سفر ترامپ و سه کودتای عربی علیه جمهوری اسلامی؛ وقتی خاورمیانه ترامپ را می‌فهمد، اما جمهوری اسلامی هنوز در بند چفیه است!

حمید آصفی

قرار است دور چهارم مذاکرات هسته‌ای میان ایران و آمریکا اوایل هفته آینده برگزار شود و سپس ترامپ به عربستان سعودی سفر کند. اما منطقه‌ای که او واردش می‌شود، دیگر منتظر واسطه آمریکایی نیست، بلکه به استقبال یک شریک تجاری آمده است؛ شریکی که می‌داند در این بازی، کسی برای ایدئولوژی کارت برنده نمی‌کشد.
سفر ترامپ نه برای دیدار با علماست، نه برای تألیف قلوب مسلمانان. او آمده برای یک کودتای نرم اقتصادی، آمده تا مانع از آن شود که چین خاورمیانه را به پشت‌بام تجارت جهانی تبدیل کند.

چین خزنده آمد، اعراب هوشیار شدند، آمریکا برگشت
سال‌ها بود که آمریکا اعراب را با نفت می‌سنجید: نفت بخر، اسلحه بگیر. اما وارد شدن چین به خلیج فارس، معادله را عوض کرد. دیگر نفت فقط سوخت نیست، بلکه سرمایه‌گذار جذب می‌کند، زنجیره تولید می‌سازد، کارخانه راه می‌اندازد.
چین نه‌فقط پالایشگاه می‌سازد، بلکه در زیرساخت بندر، بیمه، بورس، تکنولوژی، حمل‌ونقل و هوش مصنوعی با اعراب شریک شده است. این همان زنگ خطری است که آمریکا را به تحرک انداخته. زیرا اگر پول‌های عربی از بورس نیویورک به سمت دبی و الظهران حرکت کند، این فقط یک تغییر مقصد مالی نیست؛ این یک جابه‌جایی قدرت جهانی است.

ترامپ آمده چین را عقب بزند، نه فقط ایران را مهار کند
تصور رایج در دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی این است که آمریکا می‌خواهد از خاورمیانه خلاص شود تا برود سراغ مهار چین در تایوان و جنوب شرق آسیا. اما واقعیت آن است که حتی متحدان آسیایی آمریکا هم دیگر حاضر نیستند در جنگی با چین وارد شوند. کره جنوبی و کشورهای آن منطقه صراحتاً گفته‌اند اگر چین تایوان را بگیرد، ما فقط نظاره‌گر خواهیم بود.
بنابراین، خاورمیانه امروز برای آمریکا یک خاکریز مهم‌تر از دیروز است. ترامپ آمده تا بازار منطقه را از دست چین درآورد، نه صرفاً جلوی اتم‌های ایران را بگیرد.

جهان عرب جدید: نه ناصری هست، نه بعثی، نه رادیکال؛ فقط هوش اقتصادی
دهه‌ها پیش، اعراب چشم به رهبری سوریه، مصر، عراق یا حتی یمن دوخته بودند. اما امروز جهان عرب دیگر نه ناسیونالیسم چپ می‌خواهد، نه خط‌ونشان ایدئولوژیک.
عربستان، قطر، امارات و حتی عمان، همگی به کارآفرینی، هاب مالی، فناوری، گردشگری و پلتفرم‌های جهانی فکر می‌کنند. این‌ها دیگر ارتش‌های بعثی نمی‌خواهند، بلکه برندهای جهانی می‌سازند. برای همین، آن‌ها ترامپ را می‌فهمند. چون او مثل آن‌ها حرف می‌زند: با عدد، با پروژه، با قرارداد. ترامپ نه آمده با علما دیدار کند، نه می‌خواهد سخنران پیش از خطبه نماز جمعه ریاض باشد. او آمده معامله کند، نقطه‌ضعف چین را بگیرد، و آینده اقتصادی منطقه را با غرب گره بزند—و نه با انقلاب اسلامی.

جمهوری اسلامی هنوز با چفیه دنبال قرارداد نفتی است
درست در زمانی که چین قراردادهای چند میلیارد دلاری با امارات برای پردازش داده‌ها و انتقال تکنولوژی امضا می‌کند، جمهوری اسلامی در حال چانه‌زنی بر سر دلارهای توقیف‌شده است. اما اعراب، ایران را نه به‌خاطر فقه جعفری، بلکه به‌دلیل ناتوانی در پیوستن به پروژه‌های بزرگ اقتصادی کنار گذاشته‌اند. ایران، نه فقط منزوی شده، بلکه از بازی بزرگ بیرون مانده.

قطر و دبی دنبال دیزنی‌لند، تهران دنبال دیوار کشیدن
قطر ایرویز ناوگان بوئینگ‌اش را گسترش می‌دهد، عربستان به فکر اولین پروژه شهر هیدروژنی‌اش است، امارات با ماسک و زاکربرگ شریک می‌شود. در این میان، تهران مشغول کشیدن دیوارهای گشت ارشاد و سانسور است.
یک‌سو در حال طراحی آینده است، سوی دیگر هنوز در حال تکذیب واقعیت. اگر چشم‌ها را باز کنیم، می‌بینیم که آینده از دست رفته است.

نه با مقاومت، نه با ایدئولوژی، فقط با سرمایه و درک واقعیت
این منطقه را نمی‌توان با شعار فتح کرد. نه فتوحات اسلامی، نه «محو اسرائیل»، نه «هلال مقاومت» دردی را دوا نمی‌کند. این منطقه را باید با قرارداد، با توان رقابت، با بازکردن درها به روی جهان، با آموزش، با توسعه گرفت. ترامپ این را می‌داند، بن‌سلمان این را می‌داند، چین با دقت آن را اجرا می‌کند. فقط جمهوری اسلامی است که هنوز خیال می‌کند با «امت‌سازی» می‌توان در بازار جهانی سهم گرفت.
و ما باز هم در صف بمانیم؟ و آن‌ها می‌مانند و قراردادهای میلیاردی با تسلا، با اپل، با سامسونگ، با زیمنس. ما سرود می‌خوانیم، آن‌ها سند امضا می‌کنند.

بعدش اما نه ترامپ می‌آید، نه چین، نه سرمایه‌گذار. بعدش فقط ما می‌مانیم و فرزندانمان که تاریخ می‌نویسند:
«ایرانیان فرصت ساختن را داشتند، اما سرود مقاومت خواندند… تا آخرش.»

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»