مردم شریف ایران
رفتار جمهوری اسلامی در نزدیک به نیمقرن حکومت خود با محیطزیست، در خوشبینانهترین حالت، سهلانگارانه و در بدبینانهترین حالت، ویرانگر و حتی جنایتکارانه آنهم بهصورت سیستماتیک بوده است. کشوری که میتوانست در زمینه استفاده از منابع تجدیدپذیر یا سازگاری با طبیعت و محیطزیست، الگوی منطقه باشد، متاسفانه با حکمرانی فشل و تمامیتخواه و با ماجراجوییهای مربوط به استفاده از نیروی هستهای، تبدیل به درس عبرتی برای جهانیان در زمینه تخریب محیطزیست شده است.
شواهد و آمار حکایت از آن دارد که کشور ایران بهصورت سرانه، در زمینه تولید گازهای گلخانهای، آلودگی هوا و عدم حفاظت از گونههای نایاب جانوری اگر در صدر نباشد، جزو صدرنشینان این فهرست شوم است. همگان میدانند که محیطزیست در مالکیت انحصاری حکومت مستقر و کارگزاران آن و ما بهعنوان نسل حاضر نیست و اصلاً به «ما» تعلق ندارد و بلکه این «ما» هستیم که جزوی از محیطزیستیم و متعهد هستیم این میراث ارزشمند طبیعت را تا حد ممکن بهصورت پاک و قابلِاستفاده برای نسلهای پس از خود به یادگار بگذاریم.
شوربختانه در زمینه حفظ و استواری محیطزیست، در پیشگاه ناآمدگان و نسل جوان و روبهرشد فعلی، چندان سربلند نیستیم و بیم آن میرود به نقطه بیبازگشت رسیده باشیم. ازاینرو تنها کاری که از ما زندانیان و کنشگران سیاسی، عقیدتی و مدنی و عموم مردم برمیآید، اعتراض به شیوه رفتار جمهوری اسلامی به محیطزیست و البته بکارگیری تلاش حداکثری برای اصلاح رفتار خودمان است.
اصل ۵۰ قانون اساسی بهعنوان اصلی نمادین و تزئینی به تصویب نرسیده و مقصود از وضع آن، ایجاد تکلیف برای حکومت و آحاد ملت بهمنظور پاسداشت محیطزیست بوده؛ اما آنچه در عمل صورت گرفته، بیمبالاتی، سهلانگاری و بیتفاوتی آشکار در محافظت از محیطزیست و نتیجتاً نابودساختن تدریجی و شتابان آن در طول حیات جمهوری اسلامی بوده است. رفتارهای ناصواب و بیرحمانه حکومت با محیطزیست و حیات وحش، فهرستی بلند را شامل میشود و از شمار فزون است. خشکاندن دریاچه ارومیه بهعنوان بزرگترین دریاچه ایران و نگین بیبدیل آذربایجان و شمال غرب کشور که درنتیجه اهمال حاکمیت در حفظ حوضه آبریز آن دریاچه و شکست طرحهای موسوم به احیای دریاچه واقع شده، اجرای بیرویه طرحهای عمرانی در پهنههای منابع طبیعی و مناطق دارای پوشش گیاهی و محیط طبیعی زیستگونههای نادر جانوری نظیر یوز و گور ایرانی بدون ارزیابیهای دقیق زیستمحیطی، جنگلخواری و قطع لجامگسیخته و غیرقانونی و قاچاقی درختانی که رشدشان بعضاً دهها سال طول میکشد، مثل جنگلهای بلوط زاگرس و قطع درختان جنگلهای شمال کشور برای تولید الوار و سایر مصارف مدنظر و اغماض و اهمال مسئولان در جلوگیری از آن، کوهخواری، سدسازیهای غیراصولی و انتقال آب از حوضههای مختلف برای مصرف کارخانهها و کشاورزی که طبق مدل توسعه قرن نوزدهمی تاسیس و دایر گشتهاند. درحالیکه عقل سلیم و دوراندیش میگوید کارخانههای با مصرف آب بالا باید کنار دریا تاسیس شود نه در کویر. همچنین کشاورزی باید مکانیزه و مدرن و براساس بنیه آبی هر حوزه/حوضه باشد.
بحران آب و انتقال غیرارزیابی آن حتی ممکن است به تشنج و جنگ بین مناطق و استانهای مختلف شود. حفر چاههای عمیق و استفاده از سفرههای آب زیرزمینی که به نابودی آنها و خشکیدن قناتها و نتیجتاً فرونشست زمین در بسیاری از نقاط کشور انجامیده و عارضه اخیر، موجودیت بناهای تاریخی را نیز تهدید میکند، مازوتسوزی و تولید و واردات بنزین فاقد کیفیت و استفاده افراطی و بیرویه از سوختهای فسیلی، خشکاندن تالابها و رودهای نامآشنای کشور همچون تالاب گاوخونی و تالاب انزلی، زایندهرود و… اهمال در استفاده از انرژیهای پاک و منابع تجدیدپذیر تنها بخشی از رفتارهای غیرمسئولانه جمهوری اسلامی با محیطزیستِ این مرزوبوم است.
از سویی، ماجراجوییهای هستهای حکومت که تحت لوای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای صورت میگیرد، تا حد زیادی راه را بر استفاده از این انرژی پاک و مناسبتر از سوختهای فسیلی بسته است. فعالیت برای محیطزیست نیز در جمهوری اسلامی، یک فعالیت امنیتی قلمداد شده و تعداد زیادی از این فعالین دستگیر و گاه حبسهای بلندمدت گرفتهاند. مضافاً اینکه بحرانها و فجایعی از قبیل قطع سراسری و مستمر آب و برق در اقصی نقاط کشور، افت فشار یا قطعشدن گاز در ششماهه دوم هرسال، آلودگی تقریباً همیشگی هوای کلانشهرها و مناطق صنعتی بهگونهای که آن نواحی و مناطق را تقریباً از ویژگیهای لازم برای زیست متعارف مردم عاری ساخته، ورود مداوم گردوغبار و ریزآلایندهها به بسیاری از استانها و شهرهای جنوب کشور که بعضاً تا سایر استانهای همجوار نیز امتداد مییابد و تنفس را برای ساکنان این مناطق دشوار کرده است و وقوع آتشسوزیهای گسترده و غیرعادی در جنگلهای کشور نیز ازجمله پیامدهای حکمرانی ناکارآمد جمهوری اسلامی و نحوه مواجهه آن با محیطزیست است.
ما جمعی از زندانیان و کنشگران سیاسی و مدنی، رفتارهای حکومت درباره محیطزیست و پهنههای گیاهی و زیستبوم گونههای جانوری کشور عزیزمان ایران بهعنوان میراث شریف طبیعت را بهشدت محکوم میکنیم و ضمن تعهد به رعایت الزامات و اقتضائات ناظر به ایرن عرصه به حد وسع، نسبت به عواقب این نوع رفتارها و شیوه حکمرانی، به حاکمیت و البته به مردم شریف ایران هشدار میدهیم.
اسامی امضاءکنندگان:
سیامک ابراهیمی. سعید احمدی. مطلب احمدیان. محمود اوجاقلو. محمدباقر بختیار. شهریار براتی. مرتضی پروین. مصطفی تاجزاده. خشایار سفیدی. حسین شنبهزاده. محمدرضا فقیهی. ابوالفضل قدیانی. محسن قشقایی. مهدی محمودیان. محمد نجفی. طاهر نقوی