این متن خطاب به کسانیه که چه در سالهای اخیر، به ویژه پس از جنگ اخیر، از ساخت بمب اتم دفاع میکنند؛ کسانی که با صدای رسا میگویند باید سلاح هستهای ساخت، کمپین راه انداختهند و این خواسته رو تبلیغ میکنند.
ایراد منطقی این افراد اینه که از پیشفرض غلط نتایج غلط میگیرند. پیشفرضشون چیه؟ میگن اگر ایران سلاح هستهای داشت، کسی جرئت نمیکرد بهش حمله کنه. یعنی: «بمب اتم یک عامل بازدارنده از وقوع جنگه».
اصلیترین ادعای غلط این افراد همینه. سلاح هستهای یک عامل بازدارندۀ «مطلق» نیست، بلکه صرفاً یک عامل بازدارندۀ «نسبیه»؛ بین این دو حالت یک دنیا تفاوت وجود داره.
در حالت بازدارندگی مطلق، عامل بازدارنده مطلقاً جلوی وقوع جنگ رو میگیره، اما در حالت بازدارندگی نسبی، عامل بازدارنده فقط میتونه جلوی بروز وجوه خاصی از جنگ رو بگیره. نیروی دریایی نیرومند، عامل بازدارنده در برابر حملۀ دریاییه؛ نیروی هوایی نیرومند عامل بازدارنده در برابر حملۀ هواییه. نیروی زمینی عامل بازدارنده در برابر حملۀ زمینیه. وقتی حریف بدونه نیروی زمینی نیرومندی پیش روی خواهد داشت، از تجاوز زمینی خودداری میکنه. همونطور که میبینید، هر کدوم از این عناصر نظامی، «نسبتی» (یا بخشی) از بازدارندگی رو ایجاد میکنه. و همگی روی هم، وجوه بازدارندگیِ همدیگه رو تقویت و تکمیل میکنند.
نیروی نظامی یک کشور، اگر از ارکان کامل و نیرومندی تشکیل شده باشه، روی هم بازدارندگی ایجاد میکنه. به این ترتیب: بازدارندگی در سطح نظامی یک کلِ یکتکه نیست، بلکه مثل قطعات پازل کنار هم قرار میگیره و یک کل رو تشکیل میده ــ که تازه اون کل هم بازدارندگی مطلق نداره.
اما مسئلۀ به مراتب مهمتر!
سایر جوانب بازدارندگی رو اصلاً باید بیرون از امور نظامی به دست آورد. عوامل غیرنظامی به اندازۀ عوامل نظامی در ایجاد بازدارندگی مؤثره. وضعیت اقتصادی عمومی کشور، میزان تجارت خارجی، میزان پیوند با قدرتهای خارجی (که این هم تا حد زیادی به روابط تجاری اتکا داره) و همچنین وضعیت سیاست داخلی. بنابراین، بازدارندگی یک سیستم امنیتی چندلایهست که فقط لایۀ زیرینش نظامیه!
حالا پرسش: «سلاح هستهای چقدر در تکمیل این بازدارندگی میتونه مؤثر باشه؟» در اینجا از دو بُعد میخوام به مسئله بپردازم: یکی بازدارندگی نظامی و دیگری بازدارندگیِ فرانظامی.
در سطح نظامی، سلاح هستهای به دو کار میآد: یکی عامل بازدارنده در برابر سلاح هستهایست. یعنی اسلحۀ هستهای مانع «جنگ» نمیشه، بلکه مانع «جنگ هستهای» میشه. جنگ میتونه به سادگی بین دو کشور هستهای (یا یک کشور هستهای و یک کشور غیرهستهای) در سطوح متعارف شکل بگیره و مدتی طولانی هم به درازا بکشه. روسیه قدرت هستهایه و اوکراین نیست. چرا روسیه وارد فاز هستهای نشد؟ در صورتی هم که اوکراین به فرض یکشبه صاحب سلاح هستهای بشه، باز هم به دلیل برابریِ هستهای جنگ به سطح هستهای نمیرسه. در نتیجه جنگ در سطح غیرهستهای میتونه تداوم پیدا کنه و بسیار هم ویرانگر باشه. پرسش اصلی در اینجا اینه: آیا دو طرف به لحاظ تسلیحات متعارف، همسطح هستند؟ برد و باخت در همون سطح تسلیحات متعارف رقم میخوره، بدون اینکه سلاح هستهای به کار بیاد.
کارکرد دوم ــ که احتمالش هم به مراتب کمتره ــ اینه که یک کشور از سلاح هستهای به عنوان تیر آخر ترکش استفاده کنه و اگر با تهدید وجودی روبرو شد، دست به اسلحۀ هستهای ببره. اما مسئله اینه که اگر حریف هم سلاح هستهای داشته باشه، در اینجا بهکارگیری سلاح هستهای فقط زدن تیر خلاص به خوده، با این تفاوت که ممکنه با ورود سلاح هستهای هزاران نفر در دو طرف کشته بشن، ولی این نوع بهکارگیری سلاح هستهای بیشتر شکست رو تسریع میبخشه تا پیروزی.
پس در سطح نظامی، سلاح هستهای صرفاً یک بازدارندگی نسبی داره و فقط میتونه جلوی تبدیل جنگ متعارف به جنگ هستهای رو بگیره. اگر برد و باخت در سطح تسلیحات متعارف رقم بخوره، سلاح هستهای کارکردی دکوری خواهد داشت.
اما بریم به سطح بالاتر: بازدارندگی غیرنظامی. در این مورد ساخت سلاح هستهای عامل بسیار خطرناک و مهلکیه. اسلحۀ هستهای میتونه بازدارندگیِ غیرنظامی رو ویران کنه، چون برای ما مثل روز روشنه که دستکم در مورد ایران، ساخت سلاح هستهای با واکنش شدید بینالمللی و انزوای شدید روبرو خواهد شد و این انزوا «بازدارندگی غیرنظامی» رو نابود خواهد کرد. وقتی شما صحبت از بمب اتم میکنید، باید ببینید این عنصر جدید در پازل بازدارندگی، سایر عناصری بازدارندگی رو چقدر تقویت و چقدر تخریب میکنه. اگر قرار باشه یک عامل «بازدارنده» سایر عوامل بازدارنده رو تخریب کنه، دیگه اصلاً «بازدارنده» نیست! ضدبازدارندهست! کشوری که بمب اتم داره، اما وارد جنگی متعارف با یک ائتلافِ بینالمللی بشه، چه سرنوشتی خواهد داشت؟!