مرضیه حاجی هاشمی
در روزهای اخیر ۳ دانشمند برجسته دانشگاه آمریکایی «ییل» اعلام کردهاند که آمریکا را ترک خواهند کرد و مقصد آنها کانادا است. اینها دو پژوهشگر تاریخ و یک پژوهشگر در حوزه تخصصی فاشیست هستند. تعدادی از محققین دیگر نیز در پی اعمال محدودیتهای «دولت ترامپ»، با احساس ناامنی و اضطراب مواجه شدهاند. از جمله این محدودیتها، ممنوعیت استفاده از مفاهیمی خاص در مقالات علمی است. مفاهیمی مانند «آب و هوا»، «برابری جنسیتی»، «زنان» و «ادغام اجتماعی گروههای حاشیهای»!
پروفسور «مارسی شور» که به همراه همسرش به عنوان دو پژوهشگر تاریخ، دانشگاه ییل را ترک می کنند، از احتمال وقوع یک جنگ داخلی در آمریکا ابراز نگرانی میکند و میگوید: «میتوانم، سلطنت وحشت را احساس کنم که مارپیچ میشود». او معتقد است، نوعی پاکسازی در حال وقوع است و به خشونت علیه زن اسقفی که از ترامپ در روز تحلیف خواست، به افراد آسیب پذیر رحم کند، اشاره میکند.
خانم شور به عنوان یک مورخ توتالیتاریسم، برخورد «جی دی ونس» با «زلنسکی» در «دفتر بیضی» «کاخ سفید» را به شیوه بازجویان پلیس مخفی «استالین» تشبیه میکند و معتقد است، با او مثل قربانیان محاکمههای نمایشی رفتار شد، محاکمههایی که فقط میتوان در حکومتهای توتالیتر، آن را یافت. او معتقد است، حکومت های توتالیتر؛ حتی اگر خود را باورمند به مذهب یا ایدئولوژیهای اخلاق مدار نشان دهند؛ اما فقط دچار «نهلیسم اخلاقی» هستند.
«جان استنلی» محقق یهودی- آمریکایی و صاحب دو کتاب مشهور درباره فاشیسم، دیگر استادی است که در حال ترک دانشگاه ییل است. استنلی در کتاب سال ۲۰۱۸ خود به نام «فاشیسم چگونه کار میکند، سیاست ما و آنها» توضیح میدهد که چگونه فاشیسم «بخشهایی از مردم را غیر انسانی میکند تا رفتار غیر انسانی را از سرکوب آزادی و حبس دسته جمعی گرفته تا اخراج، توجیه کند».
وی بر این باور است، دیگر نمیتوان سیاستهایی که آزادی بیان را با فشار بر دانشگاهها و استادان دانشگاه، سرکوب میکند و «تنوع، برابری و شمولیت» را محدود کرده است، پوپولیستی نامید، از نگاه وی اینها سیاستهای فاشیستی است؛ چرا که فاشیست، مجموعهای از سیاستها است که اگر از سوی هر فرد یا حکومتی اعمال شود، میتوان آن را فاشیستی نامید و مختص قرن یا زمان خاصی نیست.
وی در کتاب سال ۲۰۲۴ خود، با عنوان «پاک کردن تاریخ، چگونه فاشیستها برای کنترل آینده، گذشته را بازنویسی میکنند»، به خوبی نشان میدهد که فاشیستها تاریخ را نیز به هر نحوی که خود میخواهند، تغییر میدهند و مینویسند و تحریف تاریخ از ویژگیهای بارز آنهاست. استنلی آنجا مینویسد، مهمترین بخش از تاریخ که اقتدارگرایان، پاک و به نحوی که میخواهند، بازنویسی میکنند، تاریخ اعتراضات، جنبشهای اجتماعی و شورشهاست.
فاشیستها اهداف دموکراسیخواهانه اعتراضات و جنبشهای اجتماعی را برنمی تابند و آن را مطابق تمایلات تمامیت خواهانه خود، در شرح تاریخ، تبدیل به اهداف و مطالبات ایدئولوژیک می کنند تا هر گونه نگاه انتقادی و انگیزه اعتراضی را در جامعه برای همیشه از بین ببرند و مانع از هرگونه حرکت دموکراسی خواهانه مردم شوند، غافل از اینکه اندیشمندان آزاد و ضد فاشیسم چونان استنلی، همیشه خواهند گفت: «هر کجا که باشم برای دموکراسی میجنگم»