مرضیه حاجیهاشمی
«عباس عراقچی» وزیر امور خارجه در مصاحبه با «فاکس نیوز» علت پافشاری و اصرار «جمهوری اسلامی» بر غنیسازی اورانیوم در داخل کشور را چنین عنوان میکند که این یک دستاورد ملی است و تبدیل به غرور ملی شده است. قابل توجه است که غرور ملی شامل عوامل متعددی می باشد که یکی از آنها شامل دستاوردهایی است که نیروی محرکه توسعه و پیشرفت یک ملت است. سوال این جاست، آیا سرمایهگذاری و هزینه کرد فوق تصور برای یک دانش و فن آوریِ حداقل ۷۰ سال پیش که کشور را به کانون بحران، تبدیل کرده و در آستانه تبدیل شدن به تهدید برای صلح و امنیت جهانی قرار داده است، به واقع عامل غرور ملی است یا تحقیر ملی؟
پیش از این در یادداشتی بدین اشاره شد که از حیث جامعه شناختی، غرور ملی ارتباط معناداری با متغیرهای «رضایت از اوضاع اقتصادی و اجتماعی، احساس محرومیت، احساس مشروعیت نظام سیاسی و احساس تبعیض بین افراد» دارد. آیا بهتر نبود با نگاهی علمی و رویکردی تخصصی با تمرکز بر این متغیرها غرور ملی را تقویت میکردیم؟
آیا اینکه در رسانههای جهان، تصاویر تحقیرآمیزی از توزیع آب با تانکر در ایران منتشر میشود و پرداختن به بحران آب و برق در ایران این روزها سوژه این رسانههاست، غرور ملی ایرانیان را علاوه بر رنج این روزهای بحرانی له نمیکند؟ مگر هر امکان تولیدی در داخل یک کشور و تحت هر شرایطی دستاوردی منجر به غرور ملی است!؟
به طور مثال تولید هندوانه و بسیاری از محصولات کشاورزی که برای تولید، نیاز به آب زیادی دارند، در کشوری با شرایط آب و هوایی ایران، یک حماقت ملی است؛ نه غرور ملی؛ چرا که به جای وارد کردن آب مجازی از طریق واردات این محصولات به کشور؛ حتی این محصولات را صادر هم میکنیم و در این شرایط بحرانی آب که چندین سال است، متخصصین امر، آن را فریاد میزنند، آب مجازی را صادر نیز میکنیم!!!
توهم و بیتدبیری را به جای غرور ملی نفروشیم. آیا غرور ملی آن نبود که بر روی فناوری روز دنیا در تامین انرژی پاک، سرمایهگذاری میشد، انرژی خورشیدی که حمایت های دانشی و فنی؛ حتی مالی و حقوقی بین المللی مثل حمایت معاهده آب و هوایی پاریس از آن را شامل میشد؟ و در حالی که یکی از بهترین پهنههای سرزمینی انرژی خورشیدی طبیعی در جهان را دارا هستیم، امروز یکی از اصلیترین صادر کننده های برق در جهان نیز قلمداد میشدیم.
با توجه به متغیرهایی که در زمینه غرور ملی بدان توجه داده شد، سالهاست، غرور ملی ایرانیان را خراشیدیم و هزینههای جبران ناپذیر و غیرقابل برگشت برای نسلهای مختلف ایرانیان تراشیدیم و امروز وزیر امور خارجه از غرور ملی سخن میگوید. یک خطای راهبردی با نفوذ بیحد و حصر نظامیان در سیاستگذاریها، تصمیم سازیها و مدیریتهای کلان علم و فناوری و حتی جزئیترین امور اجرایی و اقتصادی، کشور را به نقطهای بی بازگشت رساند و اکنون آن را غرور ملی مینامیم، این اصرار بر خطا، لجاجت بر نابودی ملی؛ نه غرور ملی و با انگیزهای غیر ملی است.