چرا بستن تنگه هرمز توهم است!؟

چهل سال است هرگاه بحرانی در روابط خارجی ایران رخ می‌دهد، برخی به‌جای تدبیر، فوراً نسخه تکراری بستن تنگه هرمز را پیشنهاد می‌کنند؛ گویی با فشردن یک کلید می‌توان همه معادلات منطقه‌ای و جهانی را برهم زد.

اما واقعیت این است که این راهکار، بیش از آن‌که یک گزینه‌ی راهبردی باشد، توهمی خطرناک و پرهزینه است که تکرار آن می‌تواند بازی در زمین دشمن باشد، نه پاسداری از منافع ملی.

از منظر حقوق بین‌الملل:
تنگه هرمز یک آبراهه بین‌المللی مشمول عرف تثبیت‌شده حقوق دریاهاست. بر اساس کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، عبور بی‌ضرر کشتی‌های تجاری و نظامی در تنگه‌ها تضمین شده است.
اقدام به انسداد این آبراهه، می‌تواند اقدام خصمانه تلقی شده و مستمسک حقوقی برای شکل‌گیری یک ائتلاف بین‌المللی با مجوز شورای امنیت سازمان ملل فراهم کند.
ترویج این تهدید، عملاً می‌تواند ایران را در موقعیت متهم و ناقض حقوق بین‌الملل قرار دهد و مشروعیت بین‌المللی را از آن بگیرد.

اما مهم‌تر از حقوق، واقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومی است
سؤال اساسی این نیست که آیا ایران می‌تواند تنگه را ببندد یا نه. بله، ایران ابزارهای نظامی کافی برای اختلال جدی در عبور و مرور دارد.
اما مسئله اصلی این است که تاب‌آوری ایران در بسته نگه داشتن تنگه چقدر است؟
در یکی از جلسات راهبردی حدود ده سال پیش با حضور برخی مسئولان نظامی، سیاسی و امنیتی، برآورد شد که ایران تنها حدود ۱۲ ساعت توان مقاومت مؤثر در برابر واکنش سنگین ائتلاف‌های بین‌المللی را خواهد داشت. اگر هنوز این برآورد درست باشد، باید پرسید: مزایای بستن تنگه چیست که چنین هزینه‌ای باید برایش پرداخت شود؟
مزایا محدودند:
– ایجاد اخلال در بازار جهانی نفت؛
ـ ارسال پیام بازدارندگی و ارعاب به رقبای منطقه‌ای؛
ـ شاید چند تیتر رسانه‌ای و تبلیغاتی داخلی.

اما در مقابل، فهرست بلندی از آسیب‌های قطعی و غیرقابل جبران وجود دارد:

– احتمال اشغال جزایر ایرانی توسط دشمنان و مدعیان؛
ـ حمله سنگین به بنادر و زیرساخت‌های نفتی و اقتصادی در جنوب کشور؛
ـ انهدام کشتی‌ها، اسکله‌ها و ناوگان دریایی ایران؛
ـ توقف کامل صادرات نفت و فرآورده‌های ایران؛
ـ مشروعیت‌بخشی به اقدام نظامی بین‌المللی علیه ایران؛
– ایجاد اجماع منطقه‌ای علیه تهران؛
– تعمیق انزوای سیاسی و امنیتی ایران در نظام بین‌الملل؛
ـ بروز بحران شدید اقتصادی، اجتماعی و معیشتی در داخل کشور.

پس چرا برخی هنوز این سناریوی خطرناک را تبلیغ می‌کنند؟
آیا نمی‌دانند تنگه‌ای که برای جهان حیاتی است، برای اقتصاد ایران نیز حیاتی‌تر است؟
آیا از قواعد حقوقی و موازنه‌های قدرت منطقه‌ای بی‌خبرند، یا عامدانه با ترویج این تهدید، برای ایران هزینه‌تراشی می‌کنند؟
کسانی که با شعارهای هیجانی، گزینه‌ای غیرعملیاتی را به‌عنوان راهبرد مطرح می‌کنند، اگر ناآگاه نباشند، آگاهانه در زمین کسانی بازی می‌کنند که دنبال مشروعیت‌بخشی به ایران‌هراسی‌اند.
نکته راهبردی:
امنیت و قدرت ملی در دنیای امروز با بازدارندگی هوشمند، دیپلماسی فعال و مشروعیت منطقه‌ای و بین‌المللی تضمین می‌شود، نه با شعارهایی که حتی تاب تحقق عملی ندارند.
بستن تنگه هرمز نه نشانه شجاعت است و نه نمایش قدرت؛ بلکه نشانه غیاب عقلانیت و سقوط در دامی است که دیگران برای ایران طراحی کرده‌اند.

کانال علم سیاست:
@PoliticalScience_ir