محمدجواد ظریف، وزیر خارجه دولتهای حسن روحانی، در پلتفرم «ایکس» مدعی شده که رافائل گروسی با گزارشهای جعلی به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، زمینه را برای «تسهیل جنایات جنگی بیشتر علیه ایران» فراهم میکند. او گزارش گروسی درباره وجود اورانیوم غنیشدهی پنهان در اصفهان را صرفاً گمانهزنی دانسته و ادعا کرده که این گزارشها به «کشتار مردم بیگناه» کمک کرده است.
ما پیشتر در مورد ظریف، این «مالهکش» حرفهای رژیم، هشدار داده بودیم. او بهخوبی میداند که جمهوری اسلامی پس از انقلاب ۱۳۵۷، ایران را به کشوری شکستخورده در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک تبدیل کرده است. در جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، بار دیگر مشخص شد که ادعاهای توخالی رژیم هیچ پشتوانهای ندارند. حمله هوایی اسرائیل در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ اثبات کرد که ایران از آسمان و زمین فاقد امنیت است و اسرائیل عملاً به تمام نقاط کشور تسلط و دسترسی دارد. در دوران رهبری آیتاللهها خمینی و خامنهای، ایران از هر زمان دیگری ناامنتر شده است. این ناامنی حاصل ۴۶ سال سیاستهای تروریستی در خاورمیانه است که ظریف نیز یکی از معماران آن بوده است.
شکست خفتبار نیروهای رژیم در برابر ارتش اسرائیل، نتیجهی مستقیم سیاستهای غلط علی خامنهای است. ظریف زمانی که در معاونت راهبردی مسعود پزشکیان فعالیت داشت، مقالهای در حمایت از سیاستهای منطقهای رژیم نوشت، در حالی که این سیاستها شکست خوردهاند. امروز او سعی دارد با حمله به رافائل گروسی، تمام اشتباهات محاسباتی رژیم را به گردن آژانس بیندازد و با دروغ و فریب، آبروی از دسترفتهی نظام را بازسازی کند. او اکنون همصدا با حسین شریعتمداری، مدیر روزنامه کیهان، شده که گروسی را «جاسوس موساد» خوانده و خواستار محاکمه و اعدام او در ایران شده است.
آقای ظریف! نظام اسلامی تحت پوشش دفاع از فلسطینی ها، با ایجاد گروههای نیابتی، در کشورهای منطقه نفوذ کرد، آشوب آفرید، منابع ملی ایران را بر باد داد، و در سطح بینالمللی بهعنوان حامی تروریسم شناخته شد. نشریه تایمز اسرائیل فاش کرده که رژیم برنامهای دقیق برای نابودی اسرائیل داشته که اگر اسرائیل بهموقع واکنش نشان نمیداد، این برنامه میتوانست عملی شود (۱). حملهی ۷ اکتبر ۲۰۲۳، که به کمک فرماندهان سپاه طراحی و اجرا شد، بخشی از همین برنامه بود. آیا با چنین سابقهای میتوان ادعای شما مبنی بر «برقراری صلح توسط ایران در منطقه» را باور کرد؟ آیا میتوان با رژیمی تروریستی وارد مذاکره برای صلح شد؟ بررسیها نشان میدهد اگر اشتباه محاسباتی حماس در همان روز ۷ اکتبر نبود، موجودیت اسرائیل واقعاً در خطر قرار میگرفت.
بزرگترین اشتباه خامنهای، نادیده گرفتن پشتیبانی بیقید و شرط آمریکا از اسرائیل بود. او اقدامات بشردوستانهی جو بایدن را نشانهی ضعف پنداشت و تصور کرد اگر حماس به اسرائیل حمله کند، آمریکا واکنشی نشان نخواهد داد. اما همان روز حمله، بایدن به اسرائیل رفت و از حمایت کامل آمریکا تا نابودی حماس خبر داد. در نتیجه اسرائیل به حملات گسترده علیه نیابتیهای ایران در چند جبهه دست زد. سران حماس، حزبالله و سپاه شناسایی و نابود شدند. حمایت حزبالله از بشار اسد کاهش یافت، دولت او سقوط کرد و نیروهای سپاه از سوریه گریختند.
رژیم اسلامی دو بار به اسرائیل حمله موشکی کرد که با پاسخهای محدود مواجه شد. رژیم سپس پروسه غنیسازی اورانیوم را تشدید کرد تا شاید بتواند با تولید بمب اتم، هژمونی از دسترفتهاش را بازگرداند. با روی کار آمدن دونالد ترامپ، به نظام اولتیماتوم داده شد که ظرف ۶۰ روز غنیسازی را متوقف کند. اما رژیم، طبق عادت، وقتکشی کرد. در روز ۶۱، اسرائیل به تأسیسات اتمی و نظامی سپاه حمله کرد. آمریکا نیز تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان را بمباران کرد. رژیم بلافاصله پیشنهاد آتشبس آمریکا را، پیش از فروپاشی کامل، پذیرفت.
در چنین شرایطی، ظریف و سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، حمله به آژانس را آغاز کردند. در حالیکه گروسی فقط خواستار نظارت کامل بازرسان اژانس اتمی به تأسیسات هستهای برای بررسی ذخایر اورانیوم غنیشده بود. همزمان، وزیر خارجه آمریکا، مارک ربیو، تهدید به بازداشت و اعدام گروسی توسط مقامهای ایرانی را «غیرقابل قبول» دانست و محکوم کرد (۲). اما ظریف همچنان گزارش گروسی درباره «عدم همکاری ایران» را علت حمله اسرائیل و آمریکا معرفی میکند!۰
اکنون، احتمالاً بازرسان آژانس در شرایط کنونی اجازهی ورود به ایران را نخواهند داشت. مکان بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده، که پیش از حملهها وجود داشت، نامشخص است. اگر این اورانیوم به غنای ۹۰٪ برسد، برای تولید حدود ۱۰ سلاح هستهای کافی خواهد بود. احتمالاً ممکن است بخشی از آن نابود یا زیر آوار دفن شده است.
از سوی دیگر، سعید ایروانی، نمایندهی ایران در سازمان ملل، اعلام کرده اگر توافقی با آمریکا حاصل شود، ایران ممکن است بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده را به کشوری ثالث منتقل کند. او تاکید کرده که ایران خواهان حفظ ظرفیت هستهای خود است، اما در حوزههای ایمنی و تأمین سوخت آمادهی همکاری است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه، نیز در ۲۷ ژوئن اعلام کرد که ایران آماده ازسرگیری مذاکرات با آمریکاست؛ مشروط بر اینکه دونالد ترامپ لحنش را نسبت به رهبر جمهوری اسلامی تغییر دهد.
موج حملات به گروسی از طرف دیگر سران نظام نیز ادامه دارد. علاءالدین بروجردی و نایب رئیس مجلس اعلام کردهاند که گروسی دیگر اجازهی ورود به ایران را نخواهد داشت. همچنین، مجلس در چهارم تیرماه مصوبهای برای تعلیق همکاری با آژانس تصویب کرد و ورود بازرسان را ممنوع اعلام نمود. برابر با رسانه ایرنا این مصوبه به رئيس جمهور پزشکیان ابلاغ شده و دولت پزشکیان نیز دستور اجرایی صادر کرده است.
با وجود شکست در جنگ ۱۲روزه، رژیم تلاش کرده کنترل اوضاع را حفظ کند. جانشینی فرماندهانی همچون باقری، رشید، شادمانی و حاجیزاده آسان نخواهد بود، اما رژیم فعلاً توانسته کالاهای اساسی مصرفی را تأمین کند. با این حال، ساختار قدرت کارآمدی پیشین خود را از دست داده و خامنهای هیمنهی سابق را ندارد. تجربههایی که با کشته شدن فرماندهان سپاه از بین رفت، به سختی قابل جبران است.
اکنون فرصتی تاریخی برای مردم ایران فراهم شده است. تا با تداوم اعتصابات، اعتراضات و مقاومت مدنی، رژیم را تضعیف و در نهایت از آن عبور کند. اما آیا اپوزیسیون داخل و خارج از کشور آمادهی استفاده از این فرصت هست؟
متأسفانه هنوز اپوزیسیونی متکثر و متحد شکل نگرفته، هرچند فعالیتهای شاهزاده رضا پهلوی، بهویژه در رسانههایی مانند ایران اینترنشنال، افزایش یافته، اما اقدامات او از جمله ایجاد کد تماس برای ارتباط نظامیان داخل کشور با جریان پادشاهیخواه، از منظر امنیتی بسیار خطرناک است.
بهعنوان یک نظامی باسابقه، باید تأکید کنم که نظام اسلامی پس از انقلاب، با ایجاد دفاتر سیاسی-ایدئولوژیک در تمام نهادهای نظامی، رفتار پرسنل را بهشدت کنترل میکند. در شرایط جنگی، چنین ارتباطی میتواند به معنای خودکشی باشد. اقدام شاهزاده، ناخواسته، اعتماد میان نیروهای نظامی را تضعیف کرده و میتواند به پاکسازیهای گستردهتر منجر شود.
ناخدا محمد فارسی
۲ ژوئيه ۲۰۲۵
2 – https://kayhan.london/1404/04/08/380604