برگردان توسط ناخدا محمد فارسی از وبسایت بنیاد دفاع از دمکراسی ها
مقدمه
در سال ۲۰۱۹، پیش از آغاز همهگیری کووید-۱۹، هیئتی کوچک از بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) به خلیج فارس سفر کرد. در میان گفتوگوهایی پیرامون احتمال عادیسازی روابط با اسرائیل و برنامههایی برای تنوع اقتصادی، یک جلسه توجیهی نظامی درباره انصارالله، گروه تروریستی معروف به حوثیها، به ما ارائه شد.
این جلسه هم تکاندهنده بود و هم آشنا. یک نیابتی تروریستی وابسته به ایران در یمنِ گرفتار جنگ داخلی حضوری چشمگیر بود. حزبالله و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در محل حضور داشتند و این گروه را برای مبارزه با دولت به رسمیت شناختهشده یمن آموزش میدادند. این جلسه به طرز عجیبی مشابه توجیهاتی بود که پیشتر از سوی اسرائیلیها درباره تهدیدات تروریستی تحت حمایت ایران، یعنی حماس و حزبالله، دریافت کرده بودیم. در واقع، سالهاست که نیروهای حزبالله حوثیها را برای حمله به کشورهای همسایه مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی آموزش دادهاند.
جنگی که عربستان در سال ۲۰۱۵ برای مقابله با حوثیها آغاز کرد، موفق نبود. ارتش سعودی فاقد دقت و حرفهای لازم برای این عملیات بود و غیرنظامیان یمنی بیشترین آسیب را دیدند. در نهایت، فشارهای آمریکا باعث شد که عربستان در سال ۲۰۲۲ عقبنشینی کند.
در سال ۲۰۲۰، زمانی که دولت ترامپ در حال ترک کاخ سفید بود، انصارالله را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی (FTO) قرار داد. چند روز بعد، دولت بایدن این تصمیم را لغو کرد. با این حال، تهدید همچنان باقی ماند.
پس از حمله حماس در ۷ اکتبر به اسرائیل و آغاز جنگی گسترده، حوثیها آسمان اسرائیل را با پهپادها و موشکها پر کردند. حوثیها نخستین گروه تروریستی در تاریخ بودند که زرادخانهای از موشکهای بالستیک در اختیار داشتند. این موشکهای ساخت ایران، به همراه پهپادهای ایرانی، بیش از ۱۰۰۰ مایل از شبهجزیره عربستان عبور کردند. بیشتر این حملات توسط سامانههای دفاعی پیشرفته اسرائیل خنثی شدند، اما برخی ضربهها به هدف رسیدند. در پاسخ، اسرائیل با حملات هوایی در سال ۲۰۲۴، اهداف استراتژیک در مناطق تحت کنترل حوثیها را هدف قرار داد.
اما اسرائیل در این مبارزه تنها نبود. کشتیهای جنگی آمریکا و دیگر کشتیهای بینالمللی نیز مورد حمله حوثیها قرار گرفتند، با وجود عملیات تحت رهبری ایالات متحده موسوم به “نگهبان شکوفایی”. دولت بایدن گاهبهگاه حملاتی در قلمرو حوثیها انجام داد، اما این حملات تنها تاکتیکی بودند. تهدید حوثیها تا اوایل ۲۰۲۵، زمانی که دونالد ترامپ به ریاستجمهوری بازگشت، ادامه یافت.
در بهار ۲۰۲۵، ترامپ دستور اجرای کمپینی از حملات هوایی شدید علیه حوثیها را صادر کرد. این گروه تحت حمایت ایران آسیب زیادی دید. مشاوران ایرانی مستقر در یمن گزارش شده که بهسرعت عقبنشینی کردند و تعداد موشکهایی که از یمن شلیک میشد کاهش یافت. با این حال، روشن شد که قدرت هوایی بهتنهایی کافی نیست. راهبردی جامعتر لازم است؛ از جمله اقدامات اقتصادی، دیپلماتیک و سایر ابزارهای قدرت نرم.
آری هایشتاین، تحلیلگر اسرائیلی-آمریکایی، این گزارش را تهیه کرده تا عناصر لازم برای چنین راهبردی را شناسایی کند. او با مهارت خواننده را در مسیر تاریخ این گروه تروریستی، ارزیابی ساختار قدرت کنونی آن و راههای تضعیف آن راهنمایی میکند. او تأکید میکند که واکنش نظامی قوی ضروری است، چرا که حوثیها همواره خویشتنداری دشمنان خود را نشانه ضعف تلقی کردهاند. اما او همچنین اهداف کلیدی برای کارزار فشار اقتصادی را شناسایی میکند: نظام بانکی، انحراف کمکهای بشردوستانه، و کنترل بندر حیاتی الحدیده. در حوزه دیپلماسی، فشار بر عمان ضروری است؛ کشوری که به عنوان پناهگاه و کانالی برای قاچاق سلاح برای حوثیها عمل میکند.
هایشتاین چارچوب راهبردی معقولی ارائه میدهد که اشتباهات گذشته در برخورد با حوثیها را اصلاح میکند. کاخ سفید، پنتاگون و وزارت خارجه باید به آن توجه نشان دهند. این گزارش باید در پایتختهای خارجی نیز طنینانداز شود. در نهایت، مشکلاتی که یمن را گرفتار کرده و موجب ظهور حوثیها شده، بهراحتی و بهسرعت حل نخواهد شد. اما قدرت سخت انصارالله نه از درون، بلکه از تسلیحات، تواناییها و حمایتهای مادی جمهوری اسلامی ایران سرچشمه میگیرد. به بیان دیگر، مسئله حوثیها تنها یکی از مظاهر تهدید ایران است. بنابراین، هر راهبردی برای مقابله با حوثیها باید بخشی از سیاستی گستردهتر برای تضعیف منابع مالی و تواناییهای رژیم ایران باشد.
پس از سرنگونی دولت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی یمن در سال ۲۰۱۴، حوثیها اکنون بر شمال یمن و ۲۰ میلیون نفر از ساکنان آن حکومت میکنند. با تسلیحات و آموزشهایی که از سوی ایران و حزبالله دریافت کردهاند، این گروه در طول سالهای اخیر تجربه میدانی کسب کرده و به زرادخانهای از سلاحها دست یافته است که کمتر دولت-ملتهایی در جهان آن را در اختیار دارند. علاوه بر این، موقعیت جغرافیایی حوثیها در امتداد لبه جنوبغربی شبهجزیره عربستان به آنها امکان داده تا عبور و مرور دریایی بینالمللی از طریق دریای سرخ را مختل کرده و شرکای ایالات متحده در منطقه را تهدید کنند. برداشت نادرست و بیاهمیت دانستن تهدید حوثیها از سوی واشنگتن، به رشد این تهدید کمک کرده است.
حوثیها در ابتدا جنبشی مذهبی بودند، سپس به حزبی سیاسی تبدیل شدند، بعد به نیرویی چریکی بدل گشتند، و در نهایت به یک رژیم بالفعل درآمدند. نیمه نخست این مونوگراف به بررسی چگونگی تغییر واکنش ایالات متحده و شرکای خلیجیاش نسبت به تهدید حوثیها میپردازد. سپس به ارزیابی نقاط قوت و ضعف رژیم حوثیها و همچنین چگونگی تحول تهدید آنها در آینده میپردازد. در پایان، این متن به بررسی گزینههای جایگزین برای سیاست کنونی آمریکا پرداخته و راهبردی جامع برای متوقفسازی حملات جاری رژیم و در بلندمدت، فرسایش پایههای استراتژیک آن ارائه میدهد.
اگرچه برخی ادعا میکنند که حوثیها نسبت به بازدارندگی مصون هستند، این مونوگراف نقاط فشاری را شناسایی میکند که میتوانند در کوتاهمدت بر رفتار آنها تأثیر بگذارند. با این حال، بازدارندگی بهتنهایی برای مقابله با تهدید بلندمدت این سازمان کافی نیست. اگر صرفاً بازداشته شوند، حوثیها ممکن است مانند آتشبس ۲۰۲۲-۲۳ با عربستان، از وقفه در درگیریها برای تحکیم کنترل خود بر شمال یمن، توسعه زرادخانهشان و تقویت پناهگاهها و تونلهای زیرزمینی خود بهرهبرداری کنند. همچنین ممکن است روابطی با دولتها یا بازیگران شرور فراتر از محور مقاومت تحت رهبری ایران ایجاد کرده و منابع مالی جایگزین یا توانمندیهای بومیسازی تولیدات نظامی خود را گسترش دهند.
برای بازداشتن حوثیها از حملات بیشتر به کشتیهای دریای سرخ و سایر اهداف، ایالات متحده باید بر سه مجموعه هدف متمرکز شود:
۱- ذخایر استراتژیک گروه از جمله پول نقد و سوخت،
۲- تصویر ساختگی شکستناپذیری آنها در میان مردم یمن،
۳- رهبران امنیتی کلیدی که نقش مهمی در تحکیم سلطه رژیم دارند.
در بلندمدت، آمریکا باید ستونهای اصلی پشتیبان رژیم را هدف قرار دهد، به گونهای که رژیم مجبور شود در صورت تداوم رفتار بیثباتکننده و سرکش، با بیثباتی یا فروپاشی مواجه شود. این ستونها عبارتاند از: منابع اصلی درآمد، کنترل اطلاعات، و محیط استراتژیک امن.
ایالات متحده و متحدانش میتوانند چهار منبع اصلی درآمد رژیم را هدف قرار دهند:
- انحراف کمکهای بشردوستانه: دهها میلیارد دلار کمک طی یک دهه جنگ وارد یمن شده است. سازمانهای وابسته به سازمان ملل و نهادهای غیردولتی بینالمللی (NGO’s) در پیشگیری از کنترل و انحراف این کمکها توسط حوثیها عملکردی ضعیف داشتهاند. اهداکنندگان اصلی، بهویژه آمریکا، باید شفافیت بیشتری مطالبه کرده و با متخلفان برخورد کنند.
- کنترل بندر الحدیده: ایالات متحده و شرکایش باید تمام تأمین مالی سازمان ملل برای بازسازی بندر الحدیده را متوقف کرده و تا زمانی که حوثیها به تعهدات خود در توافق استکهلم ۲۰۱۸ عمل نکردهاند، تلاش کنند تا ترافیک تجاری را از این بندر منحرف سازند. طبق توافق، اداره بندر باید به یک نهاد بیطرف سپرده میشد و درآمد آن صرف پرداخت حقوق کارمندان دولت میگردید.
- مؤسسات مالی تحت کنترل حوثیها: بانکهای اصلی تحت سلطه حوثیها برای تأمین مالی تروریسم و فعالیتهای بیثباتکننده در یمن و منطقه استفاده میشوند. این بانکها باید توسط آمریکا و متحدانش تحریم شده و از سیستم پیامرسانی مالی جهانی سوئیفت جدا شوند.
- اخاذی دریایی: یکی از گزارشهای هیئت کارشناسی سازمان ملل نشان میدهد که برخی شرکتهای کشتیرانی برای عبور ایمن از دریای سرخ به رژیم حوثیها پول پرداخت میکنند. این مسئله باید مورد تحقیق و پیگرد قرار گیرد.
برای مقابله با تبلیغات حوثیها و کنترل آنها بر اطلاعات، ایالات متحده باید در دو محور تلاش کند:
- ترویج جایگزینهایی برای ارائهدهندگان خدمات اینترنتی تحت کنترل حوثیها. کنترل شرکتهای TeleYemen و YemenNet سالانه صدها میلیون دلار درآمد برای رژیم فراهم کرده و امکان محدودسازی و رصد فعالیتهای اینترنتی مردم را میدهد.
- تحقیق و تحریم ناقضان حقوق بشر و مقامات فاسد. ایالات متحده باید جنایات حوثیها را افشا کرده و از ابزارهایی نظیر برنامه تحریمهای Magnitsky بهشکل تهاجمی بهره بگیرد.
در نهایت، برای انزوای دیپلماتیک حوثیها و تقویت رقبای داخلیشان، ایالات متحده و شرکایش باید:
- به کشورهای ثالث مانند ترکیه و عمان فشار بیاورند تا به حوثیها پناه ندهند. عمان به حوثیها اجازه داده تا دفتر مرکزی خود را در این کشور اداره کنند. شبکههای تجاری، بانکی و قاچاق نیز در عمان بهطور آزادانه فعالیت میکنند. نهادهای ترک نیز به عنوان پوششی برای تهیه غیرقانونی تجهیزات و پولشویی عمل میکنند.
- حامیان حوثیها را هدف قرار دهند. مشاورانی که از سوی ایران و حزبالله به یمن اعزام میشوند باید همواره هدف عملیات نظامی قرار گیرند تا این شبکه حمایتی قطع شود.
- ترویج عادیسازی روابط اسرائیل و اعراب. همکاری اسرائیل با کشورهای عربی خلیج فارس میتواند به مقابله مؤثرتر با حوثیها منجر شود.
- تقویت اتحاد نیروهای ضد حوثی در داخل یمن. ایالات متحده نباید وارد سیاست داخلی یمن شود، اما میتواند با ارائه مشوقها، رفتار همکاریآمیز را ترویج دهد.
- نمایش قدرت و وحدت هدف. مانورهای نظامی مشترک تحت رهبری آمریکا و با مشارکت شرکای منطقهای میتواند بازدارندگی را تقویت کند.
- ایجاد یک کنسرسیوم تبادل اطلاعات. اشتراکگذاری اطلاعات میان شرکای ائتلاف به مقابله با حملات حوثیها با استفاده از تسلیحات پیشرفته ایرانی، روسی یا چینی کمک خواهد کرد.
امروز تمرکز عمدهای بر پاسخ نظامی به تهدید حوثیها وجود دارد. این پاسخها ضروریاند، اما در بلندمدت، اقدامات اقتصادی، اطلاعاتی و سیاسی پتانسیل بیشتری برای تضعیف رژیم حوثی دارند.
https://mail.google.com/mail/u/1/#inbox/FMfcgzQbfBsdSLlLWSdSCXTfqhgkjHQc
https://fdd-new.cmail19.com/t/r-l-thdkvyd-bkludkltrl-j/