مهرپویا علا
حجاب زمانی آزاد است که یک زن بدون حجاب هم بتواند قاضی و استاد دانشگاه و نماینده مجلس بشود.
اقتصاد زمانی آزاد است که تنها شرط وقوع معامله میان دو نفر رضایت همان دو نفر باشد و بس و لزومی هم نداشته باشد که هر دو طرف معامله ایرانی باشند.
بیان زمانی آزاد است که نویسنده هر کتابی که خواست بنویسد و بدهد به ناشر برای چاپ، کارگردان هر فیلمی که خواست بسازد و بدهد به سینما برای پخش و آهنگساز هر آهنگی که خواست بسازد و بدهد به خواننده و تالارها برای اجرا و هیچکدام از اینها نیازی به «آقا اجازه» از کارمندان وزارت ارشاد نداشته باشند.
سیاست زمانی آزاد است که هر کسی بتواند دربارۀ هر تصمیم دولت و حکومت در سیاست داخلی یا خارجی در هر زمانی و تحت هر شرایطی (حتی «شرایط حساس کنونی» که همواره برقرار است و تا صد سال دیگر هم تبدیل به «شرایط غیرحساس کنونی» نخواهد شد) به طور آشکار نظرش را بگوید و تجمع برگزار کند.
از این نمونهها بسیار میتوان ذکر کرد. حالا بیاییم سروقت موضوع این کنسرت خیابانی که البته فعلاً جلوی همین را هم گرفتند. نظرها متفاوتاند، ولی به نظر من مشکلی ندارد که یک عده بروند در فلان کنسرتی که به هر دلیلی مجوز گرفته است شرکت کنند. مخصوصاً به فعالین سیاسی که خارج از ایران زندگی میکنند – و کم اتفاق نیفتاده که همین دست تفریحاتشان را بهعنوان «فعالیت سیاسی» جا بزنند – نیامده است که بخواهند برای مردم معمولی در داخل ایران تعیین تکلیف کنند.
ولی این مهم است که مراقب باشیم «شُل کردنهای» حکومت را بهعنوان آزادی به ما قالب نکنند؛ که اگر قالب کنند و به همین اندازه راضی شویم فقط این نخواهد بود که درجا بزنیم و از این جلوتر نتوانیم برویم، بلکه همین مقدار را هم خیلی زود خواهند گرفت.
دولت با انگیزهها و به دلایل گوناگون ممکن است در زمینهای شُل کند.
در شوروی هم برای مثال خروشچف پس از استالین آمد و قدری آسانتر گرفت و این وسط چند رمان جاودانه فرصت انتشار پیدا کردند. کسی از انتشار آن رمانها زیان ندید، ولی کمی شل کردن خروشچف از اتحاد شوروی یک ایالات متحد دیگر نساخت.
برژنف پس از خروشچف آمد و دوباره سفت گرفت.
آزادی یک مناسبات حقوقی است. شُل کردن یک سیاست است. تغییر در مناسبات حقوقی به این سادگیها انجامپذیر نیست. تغییر در سیاست ماهیت این حیطه است.
تفاوت این دو را درک کنیم تا کلاهمان را بر ندارند. شاید کاری هم در عمل و در کوتاهمدت نتوانیم انجام دهیم، ولی اینکه یک ملتی نگذارند به شعورشان توهین بشود بیاهمیت و بیاثر نیست.