وزیر کشاورزی اخیراً از کاهش ۳۰۰ هزار تنی تولید برنج به دلیل کمآبی خبر داده است، اما در این اظهارنظر از نقش تاریخی و ساختاری همین وزارتخانه سخنی به میان نمیآید؛ نهادی که طی دهههای گذشته با اصرار بر ترویج کشتهای آببر در مناطق خشک و نیمهخشک کشور، یکی از مقصران اصلی ورشکستگی منابع آبی ایران بوده است. بحران آب در ایران نه ناگهانی است و نه غیرقابل پیشبینی؛ بلکه نتیجه مستقیم دههها بیاعتنایی به هشدارهای علمی، بیتوجهی رقتبار به واقعیتهای اقلیمی و مدیریت فاجعهبار منابع طبیعی است.
وقتی در استانهایی مانند خراسان، فارس، یا مناطق مرکزی کشور، بهجای تطبیق کشت با اقلیم، کشت برنج، هندوانه یا صیفیجات پرآببر بهواسطه تسهیلات و سیاستهای تشویقی دولتی گسترش مییابد، نتیجه آن چیزی جز خشکشدن سفرههای زیرزمینی، فرونشست زمین، نابودی تالابها و افزایش تعارضات آبی نخواهد بود. کارشناسان مستقل سالها درباره این روند هشدار دادهاند، اما ساختار تصمیمگیری، گرفتار نگاه عقبمانده کشاورزیمحور و بیاعتنا به اصول توسعه پایدار باقی مانده است. اکنون که آثار این تصمیمهای نادرست در قالب کاهش تولید، مهاجرت روستاییان، خالیشدن دشتها از سکنه و بیکاری کشاورزان خود را نشان داده، مقامهای مسئول بهجای پذیرش مسئولیت و بازنگری در سیاستها، صرفاً با ارائه آمارهایی سطحی تلاش میکنند افکار عمومی را مدیریت کنند، بیآنکه از ریشههای بحران سخنی گفته شود یا نشانهای از اصلاح ساختار دیده شود.
اتحاد بازنشستگان
@etehad_bazn