نادر کرمی
بیانیه اخیر میرحسین موسوی، پس از سالها سکوت نسبی در حصر، به نقطهعطفی در تحولات سیاسی ایران بدل شده است. او صراحتاً ساختار فعلی جمهوری اسلامی را ناکارآمد و فاقد نمایندگی عمومی توصیف کرده و خواهان برگزاری رفراندومی برای تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی شده است. آنچه این بیانیه را از مواضع پیشین جدا میکند، نه صرفاً جسارت آن، بلکه هماهنگیاش با موجی تازه از حمایتهای گسترده فعالان سیاسی و مدنی داخل کشور است.
در بیانیهای که امروز منتشر شد، صدها چهرهی شناختهشده جامعه مدنی، ضمن تأکید بر حق تعیین سرنوشت مردم، از موسوی حمایت کردند. این اجماع کمسابقه نشاندهندهی شکلگیری گفتمانی نو در درون جامعه است؛ گفتمانی که دیگر در پی اصلاح تدریجی نیست، بلکه خواهان بازسازی بنیادین نظم سیاسی است.
واکنش تند جریانهای اصولگرا، از جمله حمله رسانههای رسمی به موسوی، نشان میدهد که اقتدار سیاسی موجود خطر این گفتمان را جدی گرفته است. اما همین واکنشها نشاندهندهی شکاف عمیق میان ساختار قدرت و افکار عمومی در حال رشد است.
این تحولات، در مجموع، نشان از افقی تازه در سیاست ایران دارند. بیانیه موسوی و حمایتهای پس از آن، یک نقطه شکست در نظم مستقر را نشان میدهند؛ نظمی که سالها با سرکوب، انکار و توجیه به حیات خود ادامه داده است. اما امروز، جامعه نه از بیرون، که از درون، به نقد آن برخاسته است.
میتوان گفت این بیانیه، صرفاً یک فراخوان سیاسی نیست؛ بلکه طلیعهی پایان یک نظم و آغاز یک دوران نوین در سیاست ایران است.