حمید آصفی
دونالد ترامپ در یک کنفرانس خبری رسمی، در حضور بنیامین نتانیاهو، به صراحت اعلام کرد که مذاکره مستقیم با ایران آغاز شده و حتی جزئیتر از آن، میگوید که ادامه مذاکرات در روز شنبه برنامهریزی شده است.
این سطح از صراحت در دیپلماسی آمریکا، خصوصاً در دوره ترامپ، معمولاً بر پایه محاسبه دقیق پیامدها صورت میگیرد، نه توهم یا هیجان.
در مقابل، رسانههای وابسته به ساختار نظامی کشور (فارس و تسنیم) در واکنشی هماهنگ، ترامپ را «توهمزده» و «دیوانه» معرفی میکنند. اما پرسش اینجاست:
آیا یک رئیسجمهور مستقر در کنفرانس رسمی دروغی میگوید که فردا با یک ایمیل فاش شود؟ یا حقیقتی را زودتر از آنکه تهران آماده افشا شدن باشد، به زبان آورده است؟
انکار، ابزار قدیمی برای بحرانهای جدید نیست
در دنیای امروز، انکار رسانهای دیگر کارکرد گذشته را ندارد. اگر ترامپ دروغ گفته، کافیست یکی از شرکای آمریکایی یا اروپایی آن را تکذیب کند یا یک سند منتشر شود تا آبروی دیپلماتیک آمریکا برود. اما هیچکدام از این اتفاقات رخ نداده. نه تکذیبیه رسمی واشنگتن منتشر شد، نه سکوت متحدانش شکست.
از سوی دیگر، سابقه حاکمیت ایران در تکذیبهای موقت — که بعداً با «شفافسازی»، «سوءبرداشت» یا «بیاطلاعی سطوح پایینتر» اصلاح میشود — این بار دیگر جواب نخواهد داد. فضای امروز، فضای آشکار شدنهای فوری است.
توهم واقعی کجاست؟ در کاخ سفید یا در اتاق جنگ روایتها؟
اینکه طرف آمریکایی با صراحت از مذاکرات حرف میزند و طرف ایرانی با عصبانیت انکار میکند، ما را به یاد همان دورهای میاندازد که مذاکرات عمان تا لحظه امضای برجام، زیر سایه انکار رسمی ادامه داشت. آنجا هم گفتند شایعه است. تا زمانی که ظریف با کری عکس گرفت.
پس شاید اینبار، توهم نه در کاخ سفید، بلکه در اتاقهای سیاستزدودهشده حاکمیت ایران در حال گسترش است: جایی که هنوز فکر میکنند میشود واقعیت را با برچسبزنی مدیریت کرد.
سخن پایانی: مخاطب داخلی، دیگر مخاطب دیروز نیست
وقتی ترامپ از مذاکره حرف میزند، جهان گوش میدهد. وقتی حاکمیت ایران انکار میکند، ملت سوال میپرسد.
این تقابل روایات، نه فقط دعوای تبلیغاتی، بلکه نشانهای از شکاف عمیق میان واقعیت دیپلماتیک و زبان رسمی داخلیست.
بازی شروع شده. و بازیگرانی که هنوز نمیخواهند اعتراف کنند وسط زمین ایستادهاند، اولین قربانیان سوت شروع خواهند بود.