یدالله کریمی پور
فهمیدن این که حمله اسرائیل و آمریکا به ایران در پس پرده با هدف تضعیف چین و منزوی کردنش انجام می شود، خیلی سخت نیست.
پیشتر با تغییر رژیم دیکتاتوری سوریه، به ظاهر “شرا” فرماندار دست نشانده ترکیه در دمشق شد. ولی وی در واقع مطیع همه جانبه بریتانیا و ایالات متحده است. چنانکه پس از فروپاشی اسد، آمریکا و اروپا، یکجا و بیدرنگ همه تحریم ها علیه سوریه را زدودند. پیشتر نیز کار لبنان و حزب الله به پایان رسیده بود.
البته دست ترکیه، به ویژه کمپانی های ساخت و ساز، انرژی، تسلیحاتی، نساجی، غذا و داروی این قدرت نوظهور در سوریه باز شد، ولی افسار دمشق در نهایت در اختیار واشنگتن، لندن، آنکارا و تل آویو خواهد ماند.
هم چنین محاسبه دولت حزب عدالت و توسعه(AKP) مبنی بر باز شدن دست ترکیه در سوریه، پس از درهم شکستن نفوذ ایران درست است، ولی در پس پرده این فروپاشی مقاصد نهایی دیگری نهفته است.
معلوم بود که در پی شکسته شدن سدهای لبنان و سوریه و ایضا غزه، ایران هدف بعدی خواهد بود. در واقع درک نکردن این که پشت این حمله، دستگاه اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا قرار دارد، ساده لوحی تفسیری است.
بالاخره هم، شمشیر ترامپ علیه جمهوری اسلامی از رو کشیده شد و بامداد یکم تیرماه(۲۲ جون)، آمریکا در حمله به ایران عملا به اسرائیل پیوست. بی آن که کاری به نتیجه این نبرد داشته باشم و بی آن که بخواهم در باره پیامدهای این حملات برای ایران، جمهوری اسلامی و ملت ایران، داوری کنم، دو پیامد بزرگ و جهانی چرخه عملیات سلسله وار اسرائیل- آمریکا-ترکیه و بریتانیا طی چندماه گذشته علیه لبنان، سوریه و جمهوری اسلامی را به گمان خود بازگو می کنم:
۱- با این سری عملیات، جمهوری خلق چین خاورمیانه و خلیج فارس را از دست داد. این نخستین شکست بزرگ و میدانی پکن پس از ورود ترامپ به کاخ سفید است؛
۲- روسیه نیز پس از دست دادن قفقاز جنوبی در رویارویی با مجموعه ترکیه، امریکا، بریتانیا و بیطرف ماندن مسکو در قبال از دست رفتن سوریه و اینک حمله مشترک اسرائیل-آمریکا به جمهوری اسلامی، کم کم می رود تا دستش از خاورمیانه و خلیج فارس قطع شده و در حاشیه قرار گیرد.
برنامه غرب آن است که با پیوستن احتمالی همه جانبه ایران به اردوگاه غرب، پس از سوریه و لبنان و متعاقب آن عراق، هدف چیرگی همه جانبه بر خاورمیانه تکمیل شده و چین و روسیه در گوشه رینگ قرار گیرند
.جهت اطلاع در تصمیمسازی
گفته می شود تا ۲۰۲۵، حدود ۸۰ تا ۸۳ درصد انرژی مورد نیاز کشورهای آسیایی از خلیج فارس تامین می شود. چین، هند، ژاپن و جمهوری کره، بین ۶۷ تا ۷۳ درصد نفت خام خود را وابسته به گذر شناورهای نفتی از تنگه هرمزند.
از جمله حدود ۵۱٪ نفت خام عبوری از تنگه هرمز به مقصد چین است. در واقع بین ۵/۴ تا ۶ میلیون بشکه در روز.