صدای ماست، صدایش باشیم
دلا خوبان دل خونین پسندند
دلا خون شو که خوبان این پسندند
هر انسانی حق آزادی بیان و عقیده دارد. این حق شامل آن است که بدون ترس و اضطراب عقاید خود را داشته باشد و در جستوجو، کسب، انتقال و انتشار اطلاعات و افکار، از هر رسانه و وسیلهای و بدون محدودیت مرزی، آزاد باشد. این اصل بنیادین در اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح شده و هیچ حکومت و قدرتی نمیتواند آن را سلب کند.
با تکیه بر همین اصول جهانشمول، ما بار دیگر نسبت به بیعدالتی و سرکوبی که سالهاست بر مردم ایران و آزادیخواهان تحمیل شده است، اعتراض میکنیم. حکومتی که با ابزار دین و قانون، سانسور و سرکوب را نهادینه کرده و هر صدای مخالف را خاموش میسازد.
این روزها ما شاهد اعتصاب غذای حسین رونقی، همبند آزادهمان هستیم که اکنون دهمین روز را با جانفشانی سپری میکند. حسین خواستهای جز آزادی، عدالت و کرامت انسانی ندارد، اما جانش قطرهقطره در برابر چشمان ما آب میشود. گناه او فقط انساندوستی و ایراندوستی است؛ اعتراض به بیداد، اعدام و نابرابری. در کنار او، برادرش در تبریز در بند است و پدر و مادر رنجکشیدهاش سالهاست با وجود بیماری، درگیر پیگیری بیپایان وضعیت فرزندان خود هستند.
ما، همبندیهای حسین رونقی، از نزدیک شاهد لحظهلحظه آب شدن جسم او در زندان قزلحصار هستیم. شاهدیم که چگونه با وجود بیماریهای سخت، بر سر آرمانهای انسانی و ملی خود ایستاده و جانش را کف دست گرفته است. او نشان میدهد که ایراندوستی تنها شعار نیست، بلکه فداکاری در عمل است؛ و امروز با اعتصاب غذا، جان خود را سپر کرده تا به ما و شما یادآوری کند که آزادی و کرامت انسانی ارزشهاییاند که باید برایشان تا پای جان ایستاد. خواستهاش آزادی مردم، عدالت، و نجات ایران است. صدای او صدای ماست، و اکنون بر همه ماست که این صدا را بلندتر کنیم و نگذاریم در سکوت سلولها خاموش شود. از همه وجدانهای بیدار در ایران و جهان میخواهیم به یاری حسین برخیزند؛ زیرا امروز او نه تنها برای خودش، که برای همه ما میجنگد.
اینک پرسش ما از جهان است: چرا در قرن بیستویکم، زمانی که ملتها برای آزادی، عدالت و صلح گام برمیدارند، ملت ایران باید همچنان در چنگال استبداد و بیقانونی اسیر باشد؟ چرا باید بهترین فرزندان این سرزمین در سلولهای تاریک زندان، زیر شکنجه، با اعتصاب غذا و جسمی فرسوده، فریاد آزادی را بلند کنند؟
ما علاوه بر حسین رونقی، نگرانی عمیق خود را از وضعیت تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران اعلام میکنیم؛ کسانی که تنها به جرم دفاع از حقوق مردم، نقد قدرت، یا مطالبه عدالت، اکنون در خطر جان و سلامت قرار دارند. از نویسندگان و روزنامهنگاران تا معلمان، کارگران، دانشجویان و زنان آزادیخواه، همگی قربانی سرکوبی سیستماتیک هستند.
پیشتر نیز گفتهایم و باز تکرار میکنیم: وظیفه ماست که وجدان بیدار ایران و دیدهبان انسانیت باشیم. امروز، نجات جان حسین رونقی و همه زندانیان سیاسی، وظیفهای انسانی، ملی و جهانی است. ما از جامعه مدنی ایران، افکار عمومی جهانی، نهادهای حقوق بشری و همه وجدانهای آگاه میخواهیم که به یاری این عزیزان بشتابند تا فاجعه دیگری در برابر دیدگانمان تکرار نشود.
در پایان، به ماده دیگری از اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره میکنیم: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا مجازات یا رفتاری ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.» این اصل نه یک شعار، بلکه حقی مسلم است که باید همین امروز در ایران به رسمیت شناخته شود.
آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است.
پاینده ایران
زرتشت احمدیراغب
آرشام رضایی
رضا محمدحسینی
۲۱ شهریور ۱۴۰۴
زندان قزلحصار