مذاکره در سایه توهم و موشک | چرا دور چهارم می‌تواند آخرین دور باشد؟

حمید آصفی

بزودی دور چهارم مذاکرات ایران و آمریکا آغاز خواهد شد؛ اما این بار، گفتگوها بر لبه تیغی پیش خواهد رفت که از یک‌سو سوء‌تفاهم‌های ژئوپلیتیک آن را تیزتر کرده و از سوی دیگر، توهمات محاسباتی آن را لرزان‌تر از همیشه کرده‌اند.

آن‌چه قرار است به عنوان “مذاکره”، آغاز شود، شاید بیش از آن‌که راهی به سوی صلح باز کند، دریچه‌ای رو به بحران باشد.
در این مرحله از مذاکرات، پنج مانع عمده وجود دارد که هر کدام به تنهایی برای شکست یک توافق کافی‌ست، و در کنار هم، تصویری از یک بن‌بست ژئوپلیتیک می‌سازند که اگر همین حالا جدی گرفته نشود، ممکن است آخرین میخ بر تابوت امیدها باشد.

۱. توهم استقلال موضوعات؛ تجربه برجام فراموش شده
جمهوری اسلامی همچنان می‌کوشد مذاکرات را حول یک محور محدود—هسته‌ای پیش ببرد، بی‌آن‌که بپذیرد که در نظم نوین جهانی، هیچ موضوعی منفک از دیگری نیست. تجربه برجام نیز به‌روشنی نشان داد که توافقی پایدار، نیازمند گفت‌وگو درباره کل بسته امنیتی-اقتصادی-منطقه‌ای‌ست، نه صرفاً چند سانتریفیوژ کمتر یا بیشتر.آن‌چه جمهوری اسلامی از یاد برده، این است: در لحظه‌ای که یک قدرت منطقه‌ای با قدرتی جهانی روبه‌رو می‌شود، باید یا برای ورود به یک نظم جدید آماده باشد یا خطر فروپاشی مذاکرات را بپذیرد.

۲. اقتصاد بدون سیاست؟ توهمی به قیمت تریلیون‌ها دلار
یکی از خطرناک‌ترین تصورات محافل سیاسی تهران، این است که ترامپ، به‌واسطه منش اقتصادی‌اش، حاضر است از مسائل موشکی، نفوذ منطقه‌ای و اسرائیل ستیزی جمهوری اسلامی چشم‌پوشی کند، فقط چون ایران وعده سرمایه‌گذاری می‌دهد. این، نه تحلیل است و نه دیپلماسی؛ این توهم است. توهمی که به‌راحتی با یک امضای تحریم جدید، دود می‌شود و به هوا می‌رود. این یعنی نه فقط نادیده‌گرفتن واقعیت‌های بین‌المللی، بلکه انکار الزامات حداقلی سرمایه‌گذاری خارجی. بحث‌هایی از جنس «یک تریلیون دلار» یا «دو تریلیون دلار» نه نشان از آینده‌نگری، بلکه گواه بحران تحلیل در ساختار سیاسی ایران است.

۳. بازی با ترامپ، قواعد خودش را دارد
با ترامپ مذاکره می‌کنید؟ پس با کسی طرف هستید که بازی را نه با قواعد دیپلماتیک، بلکه با غریزه، قدرت‌نمایی و نمایش جلو می‌برد. چنین بازیگری، صبر نمی‌کند تا عراقچی به تهران برگردد، استعلام بگیرد، و دوباره پیام بیاورد زیرا بلافاصله چندین تحریم جدید وضع می‌کند. او تصمیم را همان‌جا می‌خواهد، آنی، قاطع و بی‌واسطه. شجاعتِ ابتکار، کلیدِ بازی با ترامپ است.دعوت از «ویکتاف» به تهران، تماس مستقیم پزشکیان با رئیس‌جمهور آمریکا، یا ترتیب ملاقات‌ پزشکیان و ترامپ در ریاض ، می‌تواند فضای بی‌اعتمادی را بشدت کاهش دهد. اما در غیاب این شجاعت، کوچک‌ترین تأخیر، کل قطار مذاکرات را از ریل خارج می‌کند. حاکمیت هنوز باور ندارد که ابتکار، یک سلاح امنیتی است، نه صرفاً یک حرکت تبلیغاتی.

۴. بدون نقشه راه، هر قدم، لغزش است
اگر جمهوری اسلامی همچنان با شعار نابودی اسرائیل، حمایت کور از نیابتی‌ها، و سیاست منطقه‌ای مداخله‌گرانه وارد مذاکرات شود، تیم آمریکا نه فقط قانع نمی‌شود، بلکه حتی اگر ترامپ بخواهد، تیم امنیت ملی‌اش اجازه نخواهد داد توافقی پایدار شکل بگیرد.

۵. میدان همیشه جلوتر از دیپلماسی
در نهایت، حتی اگر همه‌چیز در میز مذاکره مرتب باشد، کافی‌ست یک موشک از یمن به سوی فرودگاهی در اسرائیل شلیک شود، یا کشتی‌ای با اسلحه به‌سوی حوثی‌ها رهسپار و در میانه راه توقیف شود، تا تمام گفتگوها منفجر شود.

سابقه نشان داده که بازیگران نیابتی، بیشتر از دیپلمات‌ها در تعیین سرنوشت توافق‌ها نقش دارند. تا زمانی که این پیوند نظامی-ایدئولوژیک قطع نشود، «امنیت دیپلماتیک» یک توهم بیش نیست.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»