که مارتین لوتر کینگ گفت: ‘اگر نمیتوانید پرواز کنید، بدوید؛ اگر نمیتوانید بدوید، راه بروید؛ اگر نمیتوانید راه بروید، بخزید؛ اما هر کاری میکنید، به حرکت ادامه دهید.’ جمهوری اسلامی نیز باید حرکت کند، حتی اگر این حرکت به معنای مذاکره با دشمن باشد.
تاریخ به ما میگوید که هیچ کشوری نمیتواند در انزوا و تحریم به حیات خود ادامه دهد. حتی قدرتهای بزرگ مانند اتحاد جماهیر شوروی نیز نتوانستند در برابر فشارهای اقتصادی و بینالمللی مقاومت کنند.
نتیجهگیری: تقاطع تاریخ
جمهوری اسلامی امروز در تقاطع تاریخ ایستاده است: یک راه به سوی نابودی میرود، و راه دیگر به سوی نجات. انتخاب با رهبران است. اما تاریخ نشان داده است که کسانی که در تقاطع تاریخ ایستادهاند و انتخاب نکردهاند، خود را به دست سرنوشت سپردهاند. و سرنوشت، هیچگاه با کسانی که انتخاب نمیکنند، مهربان نیست.
زمان به پایان رسیده است. هر ثانیه تاخیر، یک قدم به سوی نابودی است. جمهوری اسلامی باید انتخاب کند: مذاکره یا مرگ
تلگرام نویسنده