مذاكرات و روياهاى خوابگردان

بابک زمانی

هيچ كس نميداند مذاكرات ميان ايران و امريكا به نتيجه خواهد رسيد يا نه و تاچه حد؟ اما مگر ما همه تحليل‌گريم؟
تاريخ و رخداد هاي سياسي چون طبيعت تنها راوي و تحليل‌گر نيازمندند يا چون پيكاري سهمگين فعال و پويش‌گر هم ميخواهند؟

از عجايب روزگار يكي هم اينكه آنان كه افكار فناتيك ( از هر دو سوي طيف ) دارند و راه برضد منافع ملي ميپيمايند فعال و پويشگرند اما نخبگان و مردماني كه پوست و گوشت آنان در بازي است تنها مشاهده‌گر و تحليل‌گر و شاهد!
حتي همين حالا هم اين  فعالان با اختلافات عميقي كه ظاهرا با هم دارند  در برابر مذاكراتي كه بارقه اميد در اذهان مردم به وجود آورده درعمل دست اتحاد به هم داده اند.

حرف اين يادداشت اين است كه تيره هاي گوناگون اين فعالان هم تنها خوابگرداني هستند با روياهايي در سر كه تنها دست‌آوردشان خاك درچشم منافع مردم خواهد بود.

تغييرات ناگهاني و انقلابي آنطور كه در بهمن ٥٧ رخ داد احتمال وقوع ندارد. به شرط وقوع هم تاثيراتي بسيار مخرب تر از بهمن ٥٧ خواهد داشت. عجيب آنكه آنان كه بيش از همه وقايع ٥٧ را تقبيح ميكنند و پنجاه و هفتي را تبديل به ناسزايي بدتر از ناسزاي ناموسي كرده اند، خود شيفته تغييراتي به همين شيوه هستند.
خود مهم ترين رهروان ٥٧ و خطرناك ترين نوع “پنجاه و هفتي “ميباشند عدم وجود زمينه هاي  آن رخداد نادر و دلايل خطرناك تر بودن اين رخداد در زمان حاضر را نه ميبينند و نه قادرند به آن بينديشند.

اينها خوابگرداني هستند رويازده كه با رويايي كه ميفروشند انفعال تبليغ ميكنند و از اين رو نقشي فعال در سپهر سياسي كشور بازي ميكنند! نميبينند كه در وحشت از مرگ در حال خودكشيند!

چگونه ميتوان از خرابي كشور نالان بود اما عواقب فاجعه آمير تخريب زيرساخت هاي كشور به واسطه جنگ را با اين همه نمونه هاي زنده  نديد و در جهت بهبود اوضاع خواستار تخريب كامل تر آن شد؟
آيا باور به اينكه “خرابي چو از حد بگذرد آباد ميگردد” يك باور خرافي نيست؟ كدام نابودي به خودي خود موجب زندگاني شد؟
آنچه در روياي ايشان است نه به خواست اين و آن كه به دليل عينيات ملموس تنها يك روياست، رويايي كه در صورت بروز هم بزرگترين كابوس تاريخ كشور خواهد شد.

خوابگرد هاي ديگر كساني هستند كه دهها سال با استفاده از تمامي امكانات سياسي و نظامي خود قادر نشدند ايده آل هاي ذهني  خود را در كشور محقق سازند و حالا خود را در حال حذف كامل از تاريخ ميبينند، مذاكره و وضعيت متعارف بر مبناي عقل را آخرين ميخ تابوت اين روند مييابند، در نتيجه به شدت “پايداري” ميكنند و از هيچ اقدامي فروگذار نميكنند.

كسي كه بر لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته از هيچ اقدامي براي به تاخير انداختن آن كوتاهي نميكند سير وقايع نشان خواهد داد اين خوابگردان تاچه حد به روياي خود ( بخوان كابوس ديگران ) پايبندند و تاچه حد در مواجهه با واقعيات تغيير پيدا ميكنند اما آنچه كه اكنون در اين رويا ميبينند جايي در واقعيت ندارند.

در ابتدا گفتم عجيب آنكه اين خوابگردان هم از تمام ابزار هاي سياسي كارآمد استفاده ميكنند. مجلس، تظاهرات خياباني، بست نشيني و هر كار مخفي و اشكار ديگر.

در كنار اين فعالان،  توده مردمي هستند كه سالهاست به انفعال عادت كرده يا عادت داده شده اند. از فعاليت اجتماعي و سياسي خاطرات و تحربيات تلخي دارند كه تا اعماق وجود و سيستم ليمبيك مغزشان نفوذ كرده است. نقش خود و فعاليت سياسي منسجم را به واسطه اين تجربيات به هيچ مي انگارند و جبر را كه در برابر اختيار واقعا غالب تر است تنها عامل تعيين كننده ميپندارند. از دنياي واقعي بريده سلحشوران دنياي مجازي شده اند. دنياي مجازي كه عرصه تركتازي و شهسواري كساني است كه سواي آن در تارعنكبوت روزمرگي گرفتار آمده اند همچون مسدد رقابتي از هر فعاليت مدني جلوگيري ميكند.

ميليونها مردمي كه بجاي كوچكترين تلاش براي ابراز خواسته هايشان تنها و تنها به رويا و آرزو پناه آورده اند و در اعماق وجودشان باور به رويا بودن آن رويا هم ريشه دارد و هيچ تلاش مدني و اجتماعي براي ابراز وجود نميكنند.

همه هر لحظه در حال تحليل و پيشگويي وقايع هستند “راستي چه خواهد شد” هيچ كس نميپرسد براي آنكه بر آنچه خواهد شد تاثير بگذاريم چه فعاليتي ميبايد داشته باشيم!!

سازمان هاي اجتماعي و سياسي هم تنها عرصه موجود را عرصه دولت و اقتدار دولتي ميبينند و تنها و تنها به روزي مي انديشند كه آن سكان را در دست بگيرند. حتي به مخيله آنها هم خطور نميكند كه اتفاقا وظيفه آن ها شكل دادن به اقتدار مردمي در برابر اقتدار دولتي است.
در معدود بيانيه هاي نهاد هاي اجتماعي هم تنها و تنها زاويه ديد حكومتي است  و تنها مخاطب هم حكومتگرانند و نه توده مردمي كه بايد در برابر هر سياست دولتي نوعي برخورد متفاوت و درخواست هاي مشخص داشته باشند تا بر حكومت تاثير گذار باشد .

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»