رژیم های مذهب(یا ايدئولوژی) بنیاد یا همان ایدئوکراسی ها، برای تداوم بقا، همواره به یک رهبر مقدس و در عین حال بی رحم نیازمندند. کسی که تک تک ملت در برابرش تسلیم شده باشند و یا خواهان تسلیم قاطبه مردم در برابرش باشند؛ سهل است که وی را پرستش کنند.
البته پیروانی که زندگی های بی حاصل، متزلزل و نا امید کننده ای دارند، معمولا خود را مطیع بی چون و چرای رهبر می نمایانند؛ نه به این دلیل که رهبر آنان را به روز و سرزمین موعود و بهشت های لاهوتی و ناسوتی ترغیب می کند، بلکه از این جهت که رهبر شخصیت واقعی و برازنده اطاعت کنندگان را از آنان می گیرد. (Eric Hoffer, The True Believer, Harper Perennial 2010, p 100, 119).
ولی همین سازوکار بی شخصیت کردن وفاداران و گرفتن هویت شخصی آنان و به اصطلاح، ذوب شدگی در رهبر، به مثابه چشم اسفندیار این گونه رژیم ها عمل می کند.
پافشاری مکرر بر جنگ تا آخر برای دستیابی به پیروزی، با وجود شکست ها و ناکامی های میدانی، تلنگری سخت به بازماندگان مطیعان خواهد زد در چنین شرایطی، فروپاشی با سازوکار دومینوار و حتی یکبارگی، گریزناپذیر خواهد بود.
یدالله کریمی پور