پاسخ ایران به نامهی ترامپ چه چشماندازی را برای کشور، یا به طور دقیقتر برای اقتصاد کشور رقم میزند؟
آیا میتوان به رفع اختلافها و تحریمها امیدوار بود؟ آیا امید به تغییر در مناسبات بینالمللی ایران و بازگشت به اقتصاد جهانی وجود دارد؟ و آیا این پاسخ میتواند مقدمهای بر پایان پنج سال تورم بالای ۵۰ درصد باشد؟
پاسخهای مختلف و متفاوتی میتوان به این سوالها داد؛ میتوان ادعا کرد که تحریم نعمت است و ما نزدیک قله هستیم و این حرفها نیست! میتوان خوشبین بود و گفت که نشانهها مبتنی بر این است که زمان تصمیم ناخوشایند فرا رسیده است و پس از آن گشایش است، میتوان این نامهنگاریها را چندان مهم تلقی نکرد و بازی اصلی را جایی دیگر دانست و...
پاسخ دقیقتر را از کجا باید گرفت؟ آنچه که به نظرم دقیقتر و درستتر است پاسخی است که از سمت بازار به این اخبار داده میشود: تاثیری که قیمت دلار در بازار آزاد از این گونه اخبار میپذیرد نشان میدهد که تغییرات به کدام سمتوسو میرود. امروز شنبه نهم فروردین پس از اعلام ارسال پاسخ به نامهی ترامپ از طریق عمان قیمت دلار نهتنها کاهش را تجربه نکرد، که همچنان بر مدار رشد است، و این یعنی بازار در این پاسخگویی هیچ نکتهی مثبتی برای اقتصاد و پایان بازی ایران و آمریکا نمیبیند!
تجربهی تمام این سالها نشان داده که بازار نه تنها درست میفهمد، بلکه قبل از اعلام اخبار رسمی آن را بو میکشد و میزان اعتبار آن را میسنجد.
کم نبوده اوقاتی که دلار یکباره شروع به پرواز کرده و بعد از یک هفته مردم همیشه در صحنه تازه سخنانی را شنیدهاند که مفهوم افزایش تنش در منطقه یا در روابط خارجی کشور دارد! یا برعکس، گاهی قیمت دلار پایین آمده و بعد از یک هفته، اخباری مبتنی بر احتمال مذاکره یا توافق شنیده شده است.
اما واقعا بازار این بصیرت را از کجا آورده است؟! منطقا جز این نیست که بازیگران اصلی بازار خودیهایی هستند که از رانت اطلاعاتی برخوردار هستند، پیشاپیش میدانند چه تصمیمهایی در آستانه اتخاذ هستند! میدانند قرار است چه سخنانی گفته شود و تحرکات دیپلماتیک چقدر واقعی است و چقدر ادا است!
میدانند پشت پرده چه میگذرد و اعتنایی به اخبار رسانهای که فقط برای سرگرم کردن مردم است، ندارد…
این سیستم نهادینه شدهی رانتخواری نه فقط در بازار ارز، که در سراسر بازارها و صنایع و بورس و مسکن و… جا افتاده است و کسی را یارای نزدیک شدن به آن نیست؛ شاید تنها بهرهای که مردم میتوانند از آن ببرند همین است که بر اساس آن، واقعیت آنچه در صحنهی سیاست بینالملل میگذرد را میتوانند بفمند، و میزان اعتبار اخباری را که به خوردشان میدهند بسنجند.