خامنه‌ای حاضر است تا آخرین ذره‌ی این خاک را خاکستر کند و جان ۹۰ میلیون انسان را بفروشد که جمهوری اسلامی بماند

مطهره گونه‌ای٭

مهم‌ترین مساله، در اثنای مذاکرات، “اعتماد” به حاکمیت جمهوری اسلامی و خامنه‌ای است. آیا تاریخ حکمرانی ۴۶ساله آن جایی از اطمینان بخشی به طرف مقابل باقی می‌گذارد؟

همانطور که هیچگاه فکرش را نمیکردیم که هواپیمای اوکراینی را با دو موشک خاکستر کند، حالا هم بعید نیست که سلاح هسته‌ای بسازد!
بنابراین هیچ تضمینی وجود ندارد که جمهوری اسلامی خلاف مقررات مذاکرات عمل کند و اقدام به عملی دور از ذهن کند.
بیراه نیست اگر بگوییم خامنه‌ای از جانش ترسیده و حکومت، با از بین رفتن نیروهای نیابتی در منطقه و اعتراضات مدنی داخلی چنان تضعیف شده که ناگزیر به نشستن پای میز شده است.

البته مولفه فشار همه جانبه خارجی هم بی‌تاثیر نبوده. مثلا تحریم‌ها علیه ارگان‌های حکومتی و تسلیحات نظامی جمهوری اسلامی می‌تواند پیشرانه تسلیم خامنه‌ای در برابر آمریکا باشد. به شرط آنکه کمترین تاثیر را بر معیشت و اقتصاد داخلی بگذارد، که البته غیرممکن به نظر می‌رسد.

چرا که ما در ایران با اقتصاد تماما نظامی که در ید اختیار سپاه پاسداران و بیت خامنه‌ای است روبرو هستیم. نوعی از اقتصاد رانتی که مشارکت در آن متوجه قشر متوسط و معمولی مردم هم نیست چه رسد به قشر فرودست که دارند زیر فشار تورم و گرانی دست و پا می‌زنند.

با این حال نباید از فروریختن قبح “مذاکره مستقیم” با آمریکا ناامید بود و به شخصه آن را به فال نیک می‌گیرم.
گرچه روند گفتگوها استهلاکی و کند شده باشد، همینکه هیمنه ولی مطلقه فقیه پس از سالها ساخت و پرداخت هویت سلبی با پوشش “مرگ بر آمریکا” فروریخته، خود دستاوردی بزرگ به شمار می‌رود.

گشایش سیاسی-اقتصادی که احتمالا در ادامه مذاکرات پیگیری شود، میتواند مسیر گذار دموکراتیک به دموکراسی را هم هموار سازد.
نظر به اینکه در ضمن آن، جمهوری اسلامی مجبور خواهد شد تا با تهدید و ارعاب حمله نظامی، آرمان فلسطین را هم کنار بگذارد و اسرائیل را حداقل در پشت پرده به رسمیت بشناسد.

جمهوری اسلامی، تمام عیار به دنبال راهی برای بقای حکومت خود است و نمی‌تواند از آن دست بکشد. گمان میکنم که خامنه‌ای آنقدر شیفته‌ی تمامیت‌خواهی خویش است که حتی از انتقال قدرت به جانشینی همچون پسرش، مجتبی، هم ابا دارد و “عاشورا وار” تا انتها خواهد ایستاد، اما آنقدر شجاع نیست که جانش را بدهد!
ولی حاضر است تا آخرین ذره‌ی این خاک را خاکستر کند و جان ۹۰ میلیون انسان را بفروشد که جمهوری اسلامی بماند.
در این راه آرمان‌های خود را هم یکی پس از دیگری به قربانگاه نزاع بین‌المللی خواهد فرستاد.

باید پرسید مگر ج.ا بدون آرمانهایش معنی پیدا می‌کند؟
و باید بگویم: بله!
حکمرانی خامنه‌ای شاید در پوسته‌ی خود رنگ و نقش آرمانخواهی امت‌وار و انقلابی‌گری به سیاق ۵۷ داشته باشد، اما در بطن آن، نشانی جز رانت و فساد سیستماتیک نیست. تمامیت ایران، نظام، انقلاب و آرمان در یک شخص خلاصه می‌شود و آن کسی جز خامنه‌ای نیست.

علی ای حال به مذاکرات و دام سیاسی که ترامپ برای خامنه‌ای و قماشش پهن کرده، امیدوارم. نه از بابت آنکه نگاهمان معطوف به دست یاری و دلسوزی آمریکا باشد، بلکه از آن سو که نهادهای بین‌المللی، ج.ا را در فرآیند شیفت پارادایم سیاسی منطقه هزینه‌زا می‌بینند و آن را ملزم به تغییر خواهند کرد.»

نظر شما چیست؟

٭ فعال سیاسی