پیام پیروزی! این نه پیروزی است، نه آتش‌بس… این فرار از فروپاشی است. این اعتراف به شکست است، از دهانی پوشیده از دروغ، در زیر زمینی پنهان از حقیقت

دوازده روز آتش و خاکستر، دوازده روز سقوط، مرگ و ویرانی… جنگی که در آن مراکز حساس نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی یکی‌یکی منهدم شدند، فرماندهان ارشد سپاه کشته شدند، پروژه‌ی هسته‌ای زمین‌گیر شد، و پیکره‌ی نظام در خون و وحشت فرو رفت.

و حالا، علی خامنه‌ای، از اعماق پناهگاهی در زیر زمین، پشت لایه‌های فولاد و بتن و ترس، با صدایی لرزان و ذهنی متوهم، پیروزی را به مردم ایران تبریک می‌گوید!

کدام پیروزی؟!
آیا از دل خاک، میان خرابه‌ها و اجساد، در میان آوار زیرساخت‌های سوخته، چیزی به نام پیروزی می‌روید؟
یا این صدای شکست است که او در اوج حماقت، به جای ظفر می‌شنود؟

خامنه‌ای چنان در تاریکی توهم و جنون فرورفته که دیگر توان تشخیص واقعیت را ندارد. او از عمق پناهگاه‌هایش، با جان‌هایی که زیر بمب‌ها پرپر شدند، با مراکزی که دود شدند، با کشورِ در حال احتضار، سخن از “پیروزی” می‌زند.

او نه فقط متوهم، بلکه فاجعه‌ای انسانی‌ست؛ بلایی که بر سر عقل، اخلاق، و ایران آوار شده است.
حجم توهم این مرد، از تمامی حجم‌های جنگی که کشور را لرزاند، سهمگین‌تر است. کسی که از دل شکست، جشن پیروزی می‌گیرد، یا دیوانه است یا خائن. و او، بی‌تردید، هر دو است.

اگر این جنگ تنها دو هفته‌ی دیگر ادامه می‌یافت، نه‌تنها از پروژه‌های هسته‌ای و نظامی، بلکه از ایران چیزی جز ویرانه باقی نمی‌ماند. و حال، مردی از دل تاریکی، از عمق ترس، برای مردمی که قربانی تصمیماتش شدند، پیام “فتح” می‌فرستد.

این نه پیروزی است، نه آتش‌بس… این فرار از فروپاشی است. این اعتراف به شکست است، از دهانی پوشیده از دروغ، در زیر زمینی پنهان از حقیقت.
✍بهروزی