جنگ جایی است که در آن حقیقت برملا میشود. در جنگ کشورها از پیشرفتهترین تکنولوژیهایی که به آنها دسترسی دارند استفاده میکنند. لاجرم نتیجهٔ جنگ نشان میدهد که رجزهایی که پیشتر خوانده شده بودند، چقدر به واقعیت نزدیک است.
اسرائیل در جنگ دوازده روزه، ۱،۶۰۰ پرواز داشته است. ولی هیچ هواپیمای اسرائیلی ساقط نشد. ساقط کردن اف-۳۵ دروغ بود! زدن اف-۱۶ دروغ بود! اسیر کردن خلبانها دروغ بود! هیچ سرباز اسرائیلی در این جنگ زخمی نشد!
آمریکا فردو و نظنز را بمباران کرد؛ پدافند که هیچ! آسمان که هیچ! روی زمین هم انگار جمهوریاسلامی کسی را نداشت که خبر دهد فردو و نطنز بمباران شدهاند. بمباران فردو و نظنز را از توییت ترامپ متوجه شدند. کی؟ وقتی هواپیماهای آمریکا از آسمان ایران خارج شده بودند. مجری تلویزیون جمهوریاسلامی، خبر را با این لحن خواند که این ادعای آمریکاییهاست، ما نمیتوانیم هنوز تأییدش کنیم.
نیروهای مسلح جمهوریاسلامی، لااقل در بخش هوایی، گویی هیچ تفاوتی با قبایل بدوی در جنگلهای آمازون ندارند. هر دو گروه نمیدانند چه کسی بر بالای سر آنها پرواز میکند. جمهوریاسلامی هواپیما که ندارد. تأثیر پدافند جمهوریاسلامی هم چندان بیشتر از نیزههایی نیست که اقوام بدوی میسازند. حتی اگر هواپیماها در ارتفاع پایین پرواز کنند و در روز روشن به سراغشان بیایند، باز هم پدافند جمهوریاسلامی همانقدر کارساز است که نیزه اقوام بدوی در جنگلهای آمازون.
این بلایی است که انقلاب ۵۷ بر سر نیروهای مسلح آورد. امکانات نیروهای مسلح جمهوریاسلامی را با امکانات ارتش ایران در زمان شاه مقایسه کنید. این فاصله نتیجهٔ انقلاب ۵۷ است. انقلاب ۵۷ یک ایدهٔ بنیادین داشت: «ستیز با تمدن غرب.» آن ایده بار بزرگی بر دوش ایران گذاشت. باری که ایران به دلایل متعدد توان به دوش کشیدنش را ندارد. واقعیت این است که آن ایدهٔ بنیادین شکست خورده است. بهوضوح هم شکست خورده است. این جنگ دوازده روزه قاعدتا باید برای باورمندان به آن انقلاب زنگ بیدار باش میبود، که ببینند نمیشود با غرب جنگید.
اما به طرز رقتانگیزی حتی چنین شکست خفتباری هم نتوانست این خوابزدگان را بیدار کند. به اصلاحطلبان نگاه کنید، از همه رقتانگیزتر اینها بودند. اصلاحطلبان مثلا غربگراترین بخش جمهوریاسلامی بودند. خودشان را تکنوکرات میخواندند، گاهی «لیبرال» هم خطاب میکردند. در فردای این جنگ به تنظیمات کارخانه بازگشتند. به صدایی غربستیزتر از چپها و ارزشیها مبدل شدند.
ایران هیچ آیندهای نخواهد داشت اگر این ستیز با غرب پایان نیابد. اوضاع از این هم بدتر خواهد شد اگر این کشور در مسیری جدید قرار نگیرد. ما برای ادارهٔ این کشور، در این جهان جدید، به غرب نیازمندیم. واقعیت این است که در میان باورمندان به انقلاب ۵۷ هم هیچکسی وجود ندارد که بخواهد و بتواند ایران را به مسیری نو بیاندازد. به همین خاطر هم باید جمهوریاسلامی را برانداخت! چون استمرار این وضعیت به نابودی ایران میانجامد.
بامداد اعتماد
ــــــــــــــــــــــ