وزارت امور خارجه ایران به توافق میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان با میانجیگری آمریکا واکنش نشان داد. به گزارش ایرنا، این وزارتخانه تأکید کرده است که ایران با دقت روندهای جاری در منطقه قفقاز جنوبی را دنبال میکند (۱). مسیر سنتی اتصال آذربایجان به نخجوان تا کنون از طریق ایران عبور میکرد. اما اگر کریدور زنگهزور فعال شود، آذربایجان دیگر نیازی به استفاده از مسیر زمینی خاک ایران نخواهد داشت؛ به این معنا که اهمیت ترانزیتی ایران، برای آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و حتی برخی کشورهای آسیای مرکزی کاهش خواهد یافت.
بر اساس گزارش رسانههایی چون رویترز و العربیه، طبق طرح دولت ترامپ، کریدور زنگهزور به مدت ۹۹ سال تحت مدیریت مستقیم کنسرسیومی تحت حمایت ایالات متحده قرار خواهد گرفت. این به معنای حضور اقتصادی و اطلاعاتی ـ امنیتی آمریکا در جنوب ارمنستان و نزدیکی مرزهای شمالغرب ایران است. این توافق همچنین به اروپا امکان میدهد گاز و نفت دریای خزر را بدون عبور از خاک ایران یا روسیه از مسیر زنگهزور به اروپا منتقل کند؛ اقدامی که میتواند رقابتپذیری صادرات انرژی ایران را در بازار جهانی کاهش دهد.
وزارت امور خارجه ایران در بیانیهای اعلام کرده است: «ایجاد مسیرهای ارتباطی و رفع انسداد شبکههای مواصلاتی زمانی در خدمت ثبات، امنیت و توسعه اقتصادی ملتهای منطقه خواهد بود که در چارچوب منافع متقابل، با رعایت حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورهای منطقه و بدون مداخلات خارجی باشد.»
با این حال، در سایه بیتفاوتی رئیسجمهور پزشکیان، کریدور زنگهزور رسماً آغاز به کار کرد و وزارت خارجه آمریکا طرح انزوای ایران در قفقاز جنوبی را کلید زد. گویی عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در خواب زمستانی به سر میبرد. رئیسجمهور آذربایجان و نخستوزیر ارمنستان توافق صلح میان دو کشور را در کاخ سفید و در حضور رئیسجمهور آمریکا امضا کردند و همزمان طرح راهاندازی کریدور زنگهزور نیز عملیاتی شد. این مسیر، آذربایجان را به نخجوان متصل و مسیر ترانزیتی اروپا به دریای مازندران، ترکمنستان و حتی چین را از طریق ترکیه برقرار میکند (۲). این تحول بخشی از توافقنامه ۲۵ ساله ایران و چین را، که قرار بود از سواحل دریای عمان به اروپا از مسیر شمالغرب ایران پیوند بخورد، بیاثر خواهد کرد.
در نوامبر ۲۰۲۰، همزمان با جنگ و صلح میان آذربایجان و ارمنستان، نقدی بر سکوت مرگبار نظام اسلامی در قبال این تحولات منتشر کردیم. آیتالله خامنهای در آن زمان از بازگشت موج اعتراضات آبان ۱۳۹۸ هراس داشت و تنها بر سرکوب خیزش مردمی تمرکز کرده بود. در واقع، ایران از معادلات حل بحران مرزی شمالغرب کشور کنار گذاشته شد؛ مشابه ماجرای توافق ننگین کنوانسیون قزاقستان در تقسیمبندی دریای مازندران. مردم ایران زمانی از آن توافق مطلع شدند که حسن روحانی برای امضای آن به قزاقستان رفت. اکنون نیز دولت، به دلیل شکست در جنگ ۱۲ روزه، توان مقابله با قرارداد صلح ارمنستان و آذربایجان و فعال شدن کریدور زنگهزور را ندارد.
در همان سال، خبرگزاری فارس مقالهای از احسان موحدیان، پژوهشگر روابط بینالملل، منتشر کرد که هشدار میداد در نتیجه این توافق، نوار مرزی ایران با ارمنستان از دست خواهد رفت و ایران در شمال، کاملاً هممرز با جمهوری آذربایجان میشود (۳). با اعمال سیاست آمریکا، ایران در عرصه بینالمل به ویژه خاورمیانه، از یک بازیگر مؤثر به کشوری منزوی تنزل خواهد یافت و منافع اقتصادی و امنیتی آن با همکاری آمریکا، ترکیه، ارمنستان و آذربایجان به شدت تهدید میشود.
طبق مفاد قرارداد صلح جنگ ۴۵ روزه، چندین منطقه از جمله آغدام، قازاح، کلبجار و لاچین به آذربایجان واگذار شد. مهمتر آنکه کریدور زنگهزور با عرض حداقل ۵ تا ۱۰ کیلومتر ایجاد میشود و امنیت آن تحت کنترل مستقیم آذربایجان خواهد بود. اکنون با قرارداد ۹۹ ساله، آمریکا نیز به همسایه شمالغرب ایران بدل شده است.
پس از جنگ ۴۵ روزه، کنترل مناطق واگذار شده به آذربایجان به دست نیروهای روسیه سپرده شد و بیش از دو هزار نیروی حافظ صلح روسی در منطقه حضور یافتند. اما با درگیری روسیه در جنگ اوکراین، آمریکا و اروپا جای خالی روسیه را پر کردند و با توافق اخیر، واشنگتن رسماً وارد عرصه تجارت و نفوذ ژئوپلیتیک در قفقازجنوبی شد.
روزنامه ینیشفق ترکیه نیز در نوامبر ۲۰۲۰ هشدار داده بود که ایران دیگر با قرهباغ مرزی نخواهد داشت و مرز با ارمنستان از میان خواهد رفت. این در حالی است که ارمنستان شریک اقتصادی مهم ایران بوده و پروژههای مشترک از جمله تهاتر برق و گاز و فعالیتهای عمرانی ایران در این کشور احتمالاً منتفی میشود. همچنین کریدور شمال ـ جنوب برای اتصال خلیج فارس به دریای سیاه، قفقاز و آسیای میانه با چالش جدی روبهرو خواهد شد.
دولت ایران به دلیل بیکفایتی رژیم، در تحولات قرهباغ بازنده مطلق بوده و پس از شکست در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل بیش از پیش تضعیف شده است. تحریمها، بحران اقتصادی، ضعف دولت و بیخردی دیپلماسی رژیم، حاکمیت ملی ایران را به شدت تضعیف و کشور را به انزوا کشانده است.
در این میان، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در ۹ آگوست اعلام کرد که ایران «با روسیه یا بدون روسیه، مانع ایجاد کریدور آمریکایی در قفقاز خواهد شد»؛ اظهاراتی که بیشتر شبیه شعارهای تبلیغاتی سپاه پیش از جنگ ۱۲ روزه است (۴). همانطور که در آن جنگ، ادعای نابودی اسرائیل و منافع آمریکا به سرعت نقش بر آب شد.
با توجه به شرایط کنونی، ملت ایران بهویژه جوانان راهی جز عبور از این رژیم قرونوسطایی ندارند. مقاومت مدنی شامل اعتصابات و اعتراضات مردمی باید ادامه یابد تا امکان سرکوب از دست حاکمیت گرفته شود. تجربه جنبشهای اعتراضی ۱۳۸۸، دیماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نشان داده که اتحاد ملی میتواند رژیم را به زانو درآورد و حتی نیروهای نظامی و انتظامی را به صف مردم بکشاند.
نظام اسلامی پس از شکست در جنگ ۱۲ روزه و از دست دادن فرماندهان سپاهی، مدیران و دانشمندان کلیدی، توان اداره کشور و حفاظت از تمامیت ارضی را ندارد. در چنین شرایط بحرانی، وظیفه نیروها و تشکلهای سیاسی داخل و خارج کشور، ایجاد یک آلترناتیو مؤثر با گفتمانی ملی و دموکراتیک است.
در حال حاضر، سه جریان اصلی ادعای آلترناتیو بودن دارند: پادشاهیخواهان، سازمان مجاهدین خلق، و جریان اصلاحطلبی به رهبری میرحسین موسوی و گروهی از کنشگران سیاسی (که بسیاری از آنان در زندان هستند). با نگاهی واقعبینانه، حرکت میرحسین موسوی و همراهان داخل کشور، به دلیل پیوند با جامعه، شاید شانس بیشتری برای نقشآفرینی داشته باشد.
پاینده ایران
ناخدا محمد فارسی
۱۱ آگوست ۲۰۲۵
1 – https://www.irna.ir/news/85908662/
2 – https://english.alarabiya.net/News/middle-east/2025/08/09/iran-will-block-trumpbrokered-corridor-in-caucasus-adviser-to-iranian-leader-says
3 – https://www.farsnews.ir/news/13990823000074
4 – https://www.tasnimnews.com/fa/news/1404/05/18/3372497/