روز ۱۲ ژوئن بهعنوان روز جهانی منع کار کودک ثبت شده است؛ این روز شاید فراخوانی باشد برای تأمل در بنیانهای فلسفی، حقوقی و اخلاقی جامعه انسانی.
کار کودک پدیدهای جهانی است، اما در کشورهای در حال توسعه و مناطق دچار فقر، جنگ یا بحرانهای زیستمحیطی، شدت بیشتری دارد. بر اساس آخرین گزارش ILO، بیش از ۱۶۰ میلیون کودک در سراسر جهان درگیر کار هستند، که از این میان نزدیک به نیمی در شرایط پرخطر و زیانبار کار میکنند.
از منظر فلسفه حق، کودک یک نیروی کار بالقوه نیست بلکه انسانی است دارای منزلت ذاتی که حقوق او مقدم بر هرگونه مصلحت اقتصادی یا فرهنگی است. بهرهکشی از کودک برای کار، مصداق روشن ابزارسازی از انسانی است که هنوز فرصت و توان تحقق خویشتن را نیافته است.
در سطح حقوق بینالملل بشر، منع کار کودک ریشه در اسناد بنیادینی چون کنوانسیون حقوق کودک (۱۹۸۹) دارد که بر حق کودک بر آموزش، بازی، و رشد سالم تأکید دارد. این حقوق، مطلق و غیرقابل تقلیل به شرایط اقتصادی یا سنتهای فرهنگیاند. به بیان دقیقتر، حقوق کودک نه موکول به رضایت والدیناند و نه مشروط به وضعیت اقتصادی دولتها.
از منظر منطق حقوقی، جامعهای که با توجیه فقر یا ضرورت، کودک را به کار وامیدارد، مرتکب خطایی مضاعف میشود: نخست آنکه ضرورت را جایگزین حق میکند؛ دوم آنکه از قربانی بودن کودک برای توجیه ادامه خشونت علیه او بهره میبرد. چنین منطقی راه را برای توجیه سایر اشکال بهرهکشی انسانی نیز هموار خواهد کرد.
کار کودک، بر خلاف تصور برخی، امری صرفاً اجتماعی یا اقتصادی نیست، شکست در شناسایی عاملیت کودک بهعنوان انسان، و ناتوانی در ساختن نهادهایی که بتوانند این عاملیت را بالفعل کنند.
نمیتوان ساختارهای اقتصادی جهان را نادیده گرفت و به شماتت و سرزنش خانوادهها پرداخت که چرا کودکان خود را به کار وامیدارند. افزایش فقر و شکافهای فزاینده طبقاتی، بسیاری از خانوادهها را در موقعیتی قرار داده که برای بقا ناگزیر به فروش نیروی کار فرزندان خود شدهاند؛ کودکانی که باید در فضای آموزش و رشد زندگی کنند، اکنون در خیابانها، کارگاهها یا خانههای دیگران، بهای نابرابری اقتصادی را با از دست دادن کودکی و آینده خود میپردازند. این چرخه خشونت ساختاری، در برابر چشم جهانی اتفاق میفتد که مسابقههای تسلیحاتی و کورس زندگیهای لاکچری را تماشا میکنند. آیا ممکن است که جهان این نقض حقوق بنیادین را ببیند و ساکت بماند؟ متأسفانه پاسخ مثبت است.
منع کار کودک تنها با تصویب قوانین ممکن نمیشود. این مبارزه نیازمند همبستگی جهانی، آموزش همگانی، رفع نابرابری، ریشهکنی فقر در جهان است. جهان تنها در صورتی انسانی خواهد بود که هیچ کودکی در آن برای بقا مجبور به کار نباشد.
روز جهانی منع کار کودک فرصتی است برای بازاندیشی در نظمهای حقوقی، اقتصادی و اخلاقی موجود— آیا جهانی که در آن کودک ناگزیر به کار است، میتواند مدعی عقلانیت و عدالت باشد؟
اتحاد بازنشستگان