مجلس مؤسسان؛ طرحی برای عبور از بحران مشروعیت

حمید آصفی

در میانه‌ی بحران‌های پی‌در‌پی، صدایی از خانه‌ای محصور در پایتخت برخاست؛ نه از سر شور، که از ژرفای شعور سیاسی.

در روزهایی که ارابه‌های تبلیغاتی از «همبستگی ملی» می‌گویند و تصویر رسمی از ایران را با صداهایی یکدست بازسازی می‌کنند، این صدا، صورت مسئله را از نو نوشت: نجات ایران، در گرو بازگشت به ملت است، نه بازتولید اقتدار بر ویرانه‌های اعتماد.

نکته فقط در شجاعت گفتنِ یک حقیقت تلخ نبود، بلکه در تأکید بر چیزی بود که کمتر از دهان نخبگان نظام‌پذیر شنیده می‌شود: ساختار کنونی، نماینده‌ی اکثریت ایرانیان نیست. نه به این دلیل که بد عمل کرده، بلکه چون اساساً اکثریت جامعه را از دایره‌ی نمایندگی بیرون گذاشته است.

در بیانیه‌ی موسوی، هیچ مرزی میان «خودی» و «غیرخودی» کشیده نمی‌شود. چیزی که برجسته است، نه فریاد اعتراض، که آرامش انسانیِ کسی‌ست که سال‌ها در حصر و زندان فکر کرده و حالا نتیجه‌ی آن تفکر را در یک جمله خلاصه کرده: راه نجات، از رفراندوم و حق تعیین سرنوشت می‌گذرد. همان حقی که نظام‌های گرفتار در توهم مشروعیت، همیشه از آن می‌گریزند.

در روزهایی که تفسیر از «وحدت ملی» به ابزاری برای توجیه وضع موجود بدل شده، این یادآوری ساده اما کلیدی‌ست: وفاداری مردم به کشور، هرگز به معنای تأیید شیوه‌ی حکمرانی نیست. حتی در روزهای جنگ دوازده‌روزه، اگر نقشه‌های نتانیاهو و اپوزیسیون ضد ایرانی برای قیام و براندازی ناکام ماند، به خاطر دوراندیشی مردمی بود که خود را جدا از نظام، اما پیوسته به مام میهن می‌دانند. خطای فاحش حاکمیت این است که آن واکنش را نشانه‌ی مشروعیت برای خودش تلقی کند.

پیشنهاد تأسیس مجلس مؤسسان قانون اساسی، در ساحت سیاستِ بحران‌زده، نشانه‌ی بلوغ است. نه از سر بی‌صبری، که از سر اضطرار. رفراندوم، در این منظومه‌ی فکری، ابزار آشوب نیست، بلکه مکانیسم صلح در داخل و خارج است. مسیری‌ست برای آن‌که مشروعیت، باید از دل جامعه برخیزد، نه از درون نهادهای بسته و بی‌پاسخ‌گو.

مجلس مؤسسان فقط راهی برای حل بحران داخلی نیست، بلکه پیام صلحی به همسایگان است که ایرانِ آینده، برآمده از اراده‌ی مردم است، نه استمرار نهادهای امنیتی. این ایده، می‌تواند صلح پایدار منطقه‌ای را نیز تقویت کند، چرا که مشروعیتِ بومی، نخستین گام در کاهش تنش‌های فرامرزی‌ست.

بیان انتظاراتی چون آزادی زندانیان سیاسی یا تغییر رویکرد رسانه ملی، پیش‌نیاز حداقل‌هایی‌ست برای گذار دموکراتیک. در غیر این‌صورت کشور به ورطه‌ی بی‌بازگشت فروپاشی خواهد رفت. هر بی‌پاسخی، دشمنان ایران را امیدوار می‌کند؛ و به تکرار تراژدی‌هایی که می‌توانستند نیامده، پایان یابند.

در روزگاری که بسیاری به خاموشی تن داده‌اند، این صدا هنوز روشن است. نه به‌خاطر بلند بودنش، بلکه به‌خاطر صداقتی که در آن موج می‌زند. نه در پی قدرت است، نه در سودای رقابت. فقط آمده تا بگوید: اگر نسیم تغییری وزیدن گرفته، فرصت آن را باید دریافت، نه آن‌که از آن روی برگرداند.

و اگر این نسیم امروز شنیده نشود، فردا طوفانی خواهد شد که نه از حصر عبور خواهد کرد، نه از حصار قدرت.