آیا دانش هسته ای ایران قربانی بمب می شود

سیروس فیروزیان

آیا جهان آزاد نگران حضور ایران اتمی در صف بندی دیکتاتوری شرق در برابر دمکراسی غرب در جنگ بزرگ فرامنطقه ای در آینده پیش روست؟ اگر چنین است که بنظر اینگونه است، آیا دانش و دانشمندان اتمی ایران نیز خطر بحساب می آیند؟ بگمان‌ من، از نگاه غرب، دارایی، کارایی و دانایی هسته ای، هر سه، در چارچوب این رژیم، شمشیر آخته ای است بالای سر اروپا!

من تا امروز باور داشته ام که رژیم اجازه نخواهد یافت به بمب اتم دست یابد.‌ اکنون، در حالیکه چشم های باز دنیای آزاد رفتار ج.ا. را رصد می کند، بسیار سخت می بینم تا رژیم بتواند خواست خود برای درست کردن بمب را عملی سازد.

به هر روی، من نگرانم که اگر رژیم به ساخت بمب نزدیک شود، چه بسا، ایران با حمله اتمی روبرو گردد. حمله به سایت های هسته ای آخرین اولتیماتوم و هشدار به رژیم بوده است. شاید اینبار همان بمب های سنگر شکن را روی بمب اتم رژیم بریزند.

نکته درخور توجه اینجاست، اکنون جهان آزاد به رهبری آمریکا برآن شده تا دانش هسته ای ایران با حساسیت ویژه و با دقت بسیار کنترل شود. در واقع، آمریکا و اروپا برگشتند به سیاست پرزیدنت بوش که گفته بود ایران نباید دانش هسته ای داشته باشد.

ترور دانشمندان و چهره های کلیدی در فن آوری و مدیریت صنعت هسته ای به این نگرانی دامن زده که با خانه نشینی و یا فرار مغزهای دانش هسته ای به خارج، و نیز بی انگیزگی دانش آموزان برای ادامه تحصیل در رشته های مربوط به انرژی هسته ای، رفته رفته دانش صلح آمیز هسته ای در کشور فراموش و خاموش شود.

حقیقت آن است که دنیا دلیل قانع کننده ای برای غنی سازی با درصد بالا در ایران نمی بیند. گذشته از رفتار ماجراجویانه رژیم در این چهل سال، دنیا نمی تواند بپذیرد که دستیابی به بمب یک ضرورت دفاعی و امنیتی برای ایران باشد. موقعیت همسایگی ایران با هر پانزده کشور بگونه ایست که ضرورت داشتن توان نظامی اتمی را برای ایران توجیه نمی کند. بعنوان نمونه، ایران با پاکستان اتمی هیچ تعارض اصولی و دشمنی ندارد. در واقع، ایران با هیچکدام از همسایگانش تضاد ساختاری و موجودیتی ندارد. رقابت ها گاهی حذفی و دشمنانه بوده؛ اما تهدید موجودیتی یا مداخله گرانه مطرح نبوده است. آنجاییکه مشکل بروز کرده، بیشتر برخاسته از گفتمان انقلابی و هژمونی خواهی رژیم بوده که در بسترهای گوناگون بدست رقبا کنترل شده است.

در نقطه مقابل ایران، جغرافیای سیاسی ویژه و ملاحظات حساس استراتژیک و نگرانی های موجودیتی، به چهار کشور آسیایی بعلاوه اسرائیل اجازه داد تا آنها به توان عملیاتی و نظامی اتمی دست یابند.

گذشته از حساسیت دنیا درباره انقلابی گری و هژمونی خواهی شیعیِ رژیم در منطقه، فاکتور داخلی نیز در نرسیدن رژیم به توان نظامی اتمی نقش مؤثر داشته است. نااميدی الیگارش فرصت طلب نظامی و روحانیت عافیت طلب به بقای رژیم، بی اعتمادی آنها به حفظ موقعیت خود در رژیم- در همه سطوح حاکمیت، اولویت دادن به منافع شخصی و فساد سیستماتیک، ناتوانی و ناکارآمدی دستگاه های امنیتی رژیم در رویارویی تکنولوژیک با عملیات نرم و سخت جاسوسی، وجود سوراخ های ریز و درشت در نظام، نفوذ جاسوسان در بخش های نظامی، امنیتی و سیاسی، سراسیمگی و بی ارادگی در تصمیم گیری، و سرانجام نداشتن پشتوانه و پشتیبانی ملت، همه و همه، دست یافتن رژیم به بمب اتم را تا این لحظه به بن بست کشانده است.

اما، اگر رژیم بخواهد به سیم آخر بزند و برود به سوی آزمایش اتمی و ساخت کلاهک، و اگرِ بزرگتر آنکه دو قدرت شرقی، در صف بندی آرامش پیش از طوفان، این امکان و اجازه را به رژیم ایران بدهند، آنگاه دنیا یک قدم به جنگ جهانی نزدیک تر خواهد شد. واقعیت آنکه موضوع فراتر از تهدید اتمی اسرائیل است. با یک ایران اتمی- یا با توان نهفته و نهانی اتمی، در کمپ دیکتاتوری شرق، خطر بیخ گوش دمکراسی غرب خواهد بود. فراموش نکرده ایم که یک ایران ناتوان، برگ برنده غرب در جنگ جهانی بود. حال، یک ایران زخمی و خشمگین از جنگ دوازده روزه، اینبار با توان- تاکتیکی- اتمی یعنی دست بالای چین و روسیه در برابر اروپا و آمریکا. بنظر من، این هدف جاه طلبانه- بازی با دست بالا در بلوک قدرت شرق، انگيزه هیتلر ایران برای اتمی شدن است. من فکر نمی کنم که مقامات سیاسی و نظامی رژیم، اتم را تنها برای دفاع از نظام بخواهند. آنها، فراتر از ایران، خود را در قطب شرق تعریف می کنند؛ آنهم بلوک دیکتاتورهای آسیایی و نه دمکراسی های آسیایی.

کمپ دیکتاتورهای مشرقی می خواهد با تضعیف اروپا، نخست از راه بازار و سپس با کارزار، اوراسیای ضد آمریکایی بسازد.

در پایان، من می اندیشم که اروپا و آمریکا دست اسرائیل را هر چه بیشتر باز خواهند گذاشت تا نگذارد ایران به این موقعیت حساس و به این توانمندی خطرناک برسد؛ همان که صدر اعظم آلمان در باره نیابت اسرائیل در انجام “کار کثیف” گفت. موضوع ایران، امروز، یک خطر مقدر فرامنطقه ای است. ذخیره موشک های فوق پیشرفته رژیم بعلاوه کلاهک اتمی یعنی تکمیل شدن حلقه آخر برای جنگ جهانی زود رس. از اینروست که نمی توانم باور کنم غرب بگذارد ایران اسلامی، کره شمالی اسلامی بشود.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»