رسول بداقی
ایرانیان در هنر موسیقی، سازی دارند به نام « قانون» ساز قانون ایرانی هشتاد سیم دارد،هرسیم صدای ویژه ی خود را برمی آورد، از زیر تا بم ، هرکدام نغمه و آوایی دارند، این آواها و نغمه ها ونداها و آهنگ ها را می توانیم به روحیات، سلیقه ها شخصیت ها و خوی انسانها مانند کنیم.
حکومتهای خودکامه ساز قانون دردست دارند، ساز قانون حکومتها، سیمهایی مانند: غرور دروغین، خشم، تکروی، سایه ی بلند توهم ، حذف، تفکر حذفی، شخصیت باوقار، بی اعتمادی ، آسایش فردی،جاه طلبی، کوته نظری ، بدبینی، قبیله گرایی، سیاس بازی و… دارد که برای خواباندن هر گروه از مردم آن جامعه، آواها ، نداها، آهنگها و لالایی های ویژه ای می نوازند.
آنان برای خواباندن گروهای مردمی، به سیمهای ویژه ای از این ساز زخمه میزنند.
برخی را خشمگین کرده و برچسب خشونت طلب به آنان میزنند، ترسوها را بیشتر می ترسانند، برخی را شکم باره می پرورند، برخی را وعده ی روز قیامت می دهند، برخی را قرص آرام بخش« شخصیت سربه راه و باوقار» داده ، و در گوش آنها لالایی متانت می خوانند، برخی را قانونمند می نوازند (البته منظور همان قانون خودکامگان حاکم است)، سایه ی برخی را چنان در پندارشان بزرگ و بلند جلوه می دهند که عصبانی شدن ، عصیان کردن و اعتراض نمودن را دون شأن خود میدانند و آنرا کار انسانها ناشکیبا و نا بردبار جامی اندازند.برخی را قربانی و گروه بسیاری را «قربانی جو» پرورش می دهند.
باری، نوازنده ی ساز«قانون خودکامگی» به تجربه و تمرین آموخته است که چگونه خوش بنوازد، تا خویشتن خوش بگذراند، ومردم به امید آینده ای ناپیدا وگنگ آرام گیرند!
این همان بهشتی ست که روزی فراخواهد رسید، روزی که زندگی ها در آن تعریف و ساخته و سرنوشت ها نوشته می شود، چرخی ست که فرهنگها ، تمدنها ، اقشار اجتماعی، زندگی ها ، رنجها و گنجها را می سازد و آنگونه می سازد که نوازنده ی همان ساز قانون می خواهد.
نوازنده ی «سازقانون حاکمان خودکامه» منیت، جدایی، غرور دروغین، سایه های بلند، خشم، بی اعتمادی، تکروی ، حذف ، قربانی پروری و هزاران رذیلت اخلاقی را در گوش مردمانش می نوازد و شخصیت آنان را می سازد و اینگونه است که فرهنگهای انسانی جای خود را به انحطاط و پاشیدگی فرهنگی می دهد ، و فرهنگی نوین اما شیطانی را می سازد.