نظام میر محمدی حقوقدان – کارشناس مسایل ایران
پس از آنچه در سال ۲۰۲۴، بهویژه در هشتم دسامبر آن، یعنی سقوط مفتضحانه حکومت بشار اسد، رخ داد، حکومت ایران در مرحلهای بهسر میبرد که میتوان آن را در طول ۴۶سال گذشته بینظیر توصیف کرد. برای نخستین بار، حکومت خود را در موقعیتی نهتنها دشوار، بلکه بسیار حساس مییابد که حتی خامنهای نیز نمیتواند آن را دستکم بگیرد. حتی اگر اظهارات و مواضعی مبنی بر قدرت حکومت و تداوم آن مانند گذشته صادر شود، در واقع چیزی جز بادکنک و حتی حبابهایی نیست که دیگر کسی را فریب نمیدهد، زیرا چشمها به واقعیت دوخته شدهاند نه خیال و وهم.
حکومت ایران با بحرانهای اقتصادی مرگبار
حکومت ایران که بهدلیل تحریمهای بینالمللی با شدت فزاینده روبرو است و هیچ نشانهای از پایان آنها در افق دیده نمیشود، بهویژه آنکه تحریمها پس از سیاست فشار حداکثری ترامپ تشدید خواهند شد، در نتیجه و بازتاب آن، با اوضاع اقتصادی بسیار بدی روبرو خواهد شد، بلکه بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند اگر امور برای مدتی دیگر به همین منوال پیش برود، اقتصاد حکومت که مملو از بحرانهای شدید است، شاهد فروپاشی خواهد بود. همچنین، حکومت بهدلیل این تحریمها با انزوای بینالمللی فزایندهای روبرو است و دیگر نمیتواند منافذ جایگزینی برای تنفس پیدا کند.
وضعیت حکومت خامنه ای بهلحاظ داخلی
اما در مورد اوضاع داخلی، دو زمینه مهم وجود دارد که باید به آنها اشاره شود:
اول؛ افزایش احساسات خشم، رد و نفرت علیه حکومت ایران و افزایش اعتراضات مردمی و عملیات کیفی که توسط واحدهای قیام انجام میشود و برجسته شدن نقش و تأثیر مقاومت بهعنوان یک نیروی سیاسی مؤثر در داخل ایران و همچنین در سطح بینالمللی از طریق فعالیتهای سیاسی و رسانهای که پیوسته به آن میپردازند.
دوم؛ پس از سلسله شکستها و ناکامیهایی که حکومت در منطقه متحمل شده و اقتدار آن بهشکلی بیسابقه درهم شکسته است، حکومت ایران به هیولای زخمیای تبدیل شده است که جراحت عمیق آن به سختی التیام مییابد، بلکه احتمال تشدید عوارض جانبی آن نیز وجود دارد. بدون شک، حکومت در وضعیتی استثنایی بهسر میبرد که احساسات ترس و نگرانی بر محافل مختلف آن از آنچه ممکن است در روزهای آینده رخ دهد، غلبه کرده است، روزهایی که بهوضوح گزینههای حکومت در آنها تقریباً معدوم است.