سهند ایرانمهر
در دنیای امروز، نقشه قدرت را نه فقط مرزها، که اعداد و ترازنامهها هم ترسیم میکنند. حالا مهمترین میدان بازی، زمین تجارت است؛ و مهمترین اسلحه، توان چرخاندن چرخهای زنجیره جهانی تأمین.
درست در همین بزنگاه است که چرخش کمسابقهای در سیاستهای ریاض رخ داده؛ عربستان سعودی، برخلاف مواضع سالهای مذاکرات برجام، اکنون نه تنها مخالف بازگشت ایران به میز گفتوگو با آمریکا نیست، بلکه برای آن سرمایهگذاری هم میکند.
چه چیزی در منطقه تغییر کرده که ولیعهد جوان سعودی چنین موضعی اتخاذ کرده است؟
محمد بنسلمان، که آشکارا قصد دارد تاریخ سیاسی خاندان آلسعود را به دو دوره پیش و پس از خود تقسیم کند، فراتر از سنتهای محافظهکارانه اجدادش میاندیشد حتی تلاش امروز سعودیها در ساختن سریالهایی چون «معاویه» نه کرکری خواندن مذهبی در تقابل با شیعه –آنچنان که برخی در ایران تصور میکنند- که یادآوری پیشینه تاریخی خود در بازی در سطح معادلات جهانی است. بن سلمان با چشمانداز ۲۰۳۰، دنبال پیوند زدن عربستان به جریان اصلی اقتصاد جهانی است. و این یعنی: امنیت منطقهای، ثبات در مرزها، و کاهش تنش با ایران.
از نظر او، ایران منزوی و تضعیفشده نه تنها رقیبی خطرناکتر است، بلکه فرصتی از دسترفته برای ساختن یک نظم جدید اقتصادی منطقهای است؛ نظمی که اگر درست مدیریت شود، میتواند عربستان را بهجای یک صادرکننده صرف نفت، به پایگاه سرمایهگذاری و تجارت جهانی بدل کند.
برای بنسلمان، این تغییر رویکرد فقط یک انتخاب دیپلماتیک نیست؛ یک ضرورت است. کافی است نگاهی به اعداد بیندازیم:
•سهم شرق آسیا از تولید جهانی: ۳۵٪
•سهم خاورمیانه: کمتر از ۴٪
•حجم تجارت آمریکا با آسیا: ۲.۱ تریلیون دلار
•با کل خاورمیانه: زیر ۲۰۰ میلیارد دلار
آسیا در مرکز زنجیره تأمین جهانی قرار دارد؛ خاورمیانه، همچنان در حاشیه و بر محور منابع خام میچرخد. به همین دلیل هم هست که ایالات متحده، تمرکز خود را از خاورمیانه به شرق آسیا برده است جایی که آینده سرمایه، تکنولوژی و رقابت رقم میخورد. برای عربستان، تضعیف نفوذ ایران در کشورهای منطقه ابتدا خبری خوش بود. اما حالا به وضوح میبیند که جای خالی ایران را نیروهایی پر میکنند که از نگاه ریاض بهمراتب خطرناکترند: اسرائیل و ترکیه.
اسرائیل با الگویی آشکار از بیاعتنایی به قوانین بینالمللی و منطقهای، به یک بازیگر بیقید تبدیل شده؛ و ترکیه با بلندپروازیهای نوعثمانی و ماهیت اخوانیاش، میتواند هلالی سُنی اخوانی را از قطر تا سوریه و مصر شکل دهد. از منظر عربستان، این تهدید — «هلال اخوانی» — میتواند توازن منطقهای را بهطور کامل برهم بزند. تهدیدی که شاید حتی از هلال شیعی ایران هم نگرانکنندهتر باشد.
ریاض حالا بیش از همیشه درک کرده است که نظم جدید منطقه بدون حضور ایران ممکن نیست؛ و ایران، اگر شریک این نظم باشد، نهتنها تهدیدی نیست، بلکه میتواند بخشی از راهحل باشد. همین واقعیت ساده، پشت چرخش آرام و بیسروصدای مواضع عربستان نسبت به مذاکره تهران–واشنگتن قرار دارد.
این نگاه جدید در منطقهای است که دیگر رنگ گربه مهم نیست و این را نه از زبان تحلیلگران غربی، که از زبان دنگ شیائوپینگ، معمار عملگرایی مدرن چین باید شنید؛ وقتی گفت:
فرقی نمیکند گربه سیاه باشد یا سفید؛ مهم این است که موش بگیرد.
Ezra Vogel, Deng Xiaoping and the Transformation of China
(Vogel, 2011, p. 149)
سخن گفتن از آنچه در ایران بدان اندیشیده میشود، پیچیدگیهای خود را دارد اما ظاهرا فقط عربستن اینگونه نمیاندیشید اکنون، در خاورمیانهای که در حال پوستاندازی است، شاید وقت آن رسیده باشد که نه به رنگ گربهها، که به توان شکارشان نگاه کنیم.
🆔@tahkimmelat